تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۹ - ای غم گذری به کوی بدنامان کن
ای غم گذری به کوی بدنامان کن
فکر من سرگشتهٔ بی سامان کن
زان ساغر لبریز که پر می ز غمست
یک جرعه به کار بی سرانجامان کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۰ - ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
صراف وجود باش و خود را چله کن
یک صبح به اخلاص بیا بر در دوست
گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۱ - در درگه ما دوستی یک دله کن
در درگه ما دوستی یک دله کن
هر چیز که غیرماست آنرا یله کن
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما
گر کار تو برنیامد آنگه گله کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۲ - ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
وی آه جگر سوز سپه‌داری کن
چون بهرهٔ وصل او نداری ای دل
دندان به جگر نه و جگرخواری کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۳ - ای ناله گرت دمیست اظهاری کن
ای ناله گرت دمیست اظهاری کن
و آن غافل مست را خبرداری کن
ای دست محبت ولایت به درآی
وی باطن شرع دوستی کاری کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۴ - گفتم که رخم به رنگ چون کاه مکن
گفتم که رخم به رنگ چون کاه مکن
کس را ز من و کار من آگاه مکن
گفتا: که اگر وصال ما می‌طلبی
گر می کشمت دم مزن و آه مکن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۵ - درویشی کن قصد در شاه مکن
درویشی کن قصد در شاه مکن
وز دامن فقر دست کوتاه مکن
اندر دهن مار شو و مال مجوی
در چاه نشین و طلب جاه مکن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۶ - افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن
افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن
دشوار جهان بر دلم آسان می‌کن
امروز خوشم به دار و فردا با من
آنچ از کرم تو می‌سزد آن می‌کن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۷ - عاشق من و دیوانه من و شیدا من
عاشق من و دیوانه من و شیدا من
شهره من و افسانه من و رسوا من
کافر من و بت پرست من ترسا من
اینها من و صد بار بتر زینها من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۸ - ای چشم من از دیدن رویت روشن
ای چشم من از دیدن رویت روشن
از دیدن رویت شده خرم دل من
رویت شده گل، خرم و خندان گشته
روشن مه من گشته ز رویت دل من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۹ - ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
حسن رخ تو ریخته خون دل من
من دانم و دل که در وصالت چونم
کس را چه خبر ز اندرون دل من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۰ - شد دیده به عشق رهنمون دل من
شد دیده به عشق رهنمون دل من
تا کرد پر از غصه درون دل من
زنهار اگر دلم بماند روزی
از دیده طلب کنید خون دل من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۱ - ای زلف مسلسلت بلای دل من
ای زلف مسلسلت بلای دل من
وی لعل لبت گره گشای دل من
من دل ندهم به کس برای دل تو
تو دل به کسی مده برای دل من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۲ - بختی نه که با دوست در آمیزم من
بختی نه که با دوست در آمیزم من
صبری نه که از عشق بپرهیزم من
دستی نه که با قضا در آویزم من
پایی نه که از دست تو بگریزم من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۳ - ای آنکه تراست عار از دیدن من
ای آنکه تراست عار از دیدن من
مهرت باشد بجای جان در تن من
آن دست نگار بسته خواهم که زنی
با خون هزار کشته در گردن من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۴ - ای گشته سراسیمه به دریای تو من
ای گشته سراسیمه به دریای تو من
وی از تو و خود گم شده در رای تو من
من در تو کجا رسم که در ذات و صفات
پنهانی من تویی و پیدای تو من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۶ - زد شعله به دل آتش پنهانی من
زد شعله به دل آتش پنهانی من
زاندازه گذشت محنت جانی من
معذورم اگر سخن پریشان افتاد
معلوم شود مگر پریشانی من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۷ - سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
صوفی گوید که دلق پشمینهٔ من
عاشق گوید که درد دیرینهٔ من
من دانم و من که چیست در سینهٔ من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۸ - رازی که به شب لب تو گوید با من
رازی که به شب لب تو گوید با من
گفتار زبان نگرددش پیرامن
زان سر به گریبان سخن برنارد
پیراهن حرف تنگ دارد دامن