عبارات مورد جستجو در ۱۸ گوهر پیدا شد:
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
طفل یتیم
کودکی کوزه‌ای شکست و گریست
که مرا پای خانه رفتن نیست
چه کنم، اوستاد اگر پرسد
کوزهٔ آب ازوست، از من نیست
زین شکسته شدن، دلم بشکست
کار ایام، جز شکستن نیست
چه کنم، گر طلب کند تاوان
خجلت و شرم، کم ز مردن نیست
گر نکوهش کند که کوزه چه شد
سخنیم از برای گفتن نیست
کاشکی دود آه میدیدم
حیف، دل را شکاف و روزن نیست
چیزها دیده و نخواسته‌ام
دل من هم دل است، آهن نیست
روی مادر ندیده‌ام هرگز
چشم طفل یتیم، روشن نیست
کودکان گریه میکنند و مرا
فرصتی بهر گریه کردن نیست
دامن مادران خوش است، چه شد
که سر من بهیچ دامن نیست
خواندم از شوق، هر که را مادر
گفت با من، که مادر من نیست
از چه، یکدوست بهر من نگذاشت
گر که با من، زمانه دشمن نیست
دیشب از من، خجسته روی بتافت
کاز چه معنیت، دیبه بر تن نیست
من که دیبا نداشتم همه عمر
دیدن، ای دوست، چو شنیدن نیست
طوق خورشید، گر زمرد بود
لعل من هم، به هیچ معدن نیست
لعل من چیست، عقده‌های دلم
عقد خونین، بهیچ مخزن نیست
اشک من، گوهر بناگوشم
اگر گوهری به گردن نیست
کودکان را کلیج هست و مرا
نان خشک از برای خوردن نیست
جامه‌ام را به نیم جو نخرند
این چنین جامه، جای ارزن نیست
ترسم آنگه دهند پیرهنم
که نشانی و نامی از تن نیست
کودکی گفت: مسکن تو کجاست
گفتم: آنجا که هیچ مسکن نیست
رقعه، دانم زدن به جامهٔ خویش
چه کنم، نخ کم است و سوزن نیست
خوشه‌ای چند میتوانم چید
چه توان کرد، وقت خرمن نیست
درسهایم نخوانده ماند تمام
چه کنم، در چراغ روغن نیست
همه گویند پیش ما منشین
هیچ جا، بهر من نشیمن نیست
بر پلاسم نشانده‌اند از آن
که مرا جامه، خز ادکن نیست
نزد استاد فرش رفتم و گفت
در تو فرسوده، فهم این فن نیست
همگنانم قفا زنند همی
که ترا جز زبان الکن نیست
من نرفتم بباغ با طفلان
بهر پژمردگان، شکفتن نیست
گل اگر بود، مادر من بود
چونکه او نیست، گل بگلشن نیست
گل من، خارهای پای من است
گر گل و یاسمین و سوسن نیست
اوستادم نهاد لوح بسر
که چو تو، هیچ طفل کودن نیست
من که هر خط نوشتم و خواندم
بخت با خواندن و نوشتن نیست
پشت سر اوفتادهٔ فلکم
نقص حطی و جرم کلمن نیست
مزد بهمن همی ز من خواهند
آخر این آذر است، بهمن نیست
چرخ، هر سنگ داشت بر من زد
دیگرش سنگ در فلاخن نیست
چه کنم، خانهٔ زمانه خراب
که دلی از جفاش ایمن نیست
خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
مرثیه ای برای گلگونه های کوچک ...
۱
چشمان تو
سلام ِ بهاری ست
در خشکسالی بیداد ...
دستان تو
که یارای ِ دشنه گرفتن نیست امّا
آواز تو
گلوله ی آغاز
که بال گشودَست به جانبِ دیوار
دیوارها اگر که دود نگشتند
آواز ِ پاک تو
رود بزرگِ میهن
این رود ، در لوت می دمد
تا در سرتاسر این جزیره ی خونین
سَروها و سپیدار
سایه سار تو باشد ...
۲
در کوچه ها
حتی اگر هجوم ملخ بود
ما با سپر به کوچه قدم می گذاشتیم
حالا که دشمن ِ ما مخفی است
زندان ،
تمام کوچه های خلوتِ این شهر ...
۳
شاهین من !
که چشم های تو نارَس
و در احاطه به خون ریز نارساست
تنها خلیفه نیست دشمن و دژخیم
هشدار !
مخفی است دشمنت ...
بابک اگر برادر ما بود
در قتلگاه دشمن ِ این خلق
با گونه های زرد خموشی می گرفت امّا
دل بسته ایم
به گونه های تو ای امید فرداها
تو بابکی
با گونه های آتشی ِ سرخ ...
۴
وقتی لباس ِ تو ریش ریش ،‌ در هَم و پاره
وقتی که چشم های تو در حسرتِ دویدن و بازی
خیره مانده بود
گویا میان همهمه ی پارک
با آن صدای کودکانه به من گفتی :
عریانی ِ مرا
هرگز نه کسی گفت و نه دانست
با شانه های خمیده
بارکش بودن ...
۵
دیوارهایی از گل که نیست
دیوارهایی از گل که نیست
با شاخه های همهمه گر ،‌ دَر هَم
تا جاده
با غرشی از گل و آواز
نام تو را در سپیده بخوانند
برگردن تو سرو می آویزم
تا سرافرازی
ز سرو
بیاموزی ...
۶
اینک که سر پناه تو می سوزد
در این حریق ِهرزه دَرایان
به جستجوی کدام دامنه
گیرایی ِ چه صدایی
صدای پدر
در صدای ریزش باران است
اگر چه دامنه اینجا نیست
بایست در باران !
هرگز مترس ،
هرگز مترس
پیراهن است صدایش
پیراهن است صدایش ...
۷
خواهی پرید دوباره شاهین ِکوچک ما
و پرده های سیاه دو چشمش را
کنار خواهی زد
او را دوباره تو خواهی دید
او را
که سرافراز گرفتاری ست
در این جزیره ی خونین ...
او را
که شورشی ست
در خون ِ ساکت ما
او را دوباره تو خواهی دید
او را که
سوار بر دشنه های گرسنه نمودند
و با دو آفتاب طلوع کرده
در دو گودی ِ گونه
از میان بیابان
چو روح جنگل رفت ...
۸
با دست های کوچک خود
ستاره می چینی ؟
از آسمان شهر ِ تو آخر
ستاره خواهد ریخت
با چشم های سیاهت
که خواب می خواهند
اینک کنار ِ خیابان
بارانی از ستاره تو را جذب کرده است
در جذبه ای
که دنبال یک ستاره ی گمنامی
و مادر تو
برایت ستاره می چیند
و ماه را به هیئت توپی می آراید
در بازی کودکانه ی تو
ای کاش رنج مادرانه ی او می سوخت ...
۹
بر گردن تو سرو می آویزم
تا سرافرازی ز سرو بیاموزی ...
ترانه های کودکانه : بخش اول
شب
شب، شب، شب
شب اومد -کدوم شب؟
-اون که موهاش سیاهه
رو دامنش یه ماهه
-کدوم ماه؟
– اون که تو آسمونه
قشنگه،مهربونه
چادر نقره داره
دور و برش پر شده از ستاره
-کدوم، کدوم ستاره؟
-ستاره ای که مثل یک چراغه
مثل گلای یاس توی باغه
می خوام بیاد پایین منو ببینه
مثل گلی رو دامنم بشینه
شاعر: افسانه شعبان نژاد
ترانه های کودکانه : بخش اول
حلزون
آی حلزون شاخکی!
کجا می‌ری یواشکی؟
جلو می‌ری یواش و ریزه، ریزه
پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه
خال‌های دونه دونه دونه داری
به روی پشت روی خود یه لونه داری
ساکتی و خجالتی و تنها
بمون توی باغچه خونه ما
شاعر: مهری ماهوتی
ترانه های کودکانه : بخش اول
بره ی کوچولو
بره‌ی خوشگل سفید
کوچک چاق تُپُلی
چشم سیاه لب کلفت
برف تن زبان گلی
بَع بَع تو به گوش من
چهچه بلبلان باغ
چشم تو با نگاه گرم
مثل شب پر از چراغ
تو دره‌ها بچر، بدو
بگرد و جست و خیز کن
آن بدن لطیف را
تو چشمه‌ها تمیز کن
شاعر: محمود کیانوش
ترانه های کودکانه : بخش اول
قناری من
تو دفترم می کشم
قناری قشنگی
می خوام که رنگش کنم
با یک مداد رنگی
اما قناری من
بال و پرش رو بسته
چون که مداد زردم
نوک نداره، شکسته
شاعر: شکوه قاسم نیا
ترانه های کودکانه : بخش اول
من جغدم
من یه پرنده هستم
جغدم و شب بیدارم
تو جنگل و بیابون
به دنبال شکارم
من می‌تونم کاملاً
بچرخونم سرم رو
خوب میتونم ببینم
این‌ور و اون‌ورم رو
با چشم‌های درشتم
اطرافمو می‌بینم
حتی شبای تاریک
غذاهامو می‌بینم
خورشت موش می‌خورم
با سالاد مارمولک
سوسک و ملخ دوست دارم
با آجیل جیرجیرک
شاعر: ناصر کشاورز
ترانه های کودکانه : بخش اول
ماه و ستاره
شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه یك ، نه ده ، نه صدتا
هزار هزار تا دسته
ستاره توی شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه
یك كمی این طرفتر
ماه قشنگ و زیباست
دلش گرفته امشب
برای اینكه تنهاست
شاعر: علی اصغر نصرتی
ترانه های کودکانه : بخش اول
قطار قطار مورچه
قطار قطار مورچه
راه افتاده تو کوچه
بارش چیه این قطار؟
قند و شکر، کلوچه
ایستگاه به ایستگاه می ره
یواش یواش مثل مار
ایستگاه آخر کجاست؟
سوراخی توی دیوار
شاعر: شکوه قاسم نیا
ترانه های کودکانه : بخش اول
شیر شیر شیرینی
شیر، شیر، شیرینی
شیر، شیر، شیرینی
رفت توی فِر با سینی یا آتیشا داغ شد
قد کشید و چاق شد
از پشت شیشه‌ی فر
نگام می‌کرد بِر و بِر
صدا می‌زد با بوهاش
آهای مواظبم باش!
باید درم بیاری
رو میزتون بذاری
دیر بکنی می‌سوزم
سیاه میشه بلوزم
شاعر: ناصر کشاورز
ترانه های کودکانه : بخش اول
آواز خروس
خورشید خانم که خسته بود
رفت پشت ان کوه کبود
هلال ماه ابرو کمان
نشست کنار آسمان
ستاره‌ها دور و برش
الماس‌ می‌ریختند به سرش
وقتی که شب سحر شد
خروس از آن خبر شد
قوقولی قوقو را سر داد
به بچه‌ها خبر داد:
کی خواب و کی بیداره!
صبح شده وقت کاره!
شاعر: پروین دولت آبادی
ترانه های کودکانه : بخش اول
دست کوچولو، پا کوچولو
دست کوچولو، پا کوچولو
گریه نکن، بابات می آد
تا خونه ی همسایه ها
صدای گریه هات می آد
گُشنه شدی؟ شیرت بدم
تشنه شدی؟ آبت بدم
خوابت می آد؟ لالا بکن
تا من کمی تابت بدم
تق و تق و تق، در می زنن
این باباته، صداش می آد
گریه نکن تا بشنوی
صدای کفش پاش می آد
شاعر: شکوه قاسم نیا
ترانه های کودکانه : بخش اول
باد و پیراهن من
آقای باد که اومد
خونه پر از صدا شد
از روی بند خونه
پیراهنم جدا شد
باد و پیراهن من
بالای بالا رفتند
من توی خونه بودم
اون ها از این جا رفتند
پیراهن منو، باد
با های و هوی و هو برد
شاید که دختری داشت
آن را برای او برد
شاعر: افسانه شعبان نژاد
ترانه های کودکانه : بخش اول
قایق مورچه
یه برگ درخت
افتاده تو جو
سوارش شده
مورچه کوچولو
مورچه کوچولو
دریانورده
قایقش چیه ؟
یه برگ زرده …
جوی آب براش
یه اقیانوسه
ماسه ها نهنگ
ماهیا، کوسه
شاعر: اسدالله شعبانی
ترانه های کودکانه : بخش اول
لباس رنگی بابا
بابام داره یه جارو
اندازه یه پارو
لباس رنگی داره
کفش قشنگی داره
جارو، تو دست بابا
می گرده کوچه‌ها را
تمیز می شه خیابون
با جاروی بابا جون
شاعر: جعفر ابراهیمی
ترانه های کودکانه : بخش اول
چکمه های من
چکمه ام را ببین
چکمه ای سبز رنگ
چکمه در پای من
هست خوب و قشنگ
در زمستان، به پا
می کنم چکمه را
پای من راحت است
توی این چکمه ها
روز، با چکمه ها
می روم توی آب
شب که شد، می روند
چکمه هایم به خواب
شاعر: جعفر ابراهیمی
لالایی ها : بخش اول
لالا لالایی مادر میخونه
لالا لالایی
مادر میخونه
تا من بخوابم
بیدار میمونه
لالا لالایی
با یاد گلها
یاس و شقایق
نسرین و مینا
لالا لالایی
مهتاب می تابه
میخوابه ماهی
گهواره ش آبه
باز کرم شب تاب
امشب بیداره
تا صبح می تابه
مثل ستاره
مرغ شباهنگ
میخونه هوهو
پر میشه خونه
از عطر شب بو
لالا لالایی
مادر میخونه
تا من بخوابم
بیدار میمونه
لالالا لالالا لالا لالایی
لالالا لالالا لالا لالایی
لالا لالایی
لالایی ها : بخش اول
لالا خورشید خوابیده
لالا خورشید خوابیده
آخه از صبح تابیده
دیگه هرچی طلا داشت
به روی شب کشیده
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا تو خورشیدی
تو نور گرم امیدی
توی شهر دل مامان
تو هم از صبح تابیدی
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا خورشید خوابیده
آخه از صبح تابیده
دیگه هرچی طلا داشت
به روی شب کشیده
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا تو خورشیدی
تو نور گرم امیدی
توی شهر دل مامان
تو هم از صبح تابیدی
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا
لالا لالا گلم لا