عبارات مورد جستجو در ۲ گوهر پیدا شد:
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
که به جان‌دادن من گریهٔ بسیار نکرد
که مرا در نظرآورد که از غایت ناز
چین بر ابرو نزد و روی به دیوار نکرد
هیچ سنگین دل بی‌رحم به غیر از تو نبود
که سرود غم من در دل او کار نکرد
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمی
یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
روز مردن ز تو وحشی گله‌ها داشت ولی
رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۴ - گر زر گردیم می نجویی ما را
گر زر گردیم می نجویی ما را
ور مشک شویم می نبویی ما را
هر چند به لای می بشویی ما را
کس مشنودا آنچه تو گویی ما را