عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱ - با عشق هوس سوز غم کام کجا
با عشق هوس سوز غم کام کجا
این دانه ببین کجا و این دام کجا
ترطیب دماغ عشق چیز دگرست
سودای تو و روغن بادام کجا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲ - در وادی عشق پر مکش منّت پا
در وادی عشق پر مکش منّت پا
بی‌گام درین مرحله شو ره پیما
مردم گویند پای بردار و برو
من می‌گویم که پای بگذار و بیا
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۲ - درد تو تلافی تن آسانی‌هاست
درد تو تلافی تن آسانی‌هاست
عشق تو کفارة مسلمانی‌هاست
اندازة همّت پریشانان است
زلف تو که معراج پریشانی‌هاست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۷ - ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
می‌سوزم و هیچ نیست از من خبرت
گفتی که چو پروانه چه گردی گردم
می‌گردم قربان سرت گرد سرت
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸ - امروز که دیدار تو ما را عیدست
امروز که دیدار تو ما را عیدست
از داغ تو سینه گلشن امیّدست
گلگونة روی تو ز خون دل ماست
ورنه زردی لازمة خورشیدست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۲ - دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
عقل آمد و این علاقه شد اندکست
آویخته بودیم به یک پا عمری
عشق آمد و این شکسته را کرد درست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۴ - فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
در عشق ویم ماه خوش و سال خوشست
در محنتم ایّام شب تیره نکوست
در آتشم احوال پر و بال خوشست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۵ - آهم ز دل زبانه فرسود نشست
آهم ز دل زبانه فرسود نشست
از بوتة خارِ هستیم دود نشست
مانندة خار خشک در گلخن عشق
زودم آتش گرفت و هم زود نشست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۸ - عشق است میی که ساقیش عرفانست
عشق است میی که ساقیش عرفانست
بی‌دست و پیاله دل به دل گردانست
فیّاض به درد عشق خو کن کاین درد
درمان هزار درد بیدرمانست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۱ - زرگر پسری که حسن ازو می‌نازد
زرگر پسری که حسن ازو می‌نازد
در راه غمش عشق روان می‌بازد
یکرنگی زر از آن کند مهر منیر
در بوتة مهر او مگر بگدازد
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۹ - صد شکر که آن دُر به عدن باز آمد
صد شکر که آن دُر به عدن باز آمد
وان ماه سفر کردة من باز آمد
امروز مگر روز قیامت برخاست!
کان جان ز تن رفته به تن باز آمد
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۵ - گر دل ز فروغ عشق پیرایه کند
گر دل ز فروغ عشق پیرایه کند
فردوس ز خاک پاش سرمایه کمند
این دانه که در زمین تن افکندند
گر برخیزد بر آسمان سایه کند
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۶ - آمد به من از تو مصرعی چند بلند
آمد به من از تو مصرعی چند بلند
دل را زشکفتگی شکر خند بلند
اینست سخن نه آنکه از کوچة لفظ
معنی زند از تنگی جا گند بلند
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۵ - تا از سر مرد عقل بیرون نشود
تا از سر مرد عقل بیرون نشود
در وادی غم پیرو مجنون نشود
دردی که نداری نتوان بر خود بست
تا خون نخوری اشک تو گلگون نشود
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۷ - خود را با ما چو دیده بستیم نمود
خود را با ما چو دیده بستیم نمود
گردی بودیم چون نشستیم نمود
در پردة آینه نهان بود رخش
این چهره درست تا شکستیم نمود
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۹ - در دل هیچم ز خیر و شر درناید
در دل هیچم ز خیر و شر درناید
در کلبة من پرتو خور درناید
پرویزن حسن است مژه در نظرم
تا هر چه بد است در نظر درناید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۲ - تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
خظ حلقة بندگیت در گوش کشید
دادی به دم خیره‌نگاهان خود را
تا آینه‌ات تنگ در آغوش کشید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۳ - مشهور به عشق تو ستمگر گشتم
مشهور به عشق تو ستمگر گشتم
حرف غم عشق تو مکرّر گشتم
می‌ناز که مثل تو ندیدم هر چند
دفترچه حسن را سراسر گشتم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۵ - آخر ترک تو بیوفا دل کردم
آخر ترک تو بیوفا دل کردم
عهد تو به فرمان تو باطل کردم
شادی که به کام دشمنم کردی و من
شادم که رضای دوست حاصل کردم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۶ - صد شکر که آهوی ترا صید شدم
صد شکر که آهوی ترا صید شدم
بر هم زن زهد و آفت شید شدم
زلف تو مرا ز دین و دنیا برهاند
در دام تو افتادم و بی‌قید شدم