عبارات مورد جستجو در ۲۲۹۶۷ گوهر پیدا شد:
خیام : رباعیات
رباعی ۱ - برخیز و بیا بتا برای دل ما
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما
خیام : رباعیات
رباعی ۲ - چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
خیام : رباعیات
رباعی ۳ - قرآن که مهین کلام خوانند آن را
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را
خیام : رباعیات
رباعی ۵ - هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طرب خانه‌ی خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
خیام : رباعیات
رباعی ۷ - آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
خیام : رباعیات
رباعی ۸ - ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده‌ی گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست
خیام : رباعیات
رباعی ۹ - اکنون که گل سعادتت پربار است
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
می خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰ - امروز تو را دسترس فردا نیست
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱ - ای آمده از عالم روحانی تفت
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
خیام : رباعیات
رباعی ۱۲ - ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
ای خاک اگر سینه‌ی تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست
خیام : رباعیات
رباعی ۱۳ - ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت
ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
خیام : رباعیات
رباعی ۱۴ - این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت
خیام : رباعیات
رباعی ۱۶ - این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
از دیدهٔ شاهی و دل دستوریست
هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست
از عارض مستی و لب مستوریست
خیام : رباعیات
رباعی ۱۸ - این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم این دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت
خیام : رباعیات
رباعی ۱۹ - بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر چهره‌ی گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
خیام : رباعیات
رباعی ۲۰ - پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز به کاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده است
خیام : رباعیات
رباعی ۲۱ - تا چند زنم به روی دریاها خشت
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
خیام : رباعیات
رباعی ۲۳ - ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
خیام : رباعیات
رباعی ۲۴ - چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
خیام : رباعیات
رباعی ۲۶ - چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت