عبارات مورد جستجو در ۵ گوهر پیدا شد:
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۵۲ - آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
خانه‌پرداز من و با دیگران هم‌خانه‌ای
هر دو عالم در سر کار تو کردم، گر چه تو
خود نمی‌گویی که هستی در دو عالم یا نه‌ای؟
شد دلم ویران ز سنگ‌انداز هجرانت، ولی
شادمانم چون تو دایم گنج آن ویرانه‌ای
گر دل سختت نمی‌ماند به سنگ، ای سیم تن
پس چرا پیوسته با ما ده زبان چون شانه‌ای؟
شد کنار من پر از در، ز آب چشم چون گهر
از کنار من چرا دوری، اگر دردانه‌ای؟
ترک مهرت خواستم کردن چو دید آن عقل گفت:
چون کنی ترک پری رویان؟ مگر دیوانه‌ای؟
اوحدی، چون عشق بازی می‌کنی دوری مجوی
همچو فرزین، از رخ این شاه، اگر فرزانه‌ای
بعد از آن از بند کار خویشتن برخیز، اگر
صید آن زلف چو دام و خال همچون دانه‌ای
عمعق بخاری : مقطعات و اشعار پراکنده
شماره ۱۸ - ندانم چه بردی برین بازی نرد؟
ندانم چه بردی برین بازی نرد؟
که برد ترا هر دو گیتیست بورک
سوزنی سمرقندی : بخش دوم قطعات
شمارهٔ ۵ - حجام زاده
حجام زاده کودک پیروز شد چنانک
این را کریم بندیم آن را رها کنیم
بیرون شد از دو گوش وی آواز مادرش
با طبل و میش که هان کارها کنیم
ترانه های کودکانه : بخش اول
دوست
یه گربه دارم
دمش درازه
خیلی قشنگه
گربه ی نازه !
بازی می کنم
با اون، همیشه
هیچ وقت از بازی
خسته نمی شه
من براش می شم
یه موش کوچک
بهش نگفتم
که هست عروسک!
شاعر: جعفر ابراهیمی
ترانه های کودکانه : بخش اول
بازیچه های بچه ها
آی بادبادک!
آی جغجغه!
آی فرفره!
بازیچه دارم، بچه ها،
آی بچه های کوچه ها!
بازیچه های رنگ رنگ،
ارزان و زیبا و قشنگ!
آمد دوباره پیرمرد
آن پیرمرد دُوره گرد.
با آن نگاه مهربان،
آن پیرمرد خوش زَبان
گوید برای بچه ها
حرفی از آن بازیچه ها:
آی جغجغه، فریاد کن!
این بچه ها را شاد کن
آی فرفره، چَرخی بِزَن!
رقصی بکن در دست من!
آی بادبادک،
پرواز کن، بالا برو!
آزاد و بی پروا بَرو!
شاعر: پروین دولت آبادی