تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۹۰ - دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت
دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت
غمهای مرا به غمزه بفزود برفت
بس دیر به دست آمد و بس زود برفت
آتش به من اندر زد و چون دود برفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۱ - آن بت که به انصاف نکو بود برفت
آن بت که به انصاف نکو بود برفت
حورا صفت و فرشته‌خو بود برفت
آسایش عمرم همه او داشت ببرد
آرایش جانم همه او بود برفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۲ - حامی جهان ز جور افلاک برفت
حامی جهان ز جور افلاک برفت
بنیاد نظام عالم خاک برفت
آن زهر زمانه را چو تریاک برفت
او رفت و سعادت از جهان پاک برفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۳ - آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت
آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت
عالم به خمار نرگس مست گرفت
بس دل که کنون به قهر در پای آورد
زین تیشه که آن نگار بردست گرفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۴ - از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
وز چهرهٔ گل روی زمین حور گرفت
صحرا سلب بزم ملکشه پوشید
بستان صفت مجلس دستور گرفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۵ - چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت
چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت
چشمم ز طلب خون دل آغاز گرفت
تو دست به خون ریختنم رنجه مدار
هجران تو این مهم به جان باز گرفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۶ - ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت
ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت
جز غمزهٔ آن نرگس مستت نگرفت
می لاف زدی که صبر دستم گیرد
از پای درآمدی و دستت نگرفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۷ - با یار مرا زور و ستم درنگرفت
با یار مرا زور و ستم درنگرفت
زاری و فغان و لابه هم درنگرفت
از شعر ترم چو سنگ نم درنگرفت
تدبیر درم کنم که دم درنگرفت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۸ - ای روزی خصم پیش خورد حشمت
ای روزی خصم پیش خورد حشمت
جزویست قیامت از نبرد حشمت
اندیشهٔ پل مکن که جیحون شاها
انباشته شد جمله ز گرد حشمت
انوری : رباعیات
رباعی ۹۹ - تا روز به شب چو سوسنم بی‌رویت
تا روز به شب چو سوسنم بی‌رویت
بیدار چو نرگسم به گرد کویت
چون لاله شوم سوخته‌دل گر بنهم
مانند گل دو رویه رو بر رویت
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - عمری بادت کزو به رشک آید نوح
عمری بادت کزو به رشک آید نوح
راحی به کفت کزو خجل گردد روح
شام همه شبهات به صبح آبستن
صبح همه روزهات ضامن به صبوح
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
یک روز نرفت راه دلجویی چرخ
آورد و به دست جور مریخم داد
با زهره گرفتست مرا گویی چرخ
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
وز بخت که بندی ز امیدم نگشاد
پیروز شه طغان تکین دادم داد
پیروز شه طغان تکین باقی باد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - دادم به امید روزگاری بر باد
دادم به امید روزگاری بر باد
نابوده ز روزگار خود روزی شاد
زان می‌ترسم که روزگارم نبود
چونان که ز روزگار بستانم داد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
وز مرتبه آفتاب را بار نداد
از مرگ به یک تپانچه در خاک افتاد
احسنت ای مرگ هرگزت مرگ مباد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد
با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد
چون پای نداشت پای تا سر بنهاد
زان داد سخن همی بنتوانم داد
کابستن رازهابنتواند زاد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - با قدر تو آب آسمان ریخته باد
با قدر تو آب آسمان ریخته باد
با خاک درت ستاره آمیخته باد
گر کم کند از سر تو یک موی فلک
خورشید ازو به مویی آویخته باد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - در چشمهٔ تیغ بی‌کفت آب مباد
در چشمهٔ تیغ بی‌کفت آب مباد
در زلف زره بی‌کنفت تاب مباد
بی‌یاد مبارک تو در دست ملوک
در آب فسرده آتش ناب مباد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - هرگز دلم از وفای تو فرد مباد
هرگز دلم از وفای تو فرد مباد
یک دم ز غم تو بی‌دم سرد مباد
گر وصل تو درمان دلم خواهد کرد
پس یک نفس از درد تو بی‌درد مباد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - ای شاه زمین دور زمان بی‌تو مباد
ای شاه زمین دور زمان بی‌تو مباد
تا حشر سعود را قران بی‌تو مباد
آسایش جان ز تست جان بی‌تو مباد
مقصود جهان تویی جهان بی‌تو مباد