تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۴۶ - در هجو من ای قوامی فرزانه
در هجو من ای قوامی فرزانه
گر ماز شدی تا بسر خمخانه
من سوزنیم گنگ و نر و دیوانه
بندم و تیر هر دو از یکنانه
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۴۷ - محمود جمال دین که با دوشمن و دوست
محمود جمال دین که با دوشمن و دوست
بر وعده تو خلاف را ناید پوست
آن وعده گندم تو امروز ایدوست
احسان کن و چون وعده برون آی زپوست
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۴۸ - ایشاه جهاندار، جهاندار نژاد
ایشاه جهاندار، جهاندار نژاد
مرملک ترا ز خاک نصرت بنیاد
عالم چو ز آب دولتت شد آباد
شد دولت ملک ملک ناصر برباد
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۴۹ - ای حضرت تو شده پر از آب از تو
ای حضرت تو شده پر از آب از تو
جامع شده تا نبرد محراب از تو
چیزی که پدید شد درین باب از تو
پذرفته کناد ایزد وهاب از تو
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۰ - ای همچو محمد و حسن با تمیز
ای همچو محمد و حسن با تمیز
فرزند حسن را چو پدر دار عزیز
تا او پسر خویش بنام تو کند
او را چو محمد و حسن دارد نیز
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۱ - همت مکن ای نظامی پست بلند
همت مکن ای نظامی پست بلند
بر طاق زراندود خود از خیره مخند
گل چنبر موسی مامیست ای کل رند
کز کردن تو رهاند و بر اسب افکند
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۲ - ای واعجبی سدیدک فلسفه گوی
ای واعجبی سدیدک فلسفه گوی
چون گربه صندل آمد از خانه بکوی
بر تیزگه تاز نهادم دم و روی
یعنی که بتیز فرق کن مو از موی
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۳ - بر شاعر تاز زیر خسب حین روب
بر شاعر تاز زیر خسب حین روب
لت کوب خوهم کرد برآرم آشوب
خیزد بمیانجی از میان پایم چوب
کاین کوفته مرا بمن بخش و مکوب
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۴ - چون ماده خران شلف موبدبگری
چون ماده خران شلف موبدبگری
میرفت و پسر داشت خبر زان معنی
دست پدرش بریده و طاقت نه
تا باز کشیدی آن حلب را رز پی
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۵ - ای از خر دجال بسی یافته بهر
ای از خر دجال بسی یافته بهر
یک گوش بر دست او و یک گوش بنهر
خر زهره و هم بحنه تا از تو بقهر
خرمهره جدا کنم چو خر زهره ز زهر
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۵۶ - روحی بجز مرثیه گوی من شد
روحی بجز مرثیه گوی من شد
بگریست بر آنکه جان من از تن شد
...
... ن شد
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱ - با عشق هوس سوز غم کام کجا
با عشق هوس سوز غم کام کجا
این دانه ببین کجا و این دام کجا
ترطیب دماغ عشق چیز دگرست
سودای تو و روغن بادام کجا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲ - در وادی عشق پر مکش منّت پا
در وادی عشق پر مکش منّت پا
بی‌گام درین مرحله شو ره پیما
مردم گویند پای بردار و برو
من می‌گویم که پای بگذار و بیا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳ - اصحاب پیمبر ارچه نورند و هُدا
اصحاب پیمبر ارچه نورند و هُدا
هر یک سوی آخرت رهی‌اند جدا
لیکن شه مردان علی عالیقدر
راهیست که راست می‌رود تا به خدا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۴ - ای راحت جان غصّه پرورد بیا
ای راحت جان غصّه پرورد بیا
وی صیقل خاطر پر از گرد بیا
از درد دل خسته‌دلان بی‌خبری
مردیم ز دوری تو بیدرد، بیا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۵ - ای آرزوی دل غم اندود بیا
ای آرزوی دل غم اندود بیا
ای مرهم جان ناله فرسود بیا
رفتی چو به بزم غیر پردیر مکن
از دست مبادا که روی، زود بیا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۶ - ای بی‌نم جود تو همه بحر سراب
ای بی‌نم جود تو همه بحر سراب
بی‌نور وجودت همه معموره خراب
عالم همه از تو لاف هستی زده‌اند
چون سایه ز آفتاب و چون موج ز آب
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷ - فیاض ازل که بزم هستی آراست
فیاض ازل که بزم هستی آراست
جام سخن از می معانی پیر است
تا تلخی می مذاق جان را نگزد
از شکّر شکر خویش کردش مزه راست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸ - از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
تشریف حیا به قدّ عشق آمد راست
گر این دو نگهبان نبود از چپ و راست
بس دود کزین دو شعله برخواهد خاست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹ - هر چند که دل لبالب از نور خداست
هر چند که دل لبالب از نور خداست
لیکن به مثل قطره کجا بحر کجاست؟
داند نظری کو به حقیقت بیناست
کابینه اناالعکس اگر گفت؟ خطاست