عبارات مورد جستجو در ۸ گوهر پیدا شد:
عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۱۲ - تو ناجی را نمیدانی ز هالک
تو ناجی را نمیدانی ز هالک
نمیدانی درین ره کیست مالک
حدیثی مصطفی گفته در این باب
بگویم با تو این اسرار در یاب
چنین فرمود کز بعد من امت
شوند در دین هفتاد و سه ملت
یکی ناجی بود در دین الله
بود هفتاد و دو مردود درگاه
بگویم با تو آن ناجی کدام است
کسی کو واقف از سر امام است
بود مأمور امر مصطفی را
امام خویش نامد مرتضی را
شناسد از ره معنی وصی را
نباشد منکر او قول نبی را
شناسای امامان سالکانند
ولیکن ناشناسان هالکانند
بود ناجی کسی بیشک درین راه
که او باشد ز اصل خویش آگاه
تو با حق دان کسی کو راه دانست
بعالم مظهر الله دانست
تو ناجی دان کسی کو یار باشد
بمعنی واقف اسرار باشد
تو ناجی دان کسی کو راه شاهست
امیرالمؤمنین او را پناهست
هر آنکس کز علی گردید مأمور
شود بیشک سرا پایش همه نور
ازو باشد نجات و رستگاری
تو دست از دامن او برنداری
خدا اورا به هر جاه راه دادست
بهر چیزی دل آگاه دادست
تو حاضر دان مر او را در همه جا
گهی پنهان بود او گاه پیدا
گهی حاضر بود او گاه غایب
مر او را گفتهاند مظهر عجایب
بگویم اول و آخر همه اوست
بمعنی باطن و ظاهر همه اوست
یقین میدان که او از نور ذاتست
میان جان و دل آب حیات است
در این اسرار مرد نیک صادق
بود آن هالک بیدین منافق
تو هالک دان هر آن کو ره ندانست
طریق ملت آن شه ندانست
تو هالک دان کسی کو غیر حیدر
گزیند در ره دین پیردیگر
تو هالک دان که نشناسد علی را
نداند او امام حق ولی را
تو هالک دان کسی مأمور نبود
نهاده جان بکف منصور نبود
تو هالک دان کسی کو نیست درویش
نمیداند امام و رهبر خویش
اگر خواهی که باشی ناجی راه
نتابی سر ز امر حضرت شاه
اگر بندی کمر در راه فرمان
وجود خود کنی همچون گلستان
به جان آزاد شو از هر دو عالم
چگویم به ازین والله اعلم
دگر پرسی که علم دین کدامست
که آن ما را ز امر حق پیامست
نمیدانی درین ره کیست مالک
حدیثی مصطفی گفته در این باب
بگویم با تو این اسرار در یاب
چنین فرمود کز بعد من امت
شوند در دین هفتاد و سه ملت
یکی ناجی بود در دین الله
بود هفتاد و دو مردود درگاه
بگویم با تو آن ناجی کدام است
کسی کو واقف از سر امام است
بود مأمور امر مصطفی را
امام خویش نامد مرتضی را
شناسد از ره معنی وصی را
نباشد منکر او قول نبی را
شناسای امامان سالکانند
ولیکن ناشناسان هالکانند
بود ناجی کسی بیشک درین راه
که او باشد ز اصل خویش آگاه
تو با حق دان کسی کو راه دانست
بعالم مظهر الله دانست
تو ناجی دان کسی کو یار باشد
بمعنی واقف اسرار باشد
تو ناجی دان کسی کو راه شاهست
امیرالمؤمنین او را پناهست
هر آنکس کز علی گردید مأمور
شود بیشک سرا پایش همه نور
ازو باشد نجات و رستگاری
تو دست از دامن او برنداری
خدا اورا به هر جاه راه دادست
بهر چیزی دل آگاه دادست
تو حاضر دان مر او را در همه جا
گهی پنهان بود او گاه پیدا
گهی حاضر بود او گاه غایب
مر او را گفتهاند مظهر عجایب
بگویم اول و آخر همه اوست
بمعنی باطن و ظاهر همه اوست
یقین میدان که او از نور ذاتست
میان جان و دل آب حیات است
در این اسرار مرد نیک صادق
بود آن هالک بیدین منافق
تو هالک دان هر آن کو ره ندانست
طریق ملت آن شه ندانست
تو هالک دان کسی کو غیر حیدر
گزیند در ره دین پیردیگر
تو هالک دان که نشناسد علی را
نداند او امام حق ولی را
تو هالک دان کسی مأمور نبود
نهاده جان بکف منصور نبود
تو هالک دان کسی کو نیست درویش
نمیداند امام و رهبر خویش
اگر خواهی که باشی ناجی راه
نتابی سر ز امر حضرت شاه
اگر بندی کمر در راه فرمان
وجود خود کنی همچون گلستان
به جان آزاد شو از هر دو عالم
چگویم به ازین والله اعلم
دگر پرسی که علم دین کدامست
که آن ما را ز امر حق پیامست
شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۳۱ - آن امیرالمؤمنین یعنی علی
آن امیرالمؤمنین یعنی علی
وان امام المتقین یعنی علی
آفتاب آسمان لافتی
نور رب العالمین یعنی علی
شاه مردان پادشاه ملک و دین
سرور خلد برین یعنی علی
نام او روح الامین از بهر نام
می نویسد بر جبین یعنی علی
گر امامی بایدت معصوم پاک
می طلب شاهی چنین یعنی علی
گر محمد بود ختم انبیاء
هست بر خاتم نگین یعنی علی
استعانت خواهد از درگاه او
خدمت روح الامین یعنی علی
ساقی کوثر امام انس و جان
مصطفی را جانشین یعنی علی
فتح و نصرت داشت در روز غزا
بر یسار و بر یمین یعنی علی
عین اول دیده ام در عین او
نور چشم خورده بین یعنی علی
پیشوائی گر گزینی ای عزیز
این چنین شاهی گزین یعنی علی
مخزن اسماء اسرار اله
نفس خیر المرسلین یعنی علی
بود با سر نبوت روز و شب
رازدار و هم قرین یعنی علی
دین و دنیا رونقی دارد که هست
کارساز آن و این یعنی علی
این نصیحت بشنو از من یاددار
دائما می گو همین یعنی علی
ناز دارم بر جمیع اولیا
ز آن ولی نازنین یعنی علی
صورتش در طا و ها می خوان که هست
معنیش دریا و سین یعنی علی
دست برده از ید و بیضا به زور
معجزه در آستین یعنی علی
معنی علم لدنی بی خلاف
عالم علم مبین یعنی علی
نعمت الله خوشه چین خرمنش
دلنواز خوشه چین یعنی علی
در ولایت اولین اولیا
اولین و آخرین یعنی علی
وان امام المتقین یعنی علی
آفتاب آسمان لافتی
نور رب العالمین یعنی علی
شاه مردان پادشاه ملک و دین
سرور خلد برین یعنی علی
نام او روح الامین از بهر نام
می نویسد بر جبین یعنی علی
گر امامی بایدت معصوم پاک
می طلب شاهی چنین یعنی علی
گر محمد بود ختم انبیاء
هست بر خاتم نگین یعنی علی
استعانت خواهد از درگاه او
خدمت روح الامین یعنی علی
ساقی کوثر امام انس و جان
مصطفی را جانشین یعنی علی
فتح و نصرت داشت در روز غزا
بر یسار و بر یمین یعنی علی
عین اول دیده ام در عین او
نور چشم خورده بین یعنی علی
پیشوائی گر گزینی ای عزیز
این چنین شاهی گزین یعنی علی
مخزن اسماء اسرار اله
نفس خیر المرسلین یعنی علی
بود با سر نبوت روز و شب
رازدار و هم قرین یعنی علی
دین و دنیا رونقی دارد که هست
کارساز آن و این یعنی علی
این نصیحت بشنو از من یاددار
دائما می گو همین یعنی علی
ناز دارم بر جمیع اولیا
ز آن ولی نازنین یعنی علی
صورتش در طا و ها می خوان که هست
معنیش دریا و سین یعنی علی
دست برده از ید و بیضا به زور
معجزه در آستین یعنی علی
معنی علم لدنی بی خلاف
عالم علم مبین یعنی علی
نعمت الله خوشه چین خرمنش
دلنواز خوشه چین یعنی علی
در ولایت اولین اولیا
اولین و آخرین یعنی علی
شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۶ - هر که ز اهل عباست تابع آل عباست
هر که ز اهل عباست تابع آل عباست
منکر آل رسول دشمن دین خداست
دوستی خاندان درد دلم را دواست
جان علی ولی در حرم کبریاست
صورت او هل اتی معنی او انّما
باب حسین و حسن ابن عم مصطفاست
پیروی او بود دین حق و راه راست
سلطنت لافتی غیر علی را کراست
مشهد پاک نجف روضهٔ رضوان ماست
یک سر موی علی هر دو جهانش بهاست
لحمک لحمی وراست همدم او مصطفاست
هر که موالی بود خویش من و آشناست
آیهٔ او انّماست آنکه ولی خداست
آنکه ولی خداست آیهٔ او انماست
نور ظهور ازل ذرهٔ بیضای ماست
حب نبی و ولی از صفت اولیاست
مدعی این طریق دشمن دین خداست
بندهٔ درگاه او سید هر دو سراست
منکر آل رسول دشمن دین خداست
دوستی خاندان درد دلم را دواست
جان علی ولی در حرم کبریاست
صورت او هل اتی معنی او انّما
باب حسین و حسن ابن عم مصطفاست
پیروی او بود دین حق و راه راست
سلطنت لافتی غیر علی را کراست
مشهد پاک نجف روضهٔ رضوان ماست
یک سر موی علی هر دو جهانش بهاست
لحمک لحمی وراست همدم او مصطفاست
هر که موالی بود خویش من و آشناست
آیهٔ او انّماست آنکه ولی خداست
آنکه ولی خداست آیهٔ او انماست
نور ظهور ازل ذرهٔ بیضای ماست
حب نبی و ولی از صفت اولیاست
مدعی این طریق دشمن دین خداست
بندهٔ درگاه او سید هر دو سراست
غروی اصفهانی : مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام
شمارهٔ ۱۶ - نوحه خطاب به حضرت ولی عصر علیه السلام
یا امام العصر یا ابن الطاهری الطیبین
یا ولی المؤمنین
شور محشر را عیان با دیده حق بین ببین
یا ولی المؤمنین
عترت خیر الوری را بنگر اندر کربلا
دشت پر رنج و بلا
بین مقتول و مأسور بأیدی الظالمین
یا ولی المؤمنین
حرمه الرحمن أضحت فی انتهاک و انتهاک
أحسن الله عزاک
بسکه خون حق بنا حق ریخت در آن سرزمین
یا ولی المؤمنین
از حضیض خاک شد تا اوج گردون موج خون
آسمان شد لاله گون
فاستبانت حمره من قبل ما کادت تبین
یا ولی المؤمنین
أمست الغبراء حمری لدماء سائلات
من نحور زاکیات
شد پر از خون دامن صحرا و ما را آستین
یا ولی المؤمنین
از سموم کین خزان شد گلشن آل رسول
روضۀ قدس بتول
و علی الاغصان للو رقاء نوح و أنین
یا ولی المؤمنین
لهف نفسی قامت الساعه وانشق القمر
حین وافاء الحجر
رنگ خون بنشست بر آئینۀ غیب مبین
یا ولی المؤمنین
سهم کین اندر مقام قاب قوسین کرد جای
یا که در عرش خدای
فهوی لله شکراً و هو مقطوع الوتین
یا ولی المؤمنین
لست أنساء سریعاً و هو مغشی علیه
إذ أتی الشمر إلیه
برد آن ملحد سر از سر دفتر ایمان و دین
یا ولی المؤمنین
سر ز گنج معرفت برداشت آن افعی صفت
با کمال معرفت
لم یراقب فیه جبار السما ذات اللعین
یا ولی المؤمنین
و نعاه بعد ما ناغاه دهراً جبرئیل:
قتل السبط الأصیل
جان جانان کرد جان قربانی جان آفرین
یا ولی المؤمنین
بحر مواج بقا، سرچشمۀ آب حیات
بر لب شط فرات
لم یذق حتی قضی من بارد الماء المعین
یا ولی المؤمنین
و لقد أمسی سلیباً و هو من علیا نزار
فاکتسی ثوب الفخار
کرد در بر جامه ای از خون حلق نازنین
یا ولی المؤمنین
روح قرآن معنی تورات و انجیل و زبور
گشت پامال ستور
یاله صدراً حوی أسرار رب العالمین!
یا ولی المؤمنین
أشرقت شمس الهدی من مطلع الرمح الطویل
یا له رزه جلیل
عالم تکوین شده پر نور از آن ماه جبین
یا ولی المؤمنین
کوکب دری و مصباح ازل مشکوه نور
سر زد از کنج تنور
فانثنی رأس العلی ذلاله و هو حزین
یا ولی المؤمنین
فی خباء لم یخب وفاده عند الوفود
أضرموا نارالحقود
شعلۀ او زد علم بر قبۀ عرش برین
یا ولی المؤمنین
کعبۀ توحید شد پامال جمعی پیل مست
یا گروهی بت پرست
فاستحلوا و استبا حواثقل خیر المرسلین
یا ولی المؤمنین
أبرزت أسری بنات الوحی ربات الخدور
حسر احُری الصدور
همنشین ناله و همراه آه آتشین
یا ولی المؤمنین
بانوان ملک یثرب رهسپار شام شوم
همچو سبی ترک و روم
ناوبات باکیات خلف زین العابدین
یا ولی المؤمنین
قائد الاسلام امسی فی قیود من حدید
و هو یُهدی لیزید
شاهباز اوج وحدت شد بدام مشرکین
یا ولی المؤمنین
ای امام منتظر ای شهسوار نشأتین
یا لثارات الحسین
سیدی قم، فمتی تشفی صدور المسلمین؟
یا ولی المؤمنین
یا ولی المؤمنین
شور محشر را عیان با دیده حق بین ببین
یا ولی المؤمنین
عترت خیر الوری را بنگر اندر کربلا
دشت پر رنج و بلا
بین مقتول و مأسور بأیدی الظالمین
یا ولی المؤمنین
حرمه الرحمن أضحت فی انتهاک و انتهاک
أحسن الله عزاک
بسکه خون حق بنا حق ریخت در آن سرزمین
یا ولی المؤمنین
از حضیض خاک شد تا اوج گردون موج خون
آسمان شد لاله گون
فاستبانت حمره من قبل ما کادت تبین
یا ولی المؤمنین
أمست الغبراء حمری لدماء سائلات
من نحور زاکیات
شد پر از خون دامن صحرا و ما را آستین
یا ولی المؤمنین
از سموم کین خزان شد گلشن آل رسول
روضۀ قدس بتول
و علی الاغصان للو رقاء نوح و أنین
یا ولی المؤمنین
لهف نفسی قامت الساعه وانشق القمر
حین وافاء الحجر
رنگ خون بنشست بر آئینۀ غیب مبین
یا ولی المؤمنین
سهم کین اندر مقام قاب قوسین کرد جای
یا که در عرش خدای
فهوی لله شکراً و هو مقطوع الوتین
یا ولی المؤمنین
لست أنساء سریعاً و هو مغشی علیه
إذ أتی الشمر إلیه
برد آن ملحد سر از سر دفتر ایمان و دین
یا ولی المؤمنین
سر ز گنج معرفت برداشت آن افعی صفت
با کمال معرفت
لم یراقب فیه جبار السما ذات اللعین
یا ولی المؤمنین
و نعاه بعد ما ناغاه دهراً جبرئیل:
قتل السبط الأصیل
جان جانان کرد جان قربانی جان آفرین
یا ولی المؤمنین
بحر مواج بقا، سرچشمۀ آب حیات
بر لب شط فرات
لم یذق حتی قضی من بارد الماء المعین
یا ولی المؤمنین
و لقد أمسی سلیباً و هو من علیا نزار
فاکتسی ثوب الفخار
کرد در بر جامه ای از خون حلق نازنین
یا ولی المؤمنین
روح قرآن معنی تورات و انجیل و زبور
گشت پامال ستور
یاله صدراً حوی أسرار رب العالمین!
یا ولی المؤمنین
أشرقت شمس الهدی من مطلع الرمح الطویل
یا له رزه جلیل
عالم تکوین شده پر نور از آن ماه جبین
یا ولی المؤمنین
کوکب دری و مصباح ازل مشکوه نور
سر زد از کنج تنور
فانثنی رأس العلی ذلاله و هو حزین
یا ولی المؤمنین
فی خباء لم یخب وفاده عند الوفود
أضرموا نارالحقود
شعلۀ او زد علم بر قبۀ عرش برین
یا ولی المؤمنین
کعبۀ توحید شد پامال جمعی پیل مست
یا گروهی بت پرست
فاستحلوا و استبا حواثقل خیر المرسلین
یا ولی المؤمنین
أبرزت أسری بنات الوحی ربات الخدور
حسر احُری الصدور
همنشین ناله و همراه آه آتشین
یا ولی المؤمنین
بانوان ملک یثرب رهسپار شام شوم
همچو سبی ترک و روم
ناوبات باکیات خلف زین العابدین
یا ولی المؤمنین
قائد الاسلام امسی فی قیود من حدید
و هو یُهدی لیزید
شاهباز اوج وحدت شد بدام مشرکین
یا ولی المؤمنین
ای امام منتظر ای شهسوار نشأتین
یا لثارات الحسین
سیدی قم، فمتی تشفی صدور المسلمین؟
یا ولی المؤمنین
نسیمی : اضافات
شماره ۱۴ - خدا را، مصطفی را، مرتضی را
صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۴۵ - کای باب ما مگر نه ز آل پیمبریم
کای باب ما مگر نه ز آل پیمبریم
نز خاندان حضرت زهرای اطهریم
گویی کم از یهود و مجوسیم اگر چه ما
ذریه ی محمد و اولاد حیدریم
رخصت نداد خصم ستیزنده از غرور
تا نعش چاک چاک تو در خاک بسپریم
قتلای ما به ناصیه ناکرده دفن ماند
ما گوییا به مذهب این قوم کافریم
مسلم نه ایم بلکه ز ملحد کفورتر
مؤمن نه ایم بلکه ز زندیق بتریم
از ما بدین رویه که کردند منع آب
از دام و دد نه کز سگ و خنزیر کمتریم
مردند پیش چشم من از فرط التهاب
اطفال ما و ساقی تسنیم و کوثریم
در دست قوم خواری خود نایدم شگفت
ما پای بند عهد خود از عالم ذریم
عرض بلا کنند چو در رسته ی ولا
ما خواستار دشنه و پیکان و خنجریم
حجت چو غالب است چه باک ار درین دو روز
مغلوب قهر مردم بیداد گستریم
دشمن هرآنچه خواسته بد کرده لیک ما
دل گرم وعده های خداوند داوریم
زین قوم دون سگال دغاساز دادسوز
جز پیش کردگار شکایت کجا بریم
بس داغ و دردها که فراییش جد و مام
سوی مدینه محض ره آورد می بریم
تا جای باده درد به جام تو ریخت دهر
ما جای آب زیبد اگر خون دل خوریم
پس سجده برد بر سر و رو کرد با سنان
کای از نخست قافله سالار کاروان
نز خاندان حضرت زهرای اطهریم
گویی کم از یهود و مجوسیم اگر چه ما
ذریه ی محمد و اولاد حیدریم
رخصت نداد خصم ستیزنده از غرور
تا نعش چاک چاک تو در خاک بسپریم
قتلای ما به ناصیه ناکرده دفن ماند
ما گوییا به مذهب این قوم کافریم
مسلم نه ایم بلکه ز ملحد کفورتر
مؤمن نه ایم بلکه ز زندیق بتریم
از ما بدین رویه که کردند منع آب
از دام و دد نه کز سگ و خنزیر کمتریم
مردند پیش چشم من از فرط التهاب
اطفال ما و ساقی تسنیم و کوثریم
در دست قوم خواری خود نایدم شگفت
ما پای بند عهد خود از عالم ذریم
عرض بلا کنند چو در رسته ی ولا
ما خواستار دشنه و پیکان و خنجریم
حجت چو غالب است چه باک ار درین دو روز
مغلوب قهر مردم بیداد گستریم
دشمن هرآنچه خواسته بد کرده لیک ما
دل گرم وعده های خداوند داوریم
زین قوم دون سگال دغاساز دادسوز
جز پیش کردگار شکایت کجا بریم
بس داغ و دردها که فراییش جد و مام
سوی مدینه محض ره آورد می بریم
تا جای باده درد به جام تو ریخت دهر
ما جای آب زیبد اگر خون دل خوریم
پس سجده برد بر سر و رو کرد با سنان
کای از نخست قافله سالار کاروان
مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال مسجد کوفه
زیارت جناب مسلم بن عقیل
چون از اعمال مسجد کوفه فراغت یافتی، به جانب قبر مسلم بن عقیل برو و کنار قبر بایست و بگو:
الْحَمْدُلِلّهِ الْمَلِک الْحَقِّ الْمُبِینِ، الْمُتَصاغِرِ لِعَظَمَتِهِ جَبَابِرَةُ الطَّاغِینَ، الْمُعْتَرِفِ بِرُبُوبِیتِهِ جَمِیعُ أَهْلِ السَّمَاواتِ وَالْأَرَضِینَ، الْمُقِرِّ بِتَوْحِیدِهِ سائِرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ، وَصَلَّی اللّهُ عَلَی سَیدِ الْأَنامِ وَأَهْلِ بَیتِهِ الْکرامِ صَلاةً تَقَرُّ بِها أَعْینُهُمْ، وَیرْغَمُ بِها أَنْفُ شانِئِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَجْمَعِینَ،
سَلامُ اللّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ وَسَلامُ مَلائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ، وَأَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ، وَأَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبِینَ، وَعِبادِهِ الصَّالِحِینَ، وَجَمِیعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدِّیقِینَ، وَالزَّاکیاتُ الطَّیباتُ فِیما تَغْتَدِی وَتَرُوحُ عَلَیک یا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلِ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ؛
أَشْهَدُ أَنَّک أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَیتَ الزَّکاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ، وَجاهَدْتَ فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَقُتِلْتَ عَلَی مِنْهاجِ الْمُجاهِدِینَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی لَقِیتَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ وَهُوَ عَنْک راضٍ، وَأَشْهَدُ أَنَّک وَفَیتَ بِعَهْدِ اللّهِ وَبَذَلْتَ نَفْسَک فِی نُصْرَةِ حُجَّةِ اللّهِ وَابْنِ حُجَّتِهِ حَتَّی أَتاک الْیقِینُ،
أَشْهَدُ لَک بِالتَّسْلِیمِ وَالْوَفاءِ وَالنَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِی الْمُرْسَلِ، وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ، وَالدَّلِیلِ الْعالِمِ، وَالْوَصِی الْمُبَلِّغِ، وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ، فَجَزاک اللّهُ عَنْ رَسُولِهِ، وَعَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَعَنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ أَفْضَلَ الْجَزاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ وَأَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ،
لَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَک، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ أَمَرَ بِقَتْلِک، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَک وَلَعَنَ اللّهُ مَنِ افْتَری عَلَیک وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّک وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِک؛ وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ بایعَک وَغَشَّک وَخَذَلَک وَأَسْلَمَک وَمَنْ أَلَّبَ عَلَیک وَلَمْ یعِنْک، الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَ النَّارَ مَثْواهُمْ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.
أَشْهَدُ أَنَّک قُتِلْتَ مَظْلُوماً، وَأَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ لَکمْ مَا وَعَدَکمْ، جِئْتُک زائِراً عارِفاً بِحَقِّکمْ، مُسَلِّماً لَکمْ، تابِعاً لِسُنَّتِکمْ، وَنُصْرَتِی لَکمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یحْکمَ اللّهُ وَهُوَ خَیرُ الْحاکمِینَ، فَمَعَکمْ مَعَکمْ لَامَعَ عَدُوِّکمْ صَلواتُ اللّهِ عَلَیکمْ وَعَلَی أَرْواحِکمْ وَأَجْسادِکمْ وَشاهِدِکمْ وَغائِبِکمْ، وَالسَّلامُ عَلَیکمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ، قَتَلَ اللّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکمْ بِالْأَیدِی وَالْأَلْسُنِ.
در کتاب «مزار کبیر» این متن را به منزله اذن دخول قرار داده و گفته پس وارد شو و خود را به قبر بچسبان (بر اساس روایت سابقه به ضریح آن حضرت اشاره کن) و بگو:
السَّلامُ عَلَیک أَیهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ عَلَیهِمُ السَّلامُ، الْحَمْدُ لِلّهِ وَسَلامٌ عَلَی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَالسَّلامُ عَلَیکمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَعَلَی رُوحِک وَبَدَنِک، أَشْهَدُ أَنَّک مَضَیتَ عَلَی مَا مَضَی عَلَیهِ الْبَدْرِیونَ الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ، الْمُبالِغُونَ فِی جِهَادِ أَعْدَائِهِ وَنُصْرَةِ أَوْلِیائِهِ، فَجَزاک اللّهُ أَفْضَلَ الْجَزاءِ، وَأَکثَرَ الْجَزاءِ، وَأَوْفَرَ جَزاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفی بِبَیعَتِهِ، وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ، وَأَطاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ؛
أَشْهَدُ أَنَّک قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ، وَأَعْطَیتَ غایةَ الْمَجْهُودِ حَتَّی بَعَثَک اللّهُ فِی الشُّهَداءِ، وَجَعَلَ رُوحَک مَعَ أَرْواحِ السُّعَداءِ، وَأَعْطاک مِنْ جِنانِهِ أَفْسَحَها مَنْزِلاً، وَأَفْضَلَها غُرَفاً، وَرَفَعَ ذِکرَک فِی الْعِلِّیینَ، وَحَشَرَک مَعَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِک رَفِیقاً، أَشْهَدُ أَنَّک لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکلْ، وَأَنَّک قَدْ مَضَیتَ عَلَی بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِک مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحِینَ، وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیینَ، فَجَمَعَ اللّهُ بَینَنا وَبَینَک وَبَینَ رَسُولِهِ وَأَوْلِیائِهِ فِی مَنازِلِ الْمُخْبِتِینَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.
آنگاه در بالای سر دو رکعت نماز بخوان و آن را به آن حضرت هدیه کن و بگو: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَا تَدَعْ لِی ذَنْباً» و این همان دعایی است که در «حرم قمر بنی هاشم» خوانده می شود و ذکرش بیاید و اگر خواستی حضرت مسلم را وداع کنی، همان وداعی را بخوان که در «زیارت حضرت عباس» ذکر می شود.
الْحَمْدُلِلّهِ الْمَلِک الْحَقِّ الْمُبِینِ، الْمُتَصاغِرِ لِعَظَمَتِهِ جَبَابِرَةُ الطَّاغِینَ، الْمُعْتَرِفِ بِرُبُوبِیتِهِ جَمِیعُ أَهْلِ السَّمَاواتِ وَالْأَرَضِینَ، الْمُقِرِّ بِتَوْحِیدِهِ سائِرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ، وَصَلَّی اللّهُ عَلَی سَیدِ الْأَنامِ وَأَهْلِ بَیتِهِ الْکرامِ صَلاةً تَقَرُّ بِها أَعْینُهُمْ، وَیرْغَمُ بِها أَنْفُ شانِئِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَجْمَعِینَ،
سَلامُ اللّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ وَسَلامُ مَلائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ، وَأَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ، وَأَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبِینَ، وَعِبادِهِ الصَّالِحِینَ، وَجَمِیعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدِّیقِینَ، وَالزَّاکیاتُ الطَّیباتُ فِیما تَغْتَدِی وَتَرُوحُ عَلَیک یا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلِ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ؛
أَشْهَدُ أَنَّک أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَیتَ الزَّکاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ، وَجاهَدْتَ فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَقُتِلْتَ عَلَی مِنْهاجِ الْمُجاهِدِینَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی لَقِیتَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ وَهُوَ عَنْک راضٍ، وَأَشْهَدُ أَنَّک وَفَیتَ بِعَهْدِ اللّهِ وَبَذَلْتَ نَفْسَک فِی نُصْرَةِ حُجَّةِ اللّهِ وَابْنِ حُجَّتِهِ حَتَّی أَتاک الْیقِینُ،
أَشْهَدُ لَک بِالتَّسْلِیمِ وَالْوَفاءِ وَالنَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِی الْمُرْسَلِ، وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ، وَالدَّلِیلِ الْعالِمِ، وَالْوَصِی الْمُبَلِّغِ، وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ، فَجَزاک اللّهُ عَنْ رَسُولِهِ، وَعَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَعَنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ أَفْضَلَ الْجَزاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ وَأَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ،
لَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَک، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ أَمَرَ بِقَتْلِک، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَک وَلَعَنَ اللّهُ مَنِ افْتَری عَلَیک وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّک وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِک؛ وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ بایعَک وَغَشَّک وَخَذَلَک وَأَسْلَمَک وَمَنْ أَلَّبَ عَلَیک وَلَمْ یعِنْک، الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَ النَّارَ مَثْواهُمْ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.
أَشْهَدُ أَنَّک قُتِلْتَ مَظْلُوماً، وَأَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ لَکمْ مَا وَعَدَکمْ، جِئْتُک زائِراً عارِفاً بِحَقِّکمْ، مُسَلِّماً لَکمْ، تابِعاً لِسُنَّتِکمْ، وَنُصْرَتِی لَکمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یحْکمَ اللّهُ وَهُوَ خَیرُ الْحاکمِینَ، فَمَعَکمْ مَعَکمْ لَامَعَ عَدُوِّکمْ صَلواتُ اللّهِ عَلَیکمْ وَعَلَی أَرْواحِکمْ وَأَجْسادِکمْ وَشاهِدِکمْ وَغائِبِکمْ، وَالسَّلامُ عَلَیکمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ، قَتَلَ اللّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکمْ بِالْأَیدِی وَالْأَلْسُنِ.
در کتاب «مزار کبیر» این متن را به منزله اذن دخول قرار داده و گفته پس وارد شو و خود را به قبر بچسبان (بر اساس روایت سابقه به ضریح آن حضرت اشاره کن) و بگو:
السَّلامُ عَلَیک أَیهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ عَلَیهِمُ السَّلامُ، الْحَمْدُ لِلّهِ وَسَلامٌ عَلَی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَالسَّلامُ عَلَیکمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَعَلَی رُوحِک وَبَدَنِک، أَشْهَدُ أَنَّک مَضَیتَ عَلَی مَا مَضَی عَلَیهِ الْبَدْرِیونَ الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ، الْمُبالِغُونَ فِی جِهَادِ أَعْدَائِهِ وَنُصْرَةِ أَوْلِیائِهِ، فَجَزاک اللّهُ أَفْضَلَ الْجَزاءِ، وَأَکثَرَ الْجَزاءِ، وَأَوْفَرَ جَزاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفی بِبَیعَتِهِ، وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ، وَأَطاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ؛
أَشْهَدُ أَنَّک قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ، وَأَعْطَیتَ غایةَ الْمَجْهُودِ حَتَّی بَعَثَک اللّهُ فِی الشُّهَداءِ، وَجَعَلَ رُوحَک مَعَ أَرْواحِ السُّعَداءِ، وَأَعْطاک مِنْ جِنانِهِ أَفْسَحَها مَنْزِلاً، وَأَفْضَلَها غُرَفاً، وَرَفَعَ ذِکرَک فِی الْعِلِّیینَ، وَحَشَرَک مَعَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِک رَفِیقاً، أَشْهَدُ أَنَّک لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکلْ، وَأَنَّک قَدْ مَضَیتَ عَلَی بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِک مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحِینَ، وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیینَ، فَجَمَعَ اللّهُ بَینَنا وَبَینَک وَبَینَ رَسُولِهِ وَأَوْلِیائِهِ فِی مَنازِلِ الْمُخْبِتِینَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.
آنگاه در بالای سر دو رکعت نماز بخوان و آن را به آن حضرت هدیه کن و بگو: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَا تَدَعْ لِی ذَنْباً» و این همان دعایی است که در «حرم قمر بنی هاشم» خوانده می شود و ذکرش بیاید و اگر خواستی حضرت مسلم را وداع کنی، همان وداعی را بخوان که در «زیارت حضرت عباس» ذکر می شود.
مفاتیح الجنان : صلوات بر حجج طاهره (ع)
صلوات بر ولى الامر المنتظر (ع)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیک وَابْنِ أَوْلِیائِک الَّذِینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ، وَأَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ، وَأَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیراً. اللّهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِینِک، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِیاءَک وَأَوْلِیاءَهُ وَشِیعَتَهُ وَأَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ.
اللّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کلِّ باغٍ وَطاغٍ، وَمِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِک، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یمِینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ أَنْ یوصَلَ إِلَیهِ بِسُوءٍ، وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَک وَآلَ رَسُولِک، وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَأَیدْهُ بِالنَّصْرِ، وَانْصُرْ ناصِرِیهِ، وَاخْذُل خاذِلِیهِ،
وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکفْرِ، وَاقْتُلْ بِهِ الْکفَّارَ وَالْمُنافِقِینَ وَجَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ حَیثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَظْهِرْ بِهِ دِینَ نَبِیک عَلَیهِ وَآلِهِ السَّلامُ، وَاجْعَلْنِی اللّهُمَّ مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَتْباعِهِ وَشِیعَتِهِ، وَأَرِنِی فِی آلِ مُحَمَّدٍ مَا یأْمُلُونَ، وَفِی عَدُوِّهِمْ مَا یحْذَرُونَ، إِلهَ الْحَقِّ آمِینَ.
اللّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کلِّ باغٍ وَطاغٍ، وَمِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِک، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یمِینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ أَنْ یوصَلَ إِلَیهِ بِسُوءٍ، وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَک وَآلَ رَسُولِک، وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَأَیدْهُ بِالنَّصْرِ، وَانْصُرْ ناصِرِیهِ، وَاخْذُل خاذِلِیهِ،
وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکفْرِ، وَاقْتُلْ بِهِ الْکفَّارَ وَالْمُنافِقِینَ وَجَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ حَیثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَظْهِرْ بِهِ دِینَ نَبِیک عَلَیهِ وَآلِهِ السَّلامُ، وَاجْعَلْنِی اللّهُمَّ مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَتْباعِهِ وَشِیعَتِهِ، وَأَرِنِی فِی آلِ مُحَمَّدٍ مَا یأْمُلُونَ، وَفِی عَدُوِّهِمْ مَا یحْذَرُونَ، إِلهَ الْحَقِّ آمِینَ.