عبارات مورد جستجو در ۸ گوهر پیدا شد:
فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۱۳ - به هشتم بیامد به دشت شکار
به هشتم بیامد به دشت شکار
خود و روزبه با سواری هزار
همه دشت یکسر پر از گور دید
ز قربان کمان کیان برکشید
دو زاغ کمان را به زه بر نهاد
ز یزدان پیروزگر کرد یاد
بهاران و گوران شده جفت جوی
ز کشتن به روی اندر آورده روی
همی پوست کند این ازآن آن ازین
ز خونشان شده لعل روی زمین
همی بود بهرام تا گور نر
به مستی جدا شد یک از یک دگر
چو پیروز شد نره گور دلیر
یکی ماده را اندر آورد زیر
به زه داشت بهرام جنگی کمان
بخندید چون گور شد شادمان
بزد تیر بر پشت آن گور نر
گذر کرد بر گور پیکان و پر
نر و ماده را هر دو بر هم بدوخت
دل لشکر از زخم او بر فروخت
ز لشکر هرانکس که آن زخم دید
بران شهریار آفرین گسترید
که چشم بد از فر تو دور باد
همه روزگاران تو سور باد
به مردی تواندر زمانه نوی
که هم شاه و هم خسرو و هم گوی
خود و روزبه با سواری هزار
همه دشت یکسر پر از گور دید
ز قربان کمان کیان برکشید
دو زاغ کمان را به زه بر نهاد
ز یزدان پیروزگر کرد یاد
بهاران و گوران شده جفت جوی
ز کشتن به روی اندر آورده روی
همی پوست کند این ازآن آن ازین
ز خونشان شده لعل روی زمین
همی بود بهرام تا گور نر
به مستی جدا شد یک از یک دگر
چو پیروز شد نره گور دلیر
یکی ماده را اندر آورد زیر
به زه داشت بهرام جنگی کمان
بخندید چون گور شد شادمان
بزد تیر بر پشت آن گور نر
گذر کرد بر گور پیکان و پر
نر و ماده را هر دو بر هم بدوخت
دل لشکر از زخم او بر فروخت
ز لشکر هرانکس که آن زخم دید
بران شهریار آفرین گسترید
که چشم بد از فر تو دور باد
همه روزگاران تو سور باد
به مردی تواندر زمانه نوی
که هم شاه و هم خسرو و هم گوی
انوری : رباعیات
رباعی ۲۶ - ای شاه ز قدرتی که در بازوی تست
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴۷ - تیر دگران اگر زره بگشاید
جلال عضد : رباعیّات
شماره ۸ - تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۲۱ - و نیز
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۵۶ - چون زور ملک چرخ درآورد به زه
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۸۴ - هرکس که بجرگ نکته سنجان باشد
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۵۵ - دلاکی گشت از سرم موی زدای