تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۹ - اندر شش و چار غایب آید ناگاه
اندر شش و چار غایب آید ناگاه
در هشت و دو اسب خویش دارد کوتاه
در هفتم و سوم بفرستد چیزی
اندر نه و پنچ و یک بپردازد راه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۰ - ای خاک نشین درگه قدر تو ماه
ای خاک نشین درگه قدر تو ماه
دست هوس از دامن وصلت کوتاه
در کوی تو زان خانه گرفتم که مباد
آزرده شود خیالت از دوری راه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۱ - ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
نزدیک تو و دور ترا حال تباه
کس نیست که از دست غمت جان ببرد
آن را به تغافل کشی این را بنگاه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۲ - اینک سر کوی دوست اینک سر راه
اینک سر کوی دوست اینک سر راه
گر تو نروی روندگان را چه گناه
جامه چه کنی کبود و نیلی و سیاه
دل صاف کن و قبا همی پوش و کلاه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۳ - معمورهٔ دل به علم آراسته به
معمورهٔ دل به علم آراسته به
مطمورهٔ تن ز کینه پیراسته به
از هستی خود هر چه توان کاسته به
هر چیز که غیر تست ناخواسته به
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۴ - در گفتن ذکر حق زبان از همه به
در گفتن ذکر حق زبان از همه به
طاعت که به شب کنی نهان از همه به
خواهی ز پل صراط آسان گذری
نان ده به جهانیان که نان از همه به
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۵ - از مردم صدرنگ سیه پوشی به
از مردم صدرنگ سیه پوشی به
وز خلق فرومایه فراموشی به
از صحبت ناتمام بی خاصیتان
کنجی و فراغتی و خاموشی به
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۶ - از هر چه نه از بهر تو کردم توبه
از هر چه نه از بهر تو کردم توبه
ور بی تو غمی خوردم از آن غم توبه
و آن نیز که بعد ازین برای تو کنم
گر بهتر از آن توان از آن هم توبه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۷ - از بس که شکستم و ببستم توبه
از بس که شکستم و ببستم توبه
فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر
و امروز به ساغری شکستم توبه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۸ - جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۹ - چشمم که سرشک لاله گون آورده
چشمم که سرشک لاله گون آورده
وز هر مژه قطرهای خون آورده
نی نی به نظاره‌ات دل خون شده‌ام
از روزن سینه سر برون آورده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۰ - ای نیک نکرده و بدیها کرده
ای نیک نکرده و بدی‌ها کرده
و آنگاه نجات خود تمنا کرده
بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود
ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۱ - زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
می خواره خجل که معصیت‌ها کرده
ترسم که کند امید و بیم و آخر کار
ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۲ - گر جا به حرم ور به کلیسا کرده
گر جا به حرم ور به کلیسا کرده
زاهد عمل آنچه کرده بی جا کرده
چون علم نباشد عملش خواهد بود
ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۳ - بحریست نه کاهنده نه افزاینده
بحریست نه کاهنده نه افزاینده
امواج برو رونده و آینده
عالم چو عبارت از همین امواجست
نبود دو زمان بلکه دو آن پاینده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۴ - افسوس که عمر رفت بر بیهوده
افسوس که عمر رفت بر بیهوده
هم لقمه حرام و هم نفس آلوده
فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد
افسوس ز کرده‌های نافرموده
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۵ - ما درویشان نشسته در تنگ دره
ما درویشان نشسته در تنگ دره
گه قرص جوین خوریم و گه گشت بره
پیران کهن دانند میران سره
هر کس که بما بد نگره جان نبره
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۶ - تا کی زجهان پر گزند اندیشه
تا کی زجهان پر گزند اندیشه
تا چند زجان مستمند اندیشه
آن کز تو توان ستد همین کالبدست
یک مزبله گو مباش چند اندیشه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۷ - هجران ترا چو گرم شد هنگامه
هجران ترا چو گرم شد هنگامه
بر آتش من قطره فشان از خامه
من رفتم و مرغ روح من پیش تو ماند
تا همچو کبوتر از تو آرد نامه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۸ - دنیا طلبان ز حرص مستند همه
دنیا طلبان ز حرص مستند همه
موسی کش و فرعون پرستند همه
هر عهد که با خدای بستند همه
از دوستی حرص شکستند همه