تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۱۹ - رخسار تو بی نقاب دیدن نتوان
رخسار تو بی نقاب دیدن نتوان
دیدار تو بی حجاب دیدن نتوان
مادام که در کمال اشراق بود
سر چشمهٔ آفتاب دیدن نتوان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۰ - بحریست وجود جاودان موج زنان
بحریست وجود جاودان موج زنان
زان بحر ندیده غیر موج اهل جهان
از باطن بحر موج بین گشته عیان
بر ظاهر بحر و بحر در موج نهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۱ - با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
هر لحظه مپوش چهره چون عشوه دهان
زد خنده که: من بعکس خوبان جهان
در پرده عیان باشم و بی پرده نهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۲ - حاصل زدر تو دایما کام جهان
حاصل زدر تو دایما کام جهان
لطف تو بود باعث آرام جهان
با فیض خدا تا بابد تابان باد
مهر علمت مدام بر بام جهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۳ - بنگر به جهان سر الهی پنهان
بنگر به جهان سر الهی پنهان
چون آب حیات در سیاهی پنهان
پیدا آمد ز بحر ماهی انبوه
شد بحر ز انبوهی ماهی پنهان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۴ - چون حق به تفاصیل شئون گشت بیان
چون حق به تفاصیل شئون گشت بیان
مشهود شد این عالم پر سود و زیان
گر باز روند عالم و عالمیان
با رتبهٔ اجمال حق آیند عیان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۵ - سودت نکند به خانه در بنشستن
سودت نکند به خانه در بنشستن
دامنت به دامنم بباید بستن
کان روز که دست ما به دامان تواست
ما را نتوان ز دامنت بگسستن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۶ - پل بر زبر محیط قلزم بستن
پل بر زبر محیط قلزم بستن
راه گردش به چرخ و انجم بستن
نیش و دم مار و دم کژدم بستن
بتوان نتوان دهان مردم بستن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۷ - از ساحت دل غبار کثرت رفتن
از ساحت دل غبار کثرت رفتن
به زانکه به هرزه در وحدت سفتن
مغرور سخن مشو که توحید خدا
واحد دیدن بود نه واحد گفتن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۸ - عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
وین در به سر الماس نشاید سفتن
سوداست که می‌پزیم والله که عشق
بکر آمد و بکر هم بخواهد رفتن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۹ - از باده بروی شیخ رنگ آوردن
از باده بروی شیخ رنگ آوردن
اسلام ز جانب فرنگ آوردن
ناقوس به کعبه در درنگ آوردن
بتوان نتوان ترا بچنگ آوردن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۰ - تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
کارم همه آه و سوز خواهد بودن
گفتی که به خانهٔ تو آیم روزی
آن روز کدام روز خواهد بودن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۱ - سهلست مرا بر سر خنجر بودن
سهلست مرا بر سر خنجر بودن
یا بهر مراد خویش بی سر بودن
تو آمده‌ای که کافری را بکشی
غازی چو تویی خوشست کافر بودن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۲ - دنیا نسزد ازو مشوش بودن
دنیا نسزد ازو مشوش بودن
از سوز غمش دمی در آتش بودن
ما هیچ و جهان هیچ و غم و شادی هیچ
خوش نیست برای هیچ ناخوش بودن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۳ - در راه خدا حجاب شد یک سو زن
در راه خدا حجاب شد یک سو زن
رو جملهٔ کار خویش را یک سو زن
در ماندهٔ نفس خویش گشتی و ترا
یک سو غم مال و دختر و یک سو زن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۴ - یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن
یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن
وز مستی حسن خویش هشیارش کن
یا بی‌خبرش کن که نداند خود را
یا آنکه زحال خود خبردارش کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۵ - یک لحظه چراغ آرزوهاپف کن
یک لحظه چراغ آرزوهاپف کن
قطع نظر از جمال هر یوسف کن
زین شهد یک انگشت به کام تو کشم
از لذت اگر مست نگردی تف کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۶ - خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
ناخورده شراب وصل مستی کم کن
با زلف بتان دراز دستی کم کن
بت را چه گنه تو بت‌پرستی کم کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۷ - یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن
یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن
از فضل و کرم درد مرا درمان کن
بر من منگر که بی کس و بی هنرم
هر چیز که لایق تو باشد آن کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۸ - یا رب نظری بر من سرگردان کن
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی بمن دلشدهٔ حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن