عبارات مورد جستجو در ۱۹ گوهر پیدا شد:
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۸۶ - ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
لطفش چو خداییش قدیم است، مترس
از کرده و ناکرده و نیک و بد ما
بی سود و زیان است، چه بیم است؟ مترس
انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
در تحت تصرف تو بیش و کم علم
در عمر دمی نازده الا دم علم
هم عالم عالمی هم عالم علم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۷۷ - از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
وز پرخوردن ابله و بیکار شوی
پرخواری تو جمله ز پرخواری تست
کم‌خوار شوی اگر تو کم‌خوار شوی
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۴۹۰ - ترک عادت، همه گر زهر بود، دشوار است
ترک عادت، همه گر زهر بود، دشوار است
روز آزادی طفلان به معلم بار است
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۵۹ - هر چه داری به عشق او در باز
هر چه داری به عشق او در باز
تا کند او به روی تو در باز
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۸
آسان پای (‌ضد گرانجان‌) باش تا روشن چشم باشی.
گرانی مکن در بر مهتران
سبک‌پای بهتر ز مردگران
چو اندک‌روی زود خیزی ز جای
بری چشم روشن برکدخدای
به دیدار تو شادمانی کند
به خرم دلی میزبانی کند
چو اندر نشستن گرانی کنی
سر میزبان را به درد افکنی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹۵ - اول به ظالمان اثر ظلم می رسد
اول به ظالمان اثر ظلم می رسد
پیش از هدف همیشه کمان ناله می کند
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۴ - هیچ شریفی خسیس رای نباشد
هیچ شریفی خسیس رای نباشد
آتش یاقوت ژاژخای نباشد
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۲۴ - چو از راستی بگذری خم بود
چو از راستی بگذری خم بود
چه مردی بود کز زنی کم بود
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۵۱ - ایضا له
عمل دادی و پس معزول کردی
مرا بر فور و این نوعی زهزلست
«الم نجعل له عینین» حق گفت
ترا عین عمل خود عین عزلست
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۳۸ - ایضا له
به ذات خویش اگر چند مرد نیک بود
و لیک صحبت بد نیک را تباه کند
چنانکه مازوکز وی سپید گردد پوست
چو جفت زاج شود عالمی سیاه گند
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۸ - الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست، و ن
الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۴۰ - سربازی کن اگر تو داری سر او
سربازی کن اگر تو داری سر او
پا داری کن باز مگرد از درِ او
می دان به یقین که تا توی با تو بود
ممکن نبود که باریابی برِ او
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱ - هیهات و ان تکون فی العشق ملول
هیهات و ان تکون فی العشق ملول
و العاشق فی العشق صبور و حمول
اذ امکنک العیش بعیش موصول
لاتغفل فالزّمان لازال تحول
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۹ - خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود
خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود
کز زن گذرد فرد و جهان گرد بود
گر زن نکنی فرد شوی ای فرزند
فرزند که زن نباشدش فرد بود
امیرعلیشیر نوایی : مقطعات
شماره ۲ - صحت ار خواهی مکن میل طعام
صحت ار خواهی مکن میل طعام
تا نباشد اشتهای غالبت
لیک باید دست ازو وقتی کشی
کش بخوردن نفس باشد طالبت
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۳۵ - روشن نشود چون شرر از سنگ چراغت
روشن نشود چون شرر از سنگ چراغت
تا دست بدامن نزنی سوخته یی را!
نظام قاری : فردیات
شماره ۳۲ - بند شلوار نشاید که ببندند چنان
بند شلوار نشاید که ببندند چنان
که بدندان وبدستش نتوانند گشاد
امام خمینی : رباعیات
چراغ فطرت
فاطی که به قول خویش، اهل نظر است
در فلسفه کوششش بسی بیشتر است
باشد که به خود آید و بیدار شود
داند که چراغ فطرتش در خطر است