تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹ - از حق چون بنای ملک در تنظیم است
از حق چون بنای ملک در تنظیم است
داریم امید عفو و دل پر بیم است
این خوف و رجا تکلف و تعلیم است
گر چاره ی کار طالبی، تسلیم است
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰ - چون شاهد ما به خودنمایی برخاست
چون شاهد ما به خودنمایی برخاست
اشیاء همه را به یک تجلی ‌آراست
سری است در این نکته که عارف گوید
در هر شیئی تمام اشیاء پیداست
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱ - گوید همه چیز و هر کس حق با ماست
گوید همه چیز و هر کس حق با ماست
چون نیک نظر کنی در او حق پیداست
حق نیست عیان ز دیده ی اهل شهود
پیدا شو و بین که هر چه پیداست خداست
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲ - معشوق چنانکه جاذب عشاق است
معشوق چنانکه جاذب عشاق است
غفران خدا بجرم ما مشتاق است
در روز حساب هر کرا نیست گناه
شرمنده به پیش رحمت خلاق است
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۳ - تا دل نشود بریده از دلخواهت
تا دل نشود بریده از دلخواهت
نبود بحریم لی مع‌الله راهت
از خلق ببند دیده تا باز شود
بر دل در لا اله الا اللهت
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۴ - ای آنکه دو عالم است احیا ز دمت
ای آنکه دو عالم است احیا ز دمت
اشیاء همه ریزه‌خوار خوان نعمت
با آنکه نرفت جز برحمت قلمت
عصیان مرا چه قدر پیش کرمت
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۵ - در خلق خوبش خلق نکو ممتحن است
در خلق خوبش خلق نکو ممتحن است
الاکه دلازار و جفا جو بمن است
گر لطف کند با من وگهر قهر نکوست
نیک است نباتی که زمینش حسن است
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۶ - الله که هر شکسته را دل سوی اوست
الله که هر شکسته را دل سوی اوست
الله که آب رحمتش در همه جوست
دشمن برضای او شود دوست که هست
در دست تصرفش دل دشمن و دوست
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۷ - هنگام سحور جلوه پیر خوش است
هنگام سحور جلوه پیر خوش است
در وقت نهار قوت نیم سیر خوش است
چون عصر شود صحبت احباب نکوست
وندر دل شب ناله شبگیر خوش است
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۸ - از سر علی که جز علی آگاه است
از سر علی که جز علی آگاه است
کو نقطه تحت با بسم الله است
چون نقطه کند تنزل از رتبه خویش
گردد الف آنکه اول الله است
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۹ - ای جود تو بر وجود اشیاء باعث
ای جود تو بر وجود اشیاء باعث
ملک و ملک از لطف قدیمت حادث
حادث نبود ز خویش دارای وجود
می‌رد همه زنده و حقش وارث
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۰ - ای آنکه ز حقی برسالت مبعوث
ای آنکه ز حقی برسالت مبعوث
شد ذات قدیم از تو پیدا بحدوث
تو شافع جرم بوالبشر باش که هست
بر ما ز پدر گناهکاری موروث
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۱ - ای آنکه هر غمی توئی یار و مغیث
ای آنکه هر غمی توئی یار و مغیث
نالم بتو از وساوس نفس خبیث
گوش دل من بنطق خود کن شنوا
تا نشنوم از غیر تو یکبار حدیث
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۲ - یک نکته بگویمت بتحقیق بسنج
یک نکته بگویمت بتحقیق بسنج
گر عاقل و کاملی مرنجان و مرنج
رنجاندن خلق و رنجشت از طمع است
بگذر ز طمع که این به است از صد گنج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۳ - گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج
گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج
خود را نه بکس کساد بنما نه رواج
کوبندت اگر خرابه از پس گنج
باش و کمر‌آباد بده تن بخراج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۴ - زان پیش که منهدم شود کاخ مزاج
زان پیش که منهدم شود کاخ مزاج
کن نفس خود از سرای ترکیب اخراج
تا نگذری از کمان افلاک چو تیر
بر تیر بلای دهر باشی آماج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۵ - صوفی که فکند از تن و سرخرقه و تاج
صوفی که فکند از تن و سرخرقه و تاج
بازار اناالحقش بحق یافت رواج
تن بر سردار خودنمائی است مبر
شو پنبه عشق را نهانی حلاج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۶ - یا‌رب به نبی خدیو ملک و معراج
یا‌رب به نبی خدیو ملک و معراج
یا‌رب بعلی که ز انما دارد تاج
چون تا بکنون نکرده بازمکن
بر خلق ز هیچ ره صفی را محتاج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۷ - ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج
ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج
عالم همه از محیط جودت یکموج
دارم ز تو امید کرم در هر حال
بالی ز حضیض برگشایم بر اوج
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۲۸ - ساقی قدحی که او بود صیقلی روح
ساقی قدحی که او بود صیقلی روح
دارد اثر نجات از کشتی نوح
در ده که رهاندم ز طوفان هموم
چونانکه گشایدم بدل باب فتوح