هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان تضاد بین زهد و عشق میپردازد. شاعر از عشق زمینی و الهی سخن میگوید و زاهدان را به چالش میکشد. او از می، مغان، و عشق به عنوان راهی برای رهایی از ریا و تظاهر یاد میکند و در نهایت، عشق را برتر از همهی قید و بندها میداند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به می و مغان ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴۵۸ - زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
کار با سبحه و زنار به پیکار افتد ۱
خیز و در کوی مغانش بده ای شیخ بمی
چند سجاده و تسبیح تو بی کار افتد ۲
جز ملامت ثمری ایدل شیدا نبری
سرو کار تو چو با مردم هوشیار افتد ۳
گرچه زنار بود حلقه آن زلف نژند
کاش بر حلق من آن حلقه زنار افتد ۴
شاهدم رقص کنان جلوه کند چون در بزم
زاهدان را همگی کیک بشلوار افتد ۵
نیست ممکن که دگر باز برویت بیند
نظر هر که برخسار تو یک بار افتد ۶
منع چشمت نتوان کرد که خونم نخورند
ترک چون مست شود لابد خونخوار افتد ۷
قدر آن صدمه که من میخورم از دل دانی
گر سر و کار تو یکروز به بیمار افتد ۸
از سر کوی خود آشفته چه رانی نرود
خار در ساحت گلزار بناچار افتد ۹
از غم بی عملی شکوه مکن ای درویش
در صف حشر بحیدر چو سر و کار افتد ۱۰
کار با سبحه و زنار به پیکار افتد ۱
خیز و در کوی مغانش بده ای شیخ بمی
چند سجاده و تسبیح تو بی کار افتد ۲
جز ملامت ثمری ایدل شیدا نبری
سرو کار تو چو با مردم هوشیار افتد ۳
گرچه زنار بود حلقه آن زلف نژند
کاش بر حلق من آن حلقه زنار افتد ۴
شاهدم رقص کنان جلوه کند چون در بزم
زاهدان را همگی کیک بشلوار افتد ۵
نیست ممکن که دگر باز برویت بیند
نظر هر که برخسار تو یک بار افتد ۶
منع چشمت نتوان کرد که خونم نخورند
ترک چون مست شود لابد خونخوار افتد ۷
قدر آن صدمه که من میخورم از دل دانی
گر سر و کار تو یکروز به بیمار افتد ۸
از سر کوی خود آشفته چه رانی نرود
خار در ساحت گلزار بناچار افتد ۹
از غم بی عملی شکوه مکن ای درویش
در صف حشر بحیدر چو سر و کار افتد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۷ - خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
گوهر بعدی:شماره ۴۵۹ - آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.