تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۹ - می را به یقین به دست انجام مخور
می را به یقین به دست انجام مخور
ور زانکه خوری به جهد و ابرام مخور
با مردم رذل و بله و بدنام مخور
پیوسته مخور، عیان مخور، خام مخور
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۰ - یارب نشود بلاکشی محرم هجر
یارب نشود بلاکشی محرم هجر
عشق ار چه کشد و لیک داد از غم هجر
پروانه بشعله داد تن را بفراق
او را دو وصل کشت و ما را غم هجر
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۱ - شد عمر و بطبع خواهشم هست هنوز
شد عمر و بطبع خواهشم هست هنوز
صد نعل گنه در آتشم هست هنوز
با آنکه نه روی توبه مانده است و نه عذر
از دوست امید بخششم هست هنوز
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۲ - ای باب هدایتت بخلقان همه باز
ای باب هدایتت بخلقان همه باز
اشیاء همه را بدر گهت روی نیاز
هر چند کنم گناه آرم بتو روی
هر چند غلط کنم زه آیم بتو باز
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۳ - ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز
ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز
کس را بکمال هستیت نیست تمیز
از فتنه نفس عالم حادثه خیز
جز بر تو صفی را نبود راه گریز
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۴ - عمرت رود ارتمام برجرم و هوس
عمرت رود ارتمام برجرم و هوس
به زانکه رسد دمی جفای تو بکس
این خلق همه گیاه بستان حقند
گر سرو صنوبرند ور سنبل و خس
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۵ - گر سالک عارفی و بی‌عیب و عبوس
گر سالک عارفی و بی‌عیب و عبوس
بدخواه مباش بر مسلمان و مجوس
بر خلق نباشد ار ترا طبع کریم
آزرده مباد کز تو گردند نفوس
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۶ - ای آنکه مکمل عقولی و نفوس
ای آنکه مکمل عقولی و نفوس
هیچ از کرمت نگشته نفسی مایوس
از خواهش نفس و فتنه خلق بدار
در حصن امان خود صفی را محروس
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۷ - بر بنده رو سیاه یارب تو ببخش
بر بنده رو سیاه یارب تو ببخش
بر عاجز بی‌پناه یارب تو ببخش
از عفو و عطا ملول هرگز نشوی
من هر چه کنم گناه یارب تو ببخش
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۸ - گویم سخنی ترا از الهام سروش
گویم سخنی ترا از الهام سروش
دریاب بهوش و دار چون حلقه بگوش
دست همه کس بوجه تعظیم بگیر
عیب همه کس بچشم توحید بپوش
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۷۹ - مائیم قلندران وارسته ز خویش
مائیم قلندران وارسته ز خویش
بیگانه ز خلق و بی‌نیاز از کم و بیش
جوئی چو نشان ما بملک و ملکوت
گردید نشان به بی‌نشان درویش
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۰ - جز پوست خود صفی بتن خرقه مپوش
جز پوست خود صفی بتن خرقه مپوش
وندر طلب روزی مقسوم مکوش
جز بر سر سفره توکل منشین
می جز ز کدوی حسبی الله منوش
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۱ - در خانه و شهر و خلوت و انجمنش
در خانه و شهر و خلوت و انجمنش
می‌جویم و نیست در میان جز سخنش
هر جا سخنی است می‌دهم دل که مگر
پی از سخنی برم بسر دهنش
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۲ - شئیی بنظر نمایدت تا ناقص
شئیی بنظر نمایدت تا ناقص
جان تو نگشته از تعین خالص
اشیاء همه را بچشم توحید ببین
پس باش بر ارباب بصیرت شاخص
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۳ - ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض
ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض
ظل کرمت کشیده بر اوج و حضیض
دانست کسی که کارساز همه کیست
یکجا بتو کرد کار خود را تفویض
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۴ - یا‌رب من اگر چه رفت عمرم بغلط
یا‌رب من اگر چه رفت عمرم بغلط
پاداش غلط هم از چه قهرست وسخط
دانی تو و لیک هم گمانم بتو چیست
آن کن که گمان بنده برتست فقط
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۵ - گر راه روی تجاوز از خط صراط
گر راه روی تجاوز از خط صراط
حاشا که بتفریط کنی یا افراط
توحید ره است و شرک اضافات طریق
ره صاف شد ار اضافه‌ات شد اسقاط
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۶ - لفظی که نباشد آگه از وی لافظ
لفظی که نباشد آگه از وی لافظ
بود آنکه بقصه بافت بر هم واعظ
می‌داشت بمعنی ار حدیثی محفوظ
به زانکه بود بر این خبرها حافظ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۷ - ای کون و مکان ز خوان جودت محفوظ
ای کون و مکان ز خوان جودت محفوظ
در ظل عنایت تو اشیاء محفوظ
با عین تو کی بود عیانی معلوم
با بود تو کی شود وجودی ملحوظ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۸ - گر میری و مرتراست اقلیم وسیع
گر میری و مرتراست اقلیم وسیع
ور صاحب مکنتی و اورنگ رفیع
ارزان بتو باد هر چه داری که صفی
بی این همه در دو کون شاه است و شجیع