عبارات مورد جستجو در ۴ گوهر پیدا شد:
رشیدالدین میبدی : ۵۷- سورة الحدید
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام او که سزاوار است. در ذات بىنظیر و در صفات بىیار است. در کامرانى با اختیار و در کارسازى بىاختیار است.
فضایح زلّات را غفّار و قبایح علّات را ستّار است. عاصیان را آمرزگار و با مفلسان نیکوکار است.
آرنده ظلمات و برآورنده انوار است، بیننده احوال و داننده اسرارست.
آن را صنما که با وصالت کار است
با رنگ رخ تو لاله بىمقدار است
با بوى سر زلف تو عنبر خوارست
از جان و تن و دیده و دل بیزارست
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، آفریدگار جهان و جهانیان، پروردگار انس و جان، خالق زمین و زمان، مبدع مکین و مکان خبر میدهد که هر چه در آسمان و زمین است باد و آتش و خاک و آب و کوه و دریا، آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جمله جانوران و بىجان، همه آنند که ما را بپاکى میستایند و به بزرگوارى نام میبرند و بیکتایى گواهى میدهند.
تسبیحى و توحیدى که دل آدمى در آن میشورد و عقل آن را رد میکند اما دین اسلام آن را مىپذیرد و خالق خلق بدرستى آن گواهى میدهد.
هر کرا توفیق رفیق بود و سعادت مساعد، آن را نادریافته، بجان و دل قبول کند و بتعظیم و تسلیم و اقرار پیش آید تا فردا در انجمن صدّیقان و محافل دوستان در مسند عز جاودان خود را جاى یابد.
زینهار اى جوانمرد، نگر تا یک ذره بدعت بدل خود راه ندهى و آنچه شنوى و عقل تو درمىنیابد تهمت جز بر عقل خود ننهى. راه تأویل مرو که راه تأویل رفتن زهر آزموده است و به خار، خار از پاى برون کردن است.
مرد دانا زهر نیازماید داند که آن در هلاک خود شتافتن است. بخار، خار از پاى برون نکند، داند که درد افزودن است.
نیکو گفت آن جوانمردى که گفت:
جز بدست دل محمد نیست
راه توحید را بعقل مجوى
دیده روح را بخار مخار
بخداى ار کسى تواند بود
بىخداى از خداى برخوردار
سایق و قاید صراط الدین
به ز قرآن مدان و به ز اخبار
حل و عقد خزینه اسرار
لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هفت آسمان و هفت زمین ملک و ملک اوست، جل جلاله.
داشت آن بعون او، نافذ در آن مشیّت او، روان بر آن حکم او.
خلق همه عاجزاند قادر و قدیر او، ضعیفاند قاهر و قوىّ او. همه جاهلاند عالم و علیم او.
مصنوعات و مقدورات از قدرت او نشانست کائنات و حادثات از حکمت او بیانست، موجودات و معلومات بر وجود او برهانست. نه متعاور زیادت نه متداول نقصانست قدیر و قدیم، علیم و حکیم خداى همگانست.
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، اوست اول که نبودها دانست، آخر که میداند آنچ دانست، ظاهر بآنچ ساخت باطن از وهمها پنهان.
اولست پیش از همه آفریده بود و ابتداء. نه آخرست، پس از همه باشد انتها نه. ظاهر است بر هر کس و هر چیز، غالب و مانع نه. باطن است، همه پوشیدهها داند و حجاب نه.
اول است بازلیت. آخرست بابدیت. ظاهر باحدیت باطن بصمدیت.
اول بعطا، آخر بجزا، ظاهر بثنا، باطن بوفا.
اول بهیبت، آخر برحمت، ظاهر بحجت، باطن بنعمت.
اول بهدایت، آخر بکفایت، ظاهر بولایت، باطن برعایت.
اول هر نعمت، آخر هر محنت، ظاهر هر حجت، باطن هر حکمت.
از روى اشارت میگوید اى فرزند آدم خلق عالم در حق تو چهار گروهاند: گروهى در ابتدا حال و اول زندگانى ترا بکار آیند ایشان پدرانند.
گروهى در آخر عمر و ضعف پیرى ترا بکار آیند ایشان فرزنداناند.
سوم گروه دوستان و برادران و جمله مسلمانان که در ظاهر با تو باشند و شفقت نمایند.
چهارم گروه عیال و زناناند که در باطن و اندرون تو باشند و ترا بکار آیند.
رب العالمین گفت اعتماد و تکیه بر اینان مکن و کارساز و تیماردار از خود ایشان را مپندار که اول و آخر منم، ابتدا و انتهاء کار و حال تو من شایم، ظاهر و باطن منم. ترا به داشت خود من دارم و نهایتهاى تو من راست کنم.
اول منم که دلهاى عاشقان بمواثیق ازل محکم ببستم.
ظاهرم که ظواهر را با خود در قید شریعت آوردم.
آخر منم که جانهاى صادقان بمواعید خود صید کردم.
باطنم که سرایر بحکم خود در مهد عهد حقیقت نهادم.
چون مرد سفر در اولیت کند آخریت تاختن مىآرد و چون سفر در صفت ظاهریت کند باطنیت سرمایه او بتاراج برمیدهد.
بیچاره آدمى، میان دو صفت مدهوش گشته، میان دو نام بیهوش شده.
حضرتش عز و جلال و بىنیازى فرش او
حیرت اندر حیرتست و تشنگى در تشنگى
گه گمان گردد یقین و گه یقین گردد گمان
منقطع گشته درین ره صد هزاران کاروان
وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ او بهمه چیز دانایست کارگزار و راستکار و تیماردار، بینا بهر چیز، دانا بهر کار، آگاه بهرگاه.
در آیت دیگر فضل و کرم بیفزود گفت: وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ.
بندگان من، رهیگان من، هر جا که باشید من بعنایت و رحمت و عنایت با شماام.
هر جا که در عالم درویشى است خسته جرمى، درمانده در دست خصمى من مولى او ام.
هر جاى که خراب عمریست، مفلس روزگارى من جویاى اوام.
هر جا که سوختهایست، اندوه زدهاى من شادى جان اوام.
هر جا که زارندهایست از خجلى، سرگذارندهاى از بىکسى من برهان اوام.
من آن خداوندم که از طریق مکافات دورم و همه افکندگان و رمیدگان را برگیرم از آنکه بر بندگان رئوف و رحیمام: وَ إِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ.
از رأفت و رحمت اوست که بنده در کتم عدم و او جل جلاله سازنده کار او.
بکمال فضل و کرم، بنده در کتم عدم و او وى را برگزیده بر کل عالم.
از رحمت اوست که بنده را توفیق دهد تا از خفا یا شرک و دقائق ریا تحرّز کند.
گفت من رءوف و رحیمام، تا عاصیان نومید نگردند و اومید بفضل و کرم وى قوى دارند.
یحیى معاذ گفت تلطّفت لاولیائک فعرفوک و لو تلطّفت لاعدائک ما جحدوک.
عبهر لطف و ریحان فضل در روضه دل دوستان برویانیدى تا بلطف و فضل تو بسرّ معارف و اداء وظائف رسیدند اگر با اعدا دین همین فضل و کرم بودى، دار السلام جاى ایشان بودى.
و لکن قومى بفلک رسیده و قومى بمغاک، فریاد ز تهدید تو با مشتى خاک.
قومى را از این تاج کرامت بر فرق نهاده که یَسْعى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ.
قومى را از این داغ حرمان بر نهاده که: فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ.
سحره فرعون در عین کفر بودند لکن چون باد دولت از مهبّ لطف و کرامت بوزید، نه سحر گذاشت نه ساحرى نه کفر نه کافرى.
شیخ ابو سعید بو الخیر گفت هر که بار از بوستان عنایت برگیرد بمیدان ولایت فرو نهد.
هر کرا چاشت آشنایى دادند، اومید داریم که شام آمرزش بوى رسانند، و اللَّه الموفّق.
فضایح زلّات را غفّار و قبایح علّات را ستّار است. عاصیان را آمرزگار و با مفلسان نیکوکار است.
آرنده ظلمات و برآورنده انوار است، بیننده احوال و داننده اسرارست.
آن را صنما که با وصالت کار است
با رنگ رخ تو لاله بىمقدار است
با بوى سر زلف تو عنبر خوارست
از جان و تن و دیده و دل بیزارست
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، آفریدگار جهان و جهانیان، پروردگار انس و جان، خالق زمین و زمان، مبدع مکین و مکان خبر میدهد که هر چه در آسمان و زمین است باد و آتش و خاک و آب و کوه و دریا، آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جمله جانوران و بىجان، همه آنند که ما را بپاکى میستایند و به بزرگوارى نام میبرند و بیکتایى گواهى میدهند.
تسبیحى و توحیدى که دل آدمى در آن میشورد و عقل آن را رد میکند اما دین اسلام آن را مىپذیرد و خالق خلق بدرستى آن گواهى میدهد.
هر کرا توفیق رفیق بود و سعادت مساعد، آن را نادریافته، بجان و دل قبول کند و بتعظیم و تسلیم و اقرار پیش آید تا فردا در انجمن صدّیقان و محافل دوستان در مسند عز جاودان خود را جاى یابد.
زینهار اى جوانمرد، نگر تا یک ذره بدعت بدل خود راه ندهى و آنچه شنوى و عقل تو درمىنیابد تهمت جز بر عقل خود ننهى. راه تأویل مرو که راه تأویل رفتن زهر آزموده است و به خار، خار از پاى برون کردن است.
مرد دانا زهر نیازماید داند که آن در هلاک خود شتافتن است. بخار، خار از پاى برون نکند، داند که درد افزودن است.
نیکو گفت آن جوانمردى که گفت:
جز بدست دل محمد نیست
راه توحید را بعقل مجوى
دیده روح را بخار مخار
بخداى ار کسى تواند بود
بىخداى از خداى برخوردار
سایق و قاید صراط الدین
به ز قرآن مدان و به ز اخبار
حل و عقد خزینه اسرار
لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هفت آسمان و هفت زمین ملک و ملک اوست، جل جلاله.
داشت آن بعون او، نافذ در آن مشیّت او، روان بر آن حکم او.
خلق همه عاجزاند قادر و قدیر او، ضعیفاند قاهر و قوىّ او. همه جاهلاند عالم و علیم او.
مصنوعات و مقدورات از قدرت او نشانست کائنات و حادثات از حکمت او بیانست، موجودات و معلومات بر وجود او برهانست. نه متعاور زیادت نه متداول نقصانست قدیر و قدیم، علیم و حکیم خداى همگانست.
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، اوست اول که نبودها دانست، آخر که میداند آنچ دانست، ظاهر بآنچ ساخت باطن از وهمها پنهان.
اولست پیش از همه آفریده بود و ابتداء. نه آخرست، پس از همه باشد انتها نه. ظاهر است بر هر کس و هر چیز، غالب و مانع نه. باطن است، همه پوشیدهها داند و حجاب نه.
اول است بازلیت. آخرست بابدیت. ظاهر باحدیت باطن بصمدیت.
اول بعطا، آخر بجزا، ظاهر بثنا، باطن بوفا.
اول بهیبت، آخر برحمت، ظاهر بحجت، باطن بنعمت.
اول بهدایت، آخر بکفایت، ظاهر بولایت، باطن برعایت.
اول هر نعمت، آخر هر محنت، ظاهر هر حجت، باطن هر حکمت.
از روى اشارت میگوید اى فرزند آدم خلق عالم در حق تو چهار گروهاند: گروهى در ابتدا حال و اول زندگانى ترا بکار آیند ایشان پدرانند.
گروهى در آخر عمر و ضعف پیرى ترا بکار آیند ایشان فرزنداناند.
سوم گروه دوستان و برادران و جمله مسلمانان که در ظاهر با تو باشند و شفقت نمایند.
چهارم گروه عیال و زناناند که در باطن و اندرون تو باشند و ترا بکار آیند.
رب العالمین گفت اعتماد و تکیه بر اینان مکن و کارساز و تیماردار از خود ایشان را مپندار که اول و آخر منم، ابتدا و انتهاء کار و حال تو من شایم، ظاهر و باطن منم. ترا به داشت خود من دارم و نهایتهاى تو من راست کنم.
اول منم که دلهاى عاشقان بمواثیق ازل محکم ببستم.
ظاهرم که ظواهر را با خود در قید شریعت آوردم.
آخر منم که جانهاى صادقان بمواعید خود صید کردم.
باطنم که سرایر بحکم خود در مهد عهد حقیقت نهادم.
چون مرد سفر در اولیت کند آخریت تاختن مىآرد و چون سفر در صفت ظاهریت کند باطنیت سرمایه او بتاراج برمیدهد.
بیچاره آدمى، میان دو صفت مدهوش گشته، میان دو نام بیهوش شده.
حضرتش عز و جلال و بىنیازى فرش او
حیرت اندر حیرتست و تشنگى در تشنگى
گه گمان گردد یقین و گه یقین گردد گمان
منقطع گشته درین ره صد هزاران کاروان
وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ او بهمه چیز دانایست کارگزار و راستکار و تیماردار، بینا بهر چیز، دانا بهر کار، آگاه بهرگاه.
در آیت دیگر فضل و کرم بیفزود گفت: وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ.
بندگان من، رهیگان من، هر جا که باشید من بعنایت و رحمت و عنایت با شماام.
هر جا که در عالم درویشى است خسته جرمى، درمانده در دست خصمى من مولى او ام.
هر جاى که خراب عمریست، مفلس روزگارى من جویاى اوام.
هر جا که سوختهایست، اندوه زدهاى من شادى جان اوام.
هر جا که زارندهایست از خجلى، سرگذارندهاى از بىکسى من برهان اوام.
من آن خداوندم که از طریق مکافات دورم و همه افکندگان و رمیدگان را برگیرم از آنکه بر بندگان رئوف و رحیمام: وَ إِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ.
از رأفت و رحمت اوست که بنده در کتم عدم و او جل جلاله سازنده کار او.
بکمال فضل و کرم، بنده در کتم عدم و او وى را برگزیده بر کل عالم.
از رحمت اوست که بنده را توفیق دهد تا از خفا یا شرک و دقائق ریا تحرّز کند.
گفت من رءوف و رحیمام، تا عاصیان نومید نگردند و اومید بفضل و کرم وى قوى دارند.
یحیى معاذ گفت تلطّفت لاولیائک فعرفوک و لو تلطّفت لاعدائک ما جحدوک.
عبهر لطف و ریحان فضل در روضه دل دوستان برویانیدى تا بلطف و فضل تو بسرّ معارف و اداء وظائف رسیدند اگر با اعدا دین همین فضل و کرم بودى، دار السلام جاى ایشان بودى.
و لکن قومى بفلک رسیده و قومى بمغاک، فریاد ز تهدید تو با مشتى خاک.
قومى را از این تاج کرامت بر فرق نهاده که یَسْعى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ.
قومى را از این داغ حرمان بر نهاده که: فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ.
سحره فرعون در عین کفر بودند لکن چون باد دولت از مهبّ لطف و کرامت بوزید، نه سحر گذاشت نه ساحرى نه کفر نه کافرى.
شیخ ابو سعید بو الخیر گفت هر که بار از بوستان عنایت برگیرد بمیدان ولایت فرو نهد.
هر کرا چاشت آشنایى دادند، اومید داریم که شام آمرزش بوى رسانند، و اللَّه الموفّق.
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۷۳ - فضیلت تهلیل و تسبیح و تحمید و صلوات و استغفار
رسول (ص) می گوید، «هر نیکویی که بنده کند در ترازو نهند روز قیامت مگر کلمه لااله الالله، اگر ورا در ترازو نهند برابر هفت آسمان و هفت زمین و آنچه در وی است زیادت آید و گفت«گوینده لا اله الا الله اگر صادق بود در آن و بسیاری خاک زمین گناه دارد، از وی درگذارند»، و گفت، «هرکه لااله الالله به اخلاص گفت، در بهشت شود»و گفت، «هرکه بگوید لااله الالله وحده لا شریک له: له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر هر روز صد بار برابر ده بنده باشد که آزاد کرده بود، صد نیکی در دیوان وی بنویسند و صد بدی پاک کنند. حرزی بود این کلمه وی را از شیطان تا شبانگاه».
و در صحیح است که هرکه این کلمه بگوید، چنان بود که چهار بنده از فرزندان اسمعیل آزاد کرده بود از بندگی و رسول می گوید (ص) که هرکه در روزی صد بار بگوید سبحان الله و بحمده، همه گناهان وی عفو کنند، اگرچه بسیاری کف دریا بود و گفت، «هرکه پس هر نمازی سی و سه بار بگوید که سبحان الله و سی و سه بار الحمدلله و سی و سه بار الله اکبر، و ختم کند صد بار تمام بدین کلمه، «لااله الاالله وحده لا شریک له: له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر» همه گناهان وی بیامرزند و اگر به بسیاری کف دریا بود.»
روایت کنند که مردی به نزدیک رسول (ص) آمد و گفت، «دنیا مرا فرو گذاشت، تنگدست و درویش شدم و درماندم، تدبیر من چیست؟» گفت، «کجایی تو از صلوات ملایکه و تسبیح خلق که روزی بدان یابند؟» گفت، «آن چیست یا رسول الله؟» گفت، «سبحان الله العظیم، سبحان الله و بحمده استغفرالله، هر روزی صد بار بگوی پیش از نماز بامداد و پس از صبح تا دنیا روی به تو نهد اگر خواهی و اگر نه، حق تعالی از هر کلمه ای فرشته آفریند که تسبیح می کنند تا قیامت و ثواب آن تو را باشد.» و رسول گفت (ص)، «من این کلمات بگویم دوست تر دارم از هرچه در زیر گردش آفتاب است»، و گفت، «دوست ترین کلمات نزدیک خدای تعالی این چهار کلمه است» و گفت، «دو کلمه است که آن سبک است بر زبان و گران است در میزان، و محبوب است نزد رحمان: «سبحان و بحمده سبحان الله العظیم و بحمده.»
و فقرا رسول (ص) را گفتند، «توانگران ثواب آخرت همه بردند، هر عبادتی که ما می کنیم ایشان نیز می کنند و ایشان صدقه می دهند و ما نمی توانیم.» گفت، «شما را به سبب درویشی، هر تسبیحی و تهلیلی و تکبیری صدقه است و هر امر به معروفی و نهی از منکری صدقه است و اگر یکی از شما لقمه ای در دهان اهل خویش نهد صدقه است.» و بدان که فضیلت تسبیح و تحمید در حق درویشان، زیادت بدان است که دل درویش به ظلمت دنیا تاریک نباشد و صافی تر بود. یک کلمه که وی بگوید همچون تخمی باشد که در زمین پاک افکنند، اثر بسیار کند و ثمره بسیار دهد و ذکر در دلی که به شهوت دنیا آگنده بود، همچون تخمی باشد که در شورستان اثر کمتر کند.
و در صحیح است که هرکه این کلمه بگوید، چنان بود که چهار بنده از فرزندان اسمعیل آزاد کرده بود از بندگی و رسول می گوید (ص) که هرکه در روزی صد بار بگوید سبحان الله و بحمده، همه گناهان وی عفو کنند، اگرچه بسیاری کف دریا بود و گفت، «هرکه پس هر نمازی سی و سه بار بگوید که سبحان الله و سی و سه بار الحمدلله و سی و سه بار الله اکبر، و ختم کند صد بار تمام بدین کلمه، «لااله الاالله وحده لا شریک له: له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر» همه گناهان وی بیامرزند و اگر به بسیاری کف دریا بود.»
روایت کنند که مردی به نزدیک رسول (ص) آمد و گفت، «دنیا مرا فرو گذاشت، تنگدست و درویش شدم و درماندم، تدبیر من چیست؟» گفت، «کجایی تو از صلوات ملایکه و تسبیح خلق که روزی بدان یابند؟» گفت، «آن چیست یا رسول الله؟» گفت، «سبحان الله العظیم، سبحان الله و بحمده استغفرالله، هر روزی صد بار بگوی پیش از نماز بامداد و پس از صبح تا دنیا روی به تو نهد اگر خواهی و اگر نه، حق تعالی از هر کلمه ای فرشته آفریند که تسبیح می کنند تا قیامت و ثواب آن تو را باشد.» و رسول گفت (ص)، «من این کلمات بگویم دوست تر دارم از هرچه در زیر گردش آفتاب است»، و گفت، «دوست ترین کلمات نزدیک خدای تعالی این چهار کلمه است» و گفت، «دو کلمه است که آن سبک است بر زبان و گران است در میزان، و محبوب است نزد رحمان: «سبحان و بحمده سبحان الله العظیم و بحمده.»
و فقرا رسول (ص) را گفتند، «توانگران ثواب آخرت همه بردند، هر عبادتی که ما می کنیم ایشان نیز می کنند و ایشان صدقه می دهند و ما نمی توانیم.» گفت، «شما را به سبب درویشی، هر تسبیحی و تهلیلی و تکبیری صدقه است و هر امر به معروفی و نهی از منکری صدقه است و اگر یکی از شما لقمه ای در دهان اهل خویش نهد صدقه است.» و بدان که فضیلت تسبیح و تحمید در حق درویشان، زیادت بدان است که دل درویش به ظلمت دنیا تاریک نباشد و صافی تر بود. یک کلمه که وی بگوید همچون تخمی باشد که در زمین پاک افکنند، اثر بسیار کند و ثمره بسیار دهد و ذکر در دلی که به شهوت دنیا آگنده بود، همچون تخمی باشد که در شورستان اثر کمتر کند.
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة ق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ﴿۱﴾
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَـٰذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ﴿۲﴾
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ﴿۳﴾
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ ۖ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ﴿۴﴾
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ﴿۵﴾
أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ﴿۶﴾
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ﴿۷﴾
تَبْصِرَةً وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ﴿۸﴾
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ﴿۹﴾
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ﴿۱۰﴾
رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ ۖ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا ۚ كَذَٰلِكَ الْخُرُوجُ﴿۱۱﴾
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ﴿۱۲﴾
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ﴿۱۳﴾
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ ۚ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ﴿۱۴﴾
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ﴿۱۵﴾
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴿۱۶﴾
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ﴿۱۷﴾
مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ﴿۱۸﴾
وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ﴿۱۹﴾
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ﴿۲۰﴾
وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ﴿۲۱﴾
لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴿۲۲﴾
وَقَالَ قَرِينُهُ هَـٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ﴿۲۳﴾
أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ﴿۲۴﴾
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ﴿۲۵﴾
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَـٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ﴿۲۶﴾
قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَـٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ﴿۲۷﴾
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ﴿۲۸﴾
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ﴿۲۹﴾
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ﴿۳۰﴾
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ﴿۳۱﴾
هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ﴿۳۲﴾
مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ﴿۳۳﴾
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ﴿۳۴﴾
لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ﴿۳۵﴾
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ﴿۳۶﴾
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴿۳۷﴾
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ﴿۳۸﴾
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴿۳۹﴾
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ﴿۴۰﴾
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ﴿۴۱﴾
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ﴿۴۲﴾
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ﴿۴۳﴾
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ﴿۴۴﴾
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ ۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴿۴۵﴾
ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ﴿۱﴾
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَـٰذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ﴿۲﴾
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ﴿۳﴾
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ ۖ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ﴿۴﴾
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ﴿۵﴾
أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ﴿۶﴾
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ﴿۷﴾
تَبْصِرَةً وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ﴿۸﴾
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ﴿۹﴾
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ﴿۱۰﴾
رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ ۖ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا ۚ كَذَٰلِكَ الْخُرُوجُ﴿۱۱﴾
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ﴿۱۲﴾
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ﴿۱۳﴾
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ ۚ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ﴿۱۴﴾
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ﴿۱۵﴾
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴿۱۶﴾
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ﴿۱۷﴾
مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ﴿۱۸﴾
وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ﴿۱۹﴾
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ﴿۲۰﴾
وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ﴿۲۱﴾
لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴿۲۲﴾
وَقَالَ قَرِينُهُ هَـٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ﴿۲۳﴾
أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ﴿۲۴﴾
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ﴿۲۵﴾
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَـٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ﴿۲۶﴾
قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَـٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ﴿۲۷﴾
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ﴿۲۸﴾
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ﴿۲۹﴾
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ﴿۳۰﴾
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ﴿۳۱﴾
هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ﴿۳۲﴾
مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ﴿۳۳﴾
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ﴿۳۴﴾
لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ﴿۳۵﴾
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ﴿۳۶﴾
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴿۳۷﴾
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ﴿۳۸﴾
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴿۳۹﴾
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ﴿۴۰﴾
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ﴿۴۱﴾
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ﴿۴۲﴾
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ﴿۴۳﴾
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ﴿۴۴﴾
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ ۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴿۴۵﴾
مفاتیح الجنان : بعضی از دعاهای مشهور
دعاى عشرات
این دعا از دعاهای بسیار معتبر است و میان نسخه های آن تفاوت دیده می شود. ما آن را از کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی نقل می کنیم؛ خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است و بهترین وقت برای خواندن آن بعد از عصر جمعه است.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لَا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَ اللّهُ أَکبَرُ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ، سُبْحانَ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ أَطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ اللّهِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصالِ، سُبْحانَ اللّهِ بالْعَشِی وَالْإِبْکارِ،
«سُبْحانَ اللّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیاً وَحِینَ تُظْهِرُونَ، یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَیخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی، وَیحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَکذَلِک تُخْرَجُونَ»، «سُبْحانَ رَبِّک رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛
سُبْحانَ ذِی الْمُلْک وَ الْمَلَکوتِ، سُبْحانَ ذِی الْعِزَّةِ وَ الْجَبَرُوتِ، سُبْحانَ ذِی الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ الْمَلِک الْحَقِّ المُهَیمِنِ الْمُبِینِ القُدُّوسِ، سُبْحانَ اللّهِ الْمَلِک الْحَی الَّذِی لَایمُوتُ، سُبْحانَ اللّهِ الْمَلِک الْحَی الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقائِمِ الدَّائِمِ، سُبْحانَ الدَّائِمِ الْقائِمِ،
سُبْحانَ رَبِّی الْعَظِیمِ، سُبْحانَ رَبِّی الْأَعْلی، سُبْحانَ الْحَی الْقَیومِ، سُبْحانَ الْعَلِی الْأَعْلی، سُبْحانَهُ وَ تَعالی، سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوحِ؛ سُبْحانَ الدَّائِمِ غَیرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ بِغَیرِ تَعْلِیمٍ، سُبْحانَ خالِقِ مَا یری وَ مَا لَایری، سُبْحانَ الَّذِی یدْرِک الْأَبْصارَ وَ لَا تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.
اللّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ مِنْک فِی نِعْمَةٍ وَ خَیرٍ وَبَرَکةٍ وَ عافِیةٍ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَأَتْمِمْ عَلَی نِعْمَتَک وَ خَیرَک وَبَرَکاتِک وَ عافِیتَک بِنَجاةٍ مِنَ النَّارِ، وَ ارْزُقْنِی شُکرَک وَ عافِیتَک وَ فَضْلَک وَ کرامَتَک أَبَداً ما أَبْقَیتَنِی. اللّهُمَّ بِنُورِک اهْتَدَیتُ، وَبِفَضْلِک اسْتَغْنَیتُ، وَبِنِعْمَتِک أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیتُ؛
اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُک وَکفی بِک شَهِیداً، وَ أُشْهِدُ مَلائِکتَک وَ أَنْبِیاءَک وَ رُسُلَک، وَ حَمَلَةَ عَرْشِک، وَ سُکانَ سَماواتِک وَ أَرْضِک وَ جَمِیعَ خَلْقِک، بِأَنَّک أَنْتَ اللّهُ لَاإِلهَ إِلّا أَنْتَ، وَحْدَک لَاشَرِیک لَک، وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبْدُک وَ رَسُولُک، وَ أَنَّک عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ، تُحْیی وَ تُمِیتُ، وَ تُمِیتُ وَ تُحْیی، وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ، وَ النُّشُورَ حَقٌّ، وَ السَّاعَةَ آتِیةٌ لَارَیبَ فِیها، وَ أَنَّ اللّهَ یبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ؛
وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِی بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ حَقّاً حَقّاً، وَ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُداةُ الْمَهْدِیونَ، غَیرُ الضَّالِّینَ وَ لَا الْمُضِلِّینَ، وَ أَنَّهُمْ أَوْلِیاؤُک الْمُصْطَفَونَ، وَ حِزْبُک الْغالِبُونَ، وَ صِفْوَتُک وَ خِیرَتُک مِنْ خَلْقِک، وَ نُجَبَاؤُک الَّذِینَ انْتَجَبْتَهُمْ لِدِینِک، وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِک، وَاصْطَفَیتَهُمْ عَلی عِبادِک، وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّةً عَلَی الْعالَمِینَ، صَلَواتُک عَلَیهِمْ وَ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ؛
اللّهُمَّ اکتُبْ لِی هذِهِ الشَّهادَةَ عِنْدَک حَتّی تُلَقِّنَنِیها یوْمَ الْقِیامَةِ وَ أَنْتَ عَنِّی راضٍ، إِنَّک عَلی ما تَشاءُ قَدِیرٌ. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً یصْعَدُ أَوَّلُهُ وَ لَا ینْفَدُ آخِرُهُ، اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً تَضَعُ لَک السَّماءُ کنَفَیها، وَ تُسَبِّحُ لَک الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَیها.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً سَرْمَداً أَبَداً لَاانْقِطاعَ لَهُ وَ لَا نَفادَ وَ لَک ینْبَغِی وَ إِلَیک ینْتَهِی، فِی وَ عَلَی وَلَدَی وَ مَعِی وَ قَبْلِی وَبَعْدِی وَ أَمامِی وَ فَوْقِی وَ تَحْتِی، وَ إِذا مِتُّ وَبَقِیتُ فَرْداً وَحِیداً ثُمَّ فَنِیتُ؛ وَلَک الْحَمْدُ إِذا نُشِرْتُ وَبُعِثْتُ، یا مَوْلای.
اللّهُمَّ وَ لَک الْحَمْدُ وَ لَک الشُّکرُ بِجَمِیعِ مَحامِدِک کلِّها عَلی جَمِیعِ نَعْمائِک کلِّها، حَتَّی ینْتَهِی الْحَمْدُ إِلی مَا تُحِبُّ رَبَّنا وَ تَرْضی. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ عَلَی کلِّ أَکلَةٍ وَ شَرْبَةٍ وَبَطْشَةٍ وَ قَبْضَةٍ وَبَسْطَةٍ، وَ فِی کلِّ مَوْضِعِ شَعْرَةٍ.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِک، وَ لَک الْحَمْدُ حَمْداً لَامُنْتَهی لَهُ دُونَ عِلْمِک، وَ لَک الْحَمْدُ حَمْداً لَا أَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِیتِک، وَلَک الْحَمْدُ حَمْداً لَا أَجْرَ لِقائِلِهِ إِلّا رِضاک، وَلَک الْحَمْدُ عَلی حِلْمِک بَعْدَ عِلْمِک؛ وَلَک الْحَمْدُ عَلی عَفْوِک بَعْدَ قُدْرَتِک،
وَلَک الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ وارِثَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ بَدِیعَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُنْتَهَی الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُبْتَدِعَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُشْتَرِی الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ وَلِی الْحَمْدِ، وَ لَک الْحَمْدُ قَدِیمَ الْحَمْدِ، وَ لَک الْحَمْدُ صَادِقَ الْوَعْدِ، وَ فِی الْعَهْدِ، عَزِیزَ الْجُنْدِ، قَائِمَ الْمَجْدِ، وَلَک الْحَمْدُ رَفِیعَ الدَّرَجاتِ، مُجِیبَ الدَّعَواتِ، مُنْزِلَ الْآیاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاواتٍ؛ عَظِیمَ الْبَرَکاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُماتِ، وَ مُخْرِجَ مَنْ فِی الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّیئاتِ حَسَناتٍ، وَجاعِلَ الْحَسَناتِ دَرَجَاتٍ.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ غَافِرَ الذَّنْبِ، وَ قَابِلَ التَّوْبِ، شَدِیدَ الْعِقابِ ذَا الطَّوْلِ، لَاإِلهَ إِلّا أَنْتَ إِلَیک الْمَصِیرُ. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ فِی اللَّیلِ إِذا یغْشی، وَلَک الْحَمْدُ فِی النَّهارِ إِذا تَجَلّی، وَلَک الْحَمْدُ فِی الْآخِرَةِ وَ الْأُولی، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ کلِّ نَجْمٍ وَ مَلَک فِی السَّمَاءِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ الثَّرَی وَ الْحَصی وَالنَّوَی، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِی جَوِّ السَّماءِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِی جَوْفِ الْأَرْضِ؛
وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْزانِ مِیاهِ الْبِحارِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما عَلی وَجْهِ الْأَرْضِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ مَا أَحْصی کتابُک، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما أَحاطَ بِهِ عِلْمُک، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ وَالطَّیرِ وَالْبَهائِمِ وَالسِّباعِ، حَمْداً کثِیراً طَیباً مُبارَکاً فِیهِ کما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضی، وَکما ینْبَغِی لِکرَمِ وَجْهِک وَ عِزِّ جَلالِک.
پس «ده مرتبه» می گویی:
لَا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیک لَهُ، لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.
و نیز «ده مرتبه» می گویی:
لَاإِلهَ إِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیک لَهُ، لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ، یحْیی وَیمِیتُ، وَیمِیتُ وَیحْیی وَ هُوَ حَی لَایمُوتُ، بِیدِهِ الْخَیرُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.
أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لَاإِلهَ إِلّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ. (ده مرتبه)
آمرزش می جویم از خدایی که معبودی جز او نیست، زنده و به خود پاینده است و تنها به سوی او باز می گردم.
یا اللّهُ یا اللّهُ(ده مرتبه)
ای خدا، ای خدا
یا رَحْمَانُ یا رَحْمَانُ (ده مرتبه)
ای بخشنده، ای بخشنده
یا رَحِیمُ یا رَحِیمُ(ده مرتبه)
ای مهربان، ای مهربان
یا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (ده مرتبه)
ای پدید آورنده ی آسمان ها و زمین
یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ(ده مرتبه)
ای دارندۀ بزرگی و رأفت و رحمت
یا حَنَّانُ یا مَنَّانُ (ده مرتبه)
ای مهرورز و ای بسیار احسان کنندۀ صاحب منت
یا حَی یا قَیومُ(ده مرتبه)
ای زنده، ای پاینده
یا حَی لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ (ده مرتبه)
ای زنده، ای که شایسته ی پرستشی جز تو نیست.
یا اللّهُ یا لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ (ده مرتبه)
ای خدا، ای که شایسته پرستشی جز تو نیست.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ(ده مرتبه)
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(ده مرتبه)
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
اَللّهُمَّ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ(ده مرتبه)
خدایا! با من آن کن که شایسته ی توست.
آمِینَ آمِینَ(ده مرتبه)
اجابت کن، اجابت کن
و «ده مرتبه» سوره «توحید».
پس می گویی:
اللّهُمَّ اصْنَعْ بِی ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ لَا تَصْنَعْ بِی ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّک أَهْلُ التَّقْوی وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، وَ أَنَا أَهْلُ الذُّنُوبِ وَ الْخَطایا، فَارْحَمْنِی یا مَوْلای وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.
و «ده مرتبه»:
لَاحَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ، تَوَکلْتُ عَلَی الْحَی الَّذِی لَایمُوتُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی لمْ یتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ یکنْ لَهُ شَرِیک فِی الْمُلْک، وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَ لِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبِیراً.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لَا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَ اللّهُ أَکبَرُ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ، سُبْحانَ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ أَطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ اللّهِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصالِ، سُبْحانَ اللّهِ بالْعَشِی وَالْإِبْکارِ،
«سُبْحانَ اللّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیاً وَحِینَ تُظْهِرُونَ، یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَیخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی، وَیحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَکذَلِک تُخْرَجُونَ»، «سُبْحانَ رَبِّک رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛
سُبْحانَ ذِی الْمُلْک وَ الْمَلَکوتِ، سُبْحانَ ذِی الْعِزَّةِ وَ الْجَبَرُوتِ، سُبْحانَ ذِی الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ الْمَلِک الْحَقِّ المُهَیمِنِ الْمُبِینِ القُدُّوسِ، سُبْحانَ اللّهِ الْمَلِک الْحَی الَّذِی لَایمُوتُ، سُبْحانَ اللّهِ الْمَلِک الْحَی الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقائِمِ الدَّائِمِ، سُبْحانَ الدَّائِمِ الْقائِمِ،
سُبْحانَ رَبِّی الْعَظِیمِ، سُبْحانَ رَبِّی الْأَعْلی، سُبْحانَ الْحَی الْقَیومِ، سُبْحانَ الْعَلِی الْأَعْلی، سُبْحانَهُ وَ تَعالی، سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوحِ؛ سُبْحانَ الدَّائِمِ غَیرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ بِغَیرِ تَعْلِیمٍ، سُبْحانَ خالِقِ مَا یری وَ مَا لَایری، سُبْحانَ الَّذِی یدْرِک الْأَبْصارَ وَ لَا تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.
اللّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ مِنْک فِی نِعْمَةٍ وَ خَیرٍ وَبَرَکةٍ وَ عافِیةٍ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَأَتْمِمْ عَلَی نِعْمَتَک وَ خَیرَک وَبَرَکاتِک وَ عافِیتَک بِنَجاةٍ مِنَ النَّارِ، وَ ارْزُقْنِی شُکرَک وَ عافِیتَک وَ فَضْلَک وَ کرامَتَک أَبَداً ما أَبْقَیتَنِی. اللّهُمَّ بِنُورِک اهْتَدَیتُ، وَبِفَضْلِک اسْتَغْنَیتُ، وَبِنِعْمَتِک أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیتُ؛
اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُک وَکفی بِک شَهِیداً، وَ أُشْهِدُ مَلائِکتَک وَ أَنْبِیاءَک وَ رُسُلَک، وَ حَمَلَةَ عَرْشِک، وَ سُکانَ سَماواتِک وَ أَرْضِک وَ جَمِیعَ خَلْقِک، بِأَنَّک أَنْتَ اللّهُ لَاإِلهَ إِلّا أَنْتَ، وَحْدَک لَاشَرِیک لَک، وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبْدُک وَ رَسُولُک، وَ أَنَّک عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ، تُحْیی وَ تُمِیتُ، وَ تُمِیتُ وَ تُحْیی، وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ، وَ النُّشُورَ حَقٌّ، وَ السَّاعَةَ آتِیةٌ لَارَیبَ فِیها، وَ أَنَّ اللّهَ یبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ؛
وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِی بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ حَقّاً حَقّاً، وَ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُداةُ الْمَهْدِیونَ، غَیرُ الضَّالِّینَ وَ لَا الْمُضِلِّینَ، وَ أَنَّهُمْ أَوْلِیاؤُک الْمُصْطَفَونَ، وَ حِزْبُک الْغالِبُونَ، وَ صِفْوَتُک وَ خِیرَتُک مِنْ خَلْقِک، وَ نُجَبَاؤُک الَّذِینَ انْتَجَبْتَهُمْ لِدِینِک، وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِک، وَاصْطَفَیتَهُمْ عَلی عِبادِک، وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّةً عَلَی الْعالَمِینَ، صَلَواتُک عَلَیهِمْ وَ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ؛
اللّهُمَّ اکتُبْ لِی هذِهِ الشَّهادَةَ عِنْدَک حَتّی تُلَقِّنَنِیها یوْمَ الْقِیامَةِ وَ أَنْتَ عَنِّی راضٍ، إِنَّک عَلی ما تَشاءُ قَدِیرٌ. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً یصْعَدُ أَوَّلُهُ وَ لَا ینْفَدُ آخِرُهُ، اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً تَضَعُ لَک السَّماءُ کنَفَیها، وَ تُسَبِّحُ لَک الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَیها.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً سَرْمَداً أَبَداً لَاانْقِطاعَ لَهُ وَ لَا نَفادَ وَ لَک ینْبَغِی وَ إِلَیک ینْتَهِی، فِی وَ عَلَی وَلَدَی وَ مَعِی وَ قَبْلِی وَبَعْدِی وَ أَمامِی وَ فَوْقِی وَ تَحْتِی، وَ إِذا مِتُّ وَبَقِیتُ فَرْداً وَحِیداً ثُمَّ فَنِیتُ؛ وَلَک الْحَمْدُ إِذا نُشِرْتُ وَبُعِثْتُ، یا مَوْلای.
اللّهُمَّ وَ لَک الْحَمْدُ وَ لَک الشُّکرُ بِجَمِیعِ مَحامِدِک کلِّها عَلی جَمِیعِ نَعْمائِک کلِّها، حَتَّی ینْتَهِی الْحَمْدُ إِلی مَا تُحِبُّ رَبَّنا وَ تَرْضی. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ عَلَی کلِّ أَکلَةٍ وَ شَرْبَةٍ وَبَطْشَةٍ وَ قَبْضَةٍ وَبَسْطَةٍ، وَ فِی کلِّ مَوْضِعِ شَعْرَةٍ.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِک، وَ لَک الْحَمْدُ حَمْداً لَامُنْتَهی لَهُ دُونَ عِلْمِک، وَ لَک الْحَمْدُ حَمْداً لَا أَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِیتِک، وَلَک الْحَمْدُ حَمْداً لَا أَجْرَ لِقائِلِهِ إِلّا رِضاک، وَلَک الْحَمْدُ عَلی حِلْمِک بَعْدَ عِلْمِک؛ وَلَک الْحَمْدُ عَلی عَفْوِک بَعْدَ قُدْرَتِک،
وَلَک الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ وارِثَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ بَدِیعَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُنْتَهَی الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُبْتَدِعَ الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ مُشْتَرِی الْحَمْدِ، وَلَک الْحَمْدُ وَلِی الْحَمْدِ، وَ لَک الْحَمْدُ قَدِیمَ الْحَمْدِ، وَ لَک الْحَمْدُ صَادِقَ الْوَعْدِ، وَ فِی الْعَهْدِ، عَزِیزَ الْجُنْدِ، قَائِمَ الْمَجْدِ، وَلَک الْحَمْدُ رَفِیعَ الدَّرَجاتِ، مُجِیبَ الدَّعَواتِ، مُنْزِلَ الْآیاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاواتٍ؛ عَظِیمَ الْبَرَکاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُماتِ، وَ مُخْرِجَ مَنْ فِی الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّیئاتِ حَسَناتٍ، وَجاعِلَ الْحَسَناتِ دَرَجَاتٍ.
اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ غَافِرَ الذَّنْبِ، وَ قَابِلَ التَّوْبِ، شَدِیدَ الْعِقابِ ذَا الطَّوْلِ، لَاإِلهَ إِلّا أَنْتَ إِلَیک الْمَصِیرُ. اللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ فِی اللَّیلِ إِذا یغْشی، وَلَک الْحَمْدُ فِی النَّهارِ إِذا تَجَلّی، وَلَک الْحَمْدُ فِی الْآخِرَةِ وَ الْأُولی، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ کلِّ نَجْمٍ وَ مَلَک فِی السَّمَاءِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ الثَّرَی وَ الْحَصی وَالنَّوَی، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِی جَوِّ السَّماءِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِی جَوْفِ الْأَرْضِ؛
وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْزانِ مِیاهِ الْبِحارِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما عَلی وَجْهِ الْأَرْضِ، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ مَا أَحْصی کتابُک، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ ما أَحاطَ بِهِ عِلْمُک، وَلَک الْحَمْدُ عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ وَالطَّیرِ وَالْبَهائِمِ وَالسِّباعِ، حَمْداً کثِیراً طَیباً مُبارَکاً فِیهِ کما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضی، وَکما ینْبَغِی لِکرَمِ وَجْهِک وَ عِزِّ جَلالِک.
پس «ده مرتبه» می گویی:
لَا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیک لَهُ، لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.
و نیز «ده مرتبه» می گویی:
لَاإِلهَ إِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیک لَهُ، لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ، یحْیی وَیمِیتُ، وَیمِیتُ وَیحْیی وَ هُوَ حَی لَایمُوتُ، بِیدِهِ الْخَیرُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.
أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لَاإِلهَ إِلّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ. (ده مرتبه)
آمرزش می جویم از خدایی که معبودی جز او نیست، زنده و به خود پاینده است و تنها به سوی او باز می گردم.
یا اللّهُ یا اللّهُ(ده مرتبه)
ای خدا، ای خدا
یا رَحْمَانُ یا رَحْمَانُ (ده مرتبه)
ای بخشنده، ای بخشنده
یا رَحِیمُ یا رَحِیمُ(ده مرتبه)
ای مهربان، ای مهربان
یا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (ده مرتبه)
ای پدید آورنده ی آسمان ها و زمین
یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ(ده مرتبه)
ای دارندۀ بزرگی و رأفت و رحمت
یا حَنَّانُ یا مَنَّانُ (ده مرتبه)
ای مهرورز و ای بسیار احسان کنندۀ صاحب منت
یا حَی یا قَیومُ(ده مرتبه)
ای زنده، ای پاینده
یا حَی لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ (ده مرتبه)
ای زنده، ای که شایسته ی پرستشی جز تو نیست.
یا اللّهُ یا لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ (ده مرتبه)
ای خدا، ای که شایسته پرستشی جز تو نیست.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ(ده مرتبه)
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(ده مرتبه)
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
اَللّهُمَّ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ(ده مرتبه)
خدایا! با من آن کن که شایسته ی توست.
آمِینَ آمِینَ(ده مرتبه)
اجابت کن، اجابت کن
و «ده مرتبه» سوره «توحید».
پس می گویی:
اللّهُمَّ اصْنَعْ بِی ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ لَا تَصْنَعْ بِی ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّک أَهْلُ التَّقْوی وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، وَ أَنَا أَهْلُ الذُّنُوبِ وَ الْخَطایا، فَارْحَمْنِی یا مَوْلای وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.
و «ده مرتبه»:
لَاحَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ، تَوَکلْتُ عَلَی الْحَی الَّذِی لَایمُوتُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی لمْ یتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ یکنْ لَهُ شَرِیک فِی الْمُلْک، وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَ لِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبِیراً.