عبارات مورد جستجو در ۶ گوهر پیدا شد:
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳۰ - سبحانالله! چه شکل موزونست این؟
ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۲۹ - ای که چرخت ندیده است نظیر
ملا احمد نراقی : باب چهارم
ترکیب خلقت و آفرینش پا
و از برای هر شخصی دو پای آفرید مرکب از ران و ساق و قدم، و هر یک به شکلی خاص و ترکیبی مخصوص، تا به هر جا که خواهد حرکت کند و اگر اندکی تغییر در ترکیب یا شکل یا وضع یکی از اینها به هم رسد امر حرکت مختل می گردد و آنها را ستون بدن و مرکب تن قرار داد و تن را بر آنها سوار کرد و همه این عجایب و غرایب را که اندکی از بسیار، و عشری از اعشار عجایب بدن انسان است از قطره ای نطفه خلق کرد در ظلمت رحم و اگر پرده در پیش نمی بود و نظر بر آن می افتاد می دیدی که نقوش و خطوط و رسوم در اعضاء در پی یکدیگر بر آن ظاهر می شوند و نه نقاشی ظاهر و نه قلمی پیداست فسبحانه سبحانه جل شأنه.
بود نقش دل هر هوشمندی
که باشد نقشها را نقشبندی
بود نقش دل هر هوشمندی
که باشد نقشها را نقشبندی
ملا احمد نراقی : باب چهارم
اصناف حیوانات
و لحظه ای تأمل کن در اصناف حیوانات که کمیت آنها را بجز خالق آنها احدی نمی داند از مرغان و سباع و بهایم و وحوش و حشرات هر یک را چگونه ساختن خانه و منزل یاد داد و تحصیل قوت و آب و دانه تعلیم کرد راه مجامعت نر و ماده را به ایشان نمود و تربیت نسل بچه را به ایشان آموخت آنچه را انسان به آن محتاج بود رام و فرمانبردار او گردانید، و آنچه را به آن احتیاجی نبود وحشی کرد و در هر یک، از عجایب و مصالح این قدر آفرید که عقلها حیران می ماند، عنکبوت را نگر که چگونه خانه خود را مشبک می سازد و آن را دام پشه و مگس می نماید و در کنجی کمین می نشیند تا چون مگسی در آنجا افتاد آن را صید می کند و غذای خود را می سازد و مگس را ببین که از مسافت بعیده بوی شیرینی را می فهمد و بر آن حاضر می شود.
ملا احمد نراقی : باب چهارم
عجایب دریاها
و چون شمه ای از قدرت کامله آفریدگار را در زمین دانستی قدمی به دریاها گذار و ببین که عجایبی که در آنجاست اضعاف عجایب زمین است، و هر حیوانی که بر روی خاک هست مانند آن نیز در دریاها یافت می شود و به علاوه حیواناتی دیگر که مثل آنها در خاک نیست در آنجا حیواناتی است که به قدر شهری عظیم و جزیره ای بزرگ
و گاه مسافرین او را جزیره تصور کرده کشتی را در آن لنگر می افکنند و علما در عجایب دریاها کتابهای بسیار ساخته و دفاتر بی شمار پرداخته اند و عشری از اعشار آن را نتوانسته اند بیان کنند.
و گاه مسافرین او را جزیره تصور کرده کشتی را در آن لنگر می افکنند و علما در عجایب دریاها کتابهای بسیار ساخته و دفاتر بی شمار پرداخته اند و عشری از اعشار آن را نتوانسته اند بیان کنند.
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۱ - لک الحمد یا ذالعلا والکرم
لک الحمد یا ذالعلا والکرم
لک الشکر یا ذالعطا والنعم
به امر تو بر پا بود نه فلک
ثنا درفلک از تو گوید ملک
ز خاک وز آب وز باد وزنار
که هستند اضداد هم این چهار
چه خوش نقشها آشکارا کنی
عیان لعل از سنگ خارا کنی
دهی در دل سنگ جا شیشه را
به دلها دهی راه اندیشه را
کنی مشک درناف آهو ز خون
ز بحر عنبر اشهب آری برون
رطب اری از نخل واز نحل عسل
عجب بی مثالی عجب بی بدل
شکر آوری از نی و می زتاک
به دست تو بشاد حیات وهلاک
به گوهر دهی پرورش در صدف
یکی را دهی غم یکی را شعف
«ز یک قطره آب منی پروری
بتی گلرخ وبدهیش دلبری»
نشدهیچکس آگه از ذات تو
توشاهی ولیکن همه مات تو
لک الشکر یا ذالعطا والنعم
به امر تو بر پا بود نه فلک
ثنا درفلک از تو گوید ملک
ز خاک وز آب وز باد وزنار
که هستند اضداد هم این چهار
چه خوش نقشها آشکارا کنی
عیان لعل از سنگ خارا کنی
دهی در دل سنگ جا شیشه را
به دلها دهی راه اندیشه را
کنی مشک درناف آهو ز خون
ز بحر عنبر اشهب آری برون
رطب اری از نخل واز نحل عسل
عجب بی مثالی عجب بی بدل
شکر آوری از نی و می زتاک
به دست تو بشاد حیات وهلاک
به گوهر دهی پرورش در صدف
یکی را دهی غم یکی را شعف
«ز یک قطره آب منی پروری
بتی گلرخ وبدهیش دلبری»
نشدهیچکس آگه از ذات تو
توشاهی ولیکن همه مات تو