تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۹ - بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
باشد که زغم باز رهم مسکین من
عشق آمد واز نیم رهم باز آورد
مانندهٔ خونیان رسن در گردن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۰ - فریاد ز دست فلک بی سر و بن
فریاد ز دست فلک بی سر و بن
کاندر بر من نه نو بهشت و نه کهن
با این همه نیز شکر میباید کرد
گر زین بترم کند که گوید که مکن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۱ - ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
سازندهٔ کارهای بی سامانان
خصمان مرا مطیع من می‌گردان
بی‌رحمان را رحیم من می‌گردان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۲ - جانست و زبانست زبان دشمن جان
جانست و زبانست زبان دشمن جان
گر جانت به کارست نگه‌دار زبان
شیرین سخنی بگفت شاه صنمان
سر برگ درختست، زبان باد خزان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۳ - چندین چه زنی نظاره گرد میدان
چندین چه زنی نظاره گرد میدان
اینجا دم اژدهاست و زخم پیلان
تا هر که در آید بنهد او دل و جان
فارغ چه کند گرد سرای سلطان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۴ - رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
گفتا: از غیر دوست بر بند زبان
گفتم که: غذا؟ گفت: همین خون جگر
گفتم: پرهیز؟ گفت: از هر دو جهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۵ - رویت دریای حسن و لعلت مرجان
رویت دریای حسن و لعلت مرجان
زلفت عنبر صدف دهان در دندان
ابرو کشتی و چین پیشانی موج
گرداب بلا غبغب و چشمت طوفان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۶ - فریاد و فغان که باز در کوی مغان
فریاد و فغان که باز در کوی مغان
می‌خواره ز می نه نام یابد نه نشان
زانگونه نهان گشت که بر خلق جهان
گشتست نهان گشتن او نیز نهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۷ - هستی به صفاتی که درو بود نهان
هستی به صفاتی که درو بود نهان
دارد سریان در همه اعیان جهان
هر وصف ز عینی که بود قابل آن
بر قدر قبول عین گشتست عیان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۸ - آن دوست که هست عشق او دشمن جان
آن دوست که هست عشق او دشمن جان
بر باد همی دهد غمش خرمن جان
من در طلبش دربدر و کوی به کوی
او در دل و کرده دست در گردن جان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۹ - یا رب ز قناعتم توانگر گردان
یا رب ز قناعتم توانگر گردان
وز نور یقین دلم منور گردان
روزی من سوختهٔ سرگردان
بی منت مخلوق میسر گردان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۰ - یا رب زدو کون بی‌نیازم گردان
یا رب زدو کون بی‌نیازم گردان
وز افسر فقر سرفرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان
زان ره که نه سوی تست بازم گردان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۱ - یا رب ز کمال لطف خاصم گردان
یا رب ز کمال لطف خاصم گردان
واقف بحقایق خواصم گردان
از عقل جفا کار دل افگار شدم
دیوانهٔ خود کن و خلاصم گردان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۲ - در درویشی هیچ کم و بیش مدان
در درویشی هیچ کم و بیش مدان
یک موی تو در تصرف خویش مدان
و آنرا که بود روی به دنیا و به دین
در دوزخ یا بهشت درویش مدان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۳ - دارم گله از درد نه چندان چندان
دارم گله از درد نه چندان چندان
با گریه توان گفت، نه خندان خندان
در و گهرم جمله به تاراج برفت
آن در و گهر چه بود؟ دندان دندان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۴ - دنیا گذران، محنت دنیا گذران
دنیا گذران، محنت دنیا گذران
نی بر پدران ماند و نی بر پسران
تا بتوانی عمر به طاعت گذران
بنگر که فلک چه میکند با دگران
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۵ - یا رب تو مرا به یار دمساز رسان
یا رب تو مرا به یار دمساز رسان
آوازهٔ دردم بهم آواز رسان
آن کس که من از فراق او غمگینم
او را به من و مرا به او بازرسان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۶ - بر گوش دلم ز غیب آواز رسان
بر گوش دلم ز غیب آواز رسان
مرغ دل خسته را به پرواز رسان
یا رب که به دوستی مردان رهت
این گمشدهٔ مرا به من باز رسان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۷ - قومی که حقست قبلهٔ همتشان
قومی که حقست قبلهٔ همتشان
تا سر داری مکش سر از خدمتشان
آنرا که چشیده زهر آفاق زدهر
خاصیت تریاق دهد صحبتشان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۸ - فریاد ز شب روی و شب رنگیشان
فریاد ز شب روی و شب رنگیشان
وز چشم سیاه و صورت زنگیشان
از اول شب تا به دم آخر شب
اینها همه در رقص و منم چنگیشان