تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۰ - آن کو به من سوخته خرمن نگرد
آن کو به من سوخته خرمن نگرد
رحم آرد اگر به چشم دشمن نگرد
آنرا که به عشق رغبتی هست کجاست
تا رنجه شود نخست و در من نگرد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۱ - سی سال درخت بخت من بار آورد
سی سال درخت بخت من بار آورد
چرخ این سه شبم به روی تیمار آورد
زان روی به رویم این قدر کار آورد
تا دشمنم از دوست پدیدار آورد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۲ - در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
با چند هنر کز چو منی نگزیرد
خورشید فراغتم فرو می‌میرد
بوطالب نعمه کو که دستم گیرد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۳ - روی تو که شمع لاله زو درگیرد
روی تو که شمع لاله زو درگیرد
گل پرده ز روی با تو چون درگیرد
برخیز و به عزم گلستان موزه بخواه
تا چادر غنچه باز در سر گیرد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۴ - گر دست غم تو دامن من گیرد
گر دست غم تو دامن من گیرد
کمتر غم جان بود که در من گیرد
از دوستی تو برنگردانم روی
گر روی زمین به جمله دشمن گیرد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - روی تو به دلبری جهان می‌گیرد
روی تو به دلبری جهان می‌گیرد
زلف تو زره‌گری از آن می‌گیرد
جزعت به نظر زبان دل می‌بندد
لعلت به شکر طوطی جان می‌گیرد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۶ - رایت که جهان به پشت پای اندازد
رایت که جهان به پشت پای اندازد
از مسند و استناد او کی نازد
توپای به خاک برنه‌ای صدر جهان
تا چرخ ازو مسند ملکی سازد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - خاک قدم تو تاج خورشید ارزد
خاک قدم تو تاج خورشید ارزد
یک روزه غمت به عمر جاوید ارزد
شکر ایزد را که از تو نومید شدم
وین نومیدی هزار امید ارزد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۸ - جانا غم تو به هر عطایی ارزد
جانا غم تو به هر عطایی ارزد
وصلت به کشیدن بلایی ارزد
در تهمت تو اگر بریزندم خون
این تهمت تو به خون بهایی ارزد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - رای تو که صلح روز ملک انگیزد
رای تو که صلح روز ملک انگیزد
در حادثه‌ای چو رنگ قهر آمیزد
تعجیل حقیقی از فلک بگریزد
آرام طبیعی از زمین برخیزد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۰ - روزی که خرد سرشک رنگین ریزد
روزی که خرد سرشک رنگین ریزد
اندیشه چگونه رنگ شعر آمیزد
نور از رخ آفتاب هم بگریزد
چون سایهٔ ایزد از جهان برخیزد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - تشریف هوای تو به هر جان نرسد
تشریف هوای تو به هر جان نرسد
ملک غم تو به هر سلیمان نرسد
درمان طلبان ز درد تو محرومند
کان درد به طالبان درمان نرسد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۲ - نه مشکل روزگار حل خواهد شد
نه مشکل روزگار حل خواهد شد
نه دور فلک همی بدل خواهد شد
زین پس من و عشق و می که این روزی دو
تا روز دو بر باد اجل خواهد شد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
وز دست غمت زیر و زبر خواهم شد
وانگه زپس هزار شب بی‌خوابی
گریان گریان به خواب درخواهم شد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۴ - رای تو به هیچ رای خرسند نشد
رای تو به هیچ رای خرسند نشد
تا بر همه خسروان خداوند نشد
رایات تو از پای‌فلک بنشیند
تا ملک خراسان چو سمرقند نشد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۵ - آخر دل من به وصل پیروز نشد
آخر دل من به وصل پیروز نشد
شایستهٔ صحبت دل‌افروز نشد
دردا که به عشوه روز عمرم زغمش
شب گشت و شب فراق او روز نشد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
کان ماند و بس که از کفت بخروشد
چون می‌نوشی که نوش بادت گویی
خورشید به ماه مشتری می‌نوشد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۷ - با آنکه زمانه جز بدی نسگالد
با آنکه زمانه جز بدی نسگالد
وز جور توام زمان زمان می‌نالد
از خوردن آن زهر نمی‌نالد دل
ازمنت تریاک خسان می‌نالد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - زلف تو به فتنه باز بیرون آمد
زلف تو به فتنه باز بیرون آمد
آن کار که داند که کجا انجامد
آرام دهش دو روز در زیر کلاه
باشد که از این فتنه فرو آرامد
انوری : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
زلفین تو چون دستهٔ شمشاد آمد
برچنگ تو گویی که ز بیداد آمد
کز دست تو همچو من به فریاد آمد