تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۹ - دارم ز جفای فلک آینه گون
دارم ز جفای فلک آینه گون
وز گردش این سپهر خس پرور دون
از دیده رخی همچو پیاله همه اشک
وز سینه دلی همچو صراحی همه خون
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۰ - شوریده دلی و غصه گردون گردون
شوریده دلی و غصه گردون گردون
گریان چشمی و اشک جیحون جیحون
کاهیده تنی و شعله خرمن خرمن
هر شعله ز کوه قاف افزون افزون
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۱ - فریاد ز دست فلک آینه گون
فریاد ز دست فلک آینه گون
کز جور و جفای او جگر دارم خون
روزی به هزار غم به شب می‌آرم
تا خود فلک از پرده‌چه آرد بیرون
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۲ - تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرون
تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرون
صد ناله ز من چون بلبل آمد بیرون
پیوسته ز گل سبزه برون می‌آید
این طرفه که از سبزه گل آمد بیرون
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۳ - در راه یگانگی نه کفرست و نه دین
در راه یگانگی نه کفرست و نه دین
یک گام زخود برون نه و راه ببین
ای جان جهان تو راه اسلام گزین
با مار سیه نشین و با ما منشین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۴ - گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چین
گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چین
ور تختهٔ فولاد شود روی زمین
از روزی تو کم نشود دان به یقین
میدان که چنینست و چنینست و چنین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۵ - گر صفحهٔ فولاد شود روی زمین
گر صفحهٔ فولاد شود روی زمین
در صحن سپهر گردد آیینهٔ چین
از روزی تو کم نشود یک سر موی
حقا که چنینست و چنینست و چنین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۶ - ای در همه شان ذات تو پاک از شین
ای در همه شان ذات تو پاک از شین
نه در حق تو کیف توان گفت نه این
از روی تعقل همه غیرند و صفات
ذاتت بود از روی تحقق همه عین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۷ - یا رب به رسالت رسول الثقلین
یا رب به رسالت رسول الثقلین
یا رب به غزا کنندهٔ بدر و حنین
عصیان مرا دو حصه کن در عرصات
نیمی به حسن ببخش و نیمی به حسین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۸ - بر ذره نشینم بچمد تختم بین
بر ذره نشینم بچمد تختم بین
موری بدو منزل ببرد رختم بین
گر لقمه مثل ز قرص خورشید کنم
تاریکی سینه آورد بختم بین
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۶۹ - هان یاران هوی و ها جوانمردان هو
هان یاران هوی و ها جوانمردان هو
مردی کنی و نگاه داری سر کو
گر تیر چنان رسد که بشکافد مو
باید که ز یک دگر نگردانی رو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۰ - دورم اگر از سعادت خدمت تو
دورم اگر از سعادت خدمت تو
پیوسته دلست آینهٔ طلعت تو
از گرمی آفتاب هجرم چه غمست
دارم چو پناه سایهٔ دولت تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۱ - ای آینه را داده جلا صورت تو
ای آینه را داده جلا صورت تو
یک آینه کس ندید بی صورت تو
نی نی که ز لطف در همه آینه‌ها
خود آمده‌ای به دیدن صورت تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۲ - جان و دل من فدای خاک در تو
جان و دل من فدای خاک در تو
گر فرمایی بدیده آیم بر تو
وصلت گوید که تو نداری سرما
بی سر بادا هر که ندارد سر تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۳ - ای گشته جهان تشنهٔ پرآب از تو
ای گشته جهان تشنهٔ پرآب از تو
ای رنگ گل و لالهٔ خوش‌آب از تو
محتاج به کیمیای اکسیر توایم
بیش از همه عقل گشته سیراب از تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۴ - ای شعلهٔ طور، طور پر نور از تو
ای شعلهٔ طور، طور پر نور از تو
وی مست به نیم جرعه منصور از تو
هر شیِٕ جهان، جهان منشور از تو
من از تو و مست از تو و مخمور از تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۵ - ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو
ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو
وی سرخی روی گلعذاران از تو
آه دل و اشک بی قراران از تو
فریاد که باد از تو و باران از تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۶ - ای رونق کیش بت‌پرستان از تو
ای رونق کیش بت‌پرستان از تو
وی غارت دین صد مسلمان از تو
کفر از من و عشق از من و زنار از من
دل از تو و دین از تو و ایمان از تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۷ - ابریست که خون دیده بارد غم تو
ابریست که خون دیده بارد غم تو
زهریست که تریاق ندارد غم تو
در هر نفسی هزار محنت زده را
بی دل کند و ز دین برآرد غم تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۸ - از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تو
از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تو
بیگانه و آشنا نداند غم تو
دم در کشم و غمت همه نوش کنم
تا از پس من به کس نماند غم تو