تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۲ - آن راه که از حال سهیلی است جمیل
آن راه که از حال سهیلی است جمیل
از میل درو به که نمایم تعجیل
کاشوب و نوای فرح نو در دل
افکنده طرب نامهٔ شاه اسمعیل
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۳ - المنة لله که از سعی جمیل
المنة لله که از سعی جمیل
این منزل فیض‌بخش بی‌مثل و عدیل
شد ساخته همچو خانهٔ ابراهیم
از تمشیت غلام شاه اسمعیل
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۴ - اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم
اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم
در تک شکند تارک خورشید بسم
برگرد جهان چو شعلهٔ جواله
گر چرخ زند نگسلدش دم از دم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۵ - بر پیکر آن سرور خورشید علم
بر پیکر آن سرور خورشید علم
کز عارضه‌ای گشته مزاجش درهم
چندان به دمم دعا که برباد رود
از آینهٔ وجود او گرد الم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۶ - ای نام تو در هر لغتی ذکر انام
ای نام تو در هر لغتی ذکر انام
وز تذکرهٔ نام تو شیرین لب و کام
بی‌نام تو شعله‌ها تباهند تباه
با نام تو کارها تمامند تمام
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۷ - ای درگه خاصت از شرف کعبه عام
ای درگه خاصت از شرف کعبه عام
وی چرخ به سدهٔ تو در سجده مدام
نام تو از آن زمانه محراب نهاد
تا خلق به سجدهٔ تو آیند تمام
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۸ - سقا پسرا خسته دل از دست توام
سقا پسرا خسته دل از دست توام
بیمارتر از چشم سیه مست توام
سر از قدم تو برندارم شب و روز
ماننده باد مهره پا بست توام
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۹ - این بستر خستگی که انداخته‌ام
این بستر خستگی که انداخته‌ام
بروی ز تب هجری تو بگداخته‌ام
ابروی تو لیک در نظر محرابیست
کز سجده آن به فرقتت ساخته‌ام
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۰ - دی از کرم داور دوران کردم
دی از کرم داور دوران کردم
سودی و زیان نیز دو چندان کردم
طالع بنگر که بر در حاتم دهر
رفتم که کنم فایدهٔ نقصان کردم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۱ - اسلام که گم کرده ز دل آرامم
اسلام که گم کرده ز دل آرامم
بسیار خطر دارد ازو اسلامم
ز آن آفت دین که هست اسلامش نام
ترسم که به کافری برآید نامم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۲ - زان پیش که هجر تو برد آرامم
زان پیش که هجر تو برد آرامم
آمد به وداع تو دل خود کامم
فریاد که بیشتز ز هنگام فراق
دل سوخت ازین وداع بی‌هنگامم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۳ - خواهم که شبی محو جمال تو شوم
خواهم که شبی محو جمال تو شوم
نظارگی بزم وصال تو شوم
وانگاه به یاد شمع رویت همه عمر
بنشینم و فانوس خیال تو شوم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۴ - دارد ز خدا خواهش جنات نعیم
دارد ز خدا خواهش جنات نعیم
زاهد به ثواب و من به امید عظیم
من دست تهی میروم او تحفه به دست
تا زین دو کدام خوش کند طبع کریم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۵ - گیرم که به چشم خلق پوید دشمن
گیرم که به چشم خلق پوید دشمن
با من ره غالبیت اندر همه فن
با این چه کند که خود یقین می‌داند
کو مغلوبست و غالب مطلق من
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۶ - چون مهر تو میتوان نهان ورزیدن
چون مهر تو میتوان نهان ورزیدن
باید ز چه رسوای جهان گردیدن
گوئی که نمی‌توانیم دید آری
با غیر تو را نمی‌توانم دیدن
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۷ - از لطف تو سهل است کرم ورزیدن
از لطف تو سهل است کرم ورزیدن
چشم از گنه بی گنهان پوشیدن
دعوی نکنم که بی گناهم اما
دارم گنهی که می‌توان بخشیدن
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۸ - در کعبه قدم نهاده‌ام وای به من
در کعبه قدم نهاده‌ام وای به من
دور از ره دین فتاده‌ام وای به من
از وسوسهٔ عشق مسلمان سوزی
اسلام ز دست داده‌ام وای به من
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۹ - گوئی ز ته بستر آن حجله نشین
گوئی ز ته بستر آن حجله نشین
تا ناف پر است از نافهٔ‌چین
چادر شب بسترش اگر افشانند
تا حشر هوا عبیر بارد به زمین
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۰ - اسلام مگو آفت ایام است این
اسلام مگو آفت ایام است این
افت چه بلای صبر و آرام است این
کفر آمد و داد خاک ایمان بر باد
از قوت اسلام چه اسلام است این
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۱ - اسلام مرا ای دل دیندار ببین
اسلام مرا ای دل دیندار ببین
در صورت او قدرت جبار ببین
چشمش که کشیده تیغ مژگانش بنگر
گردن زن آهوان تاتار ببین