تعداد ۸۴۹۰ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۷ - صحبت مردم افسرده سکون می آرد
صحبت مردم افسرده سکون می آرد
آب استاده، ز پا رشته برون می آرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۸ - صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
شب آدینه مستان به ازین می گذرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۹ - طفل محبوبم اگر رخ ز شراب افروزد
طفل محبوبم اگر رخ ز شراب افروزد
شمع امید من از عالم آب افروزد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۰ - بی تائمل به مقامی دل غافل نرسد
بی تائمل به مقامی دل غافل نرسد
هر که نشمرده نهد گام به منزل نرسد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۱ - از سفر با رخ افروخته جانان آمد
از سفر با رخ افروخته جانان آمد
رفت چون ماه و چو خورشید درخشان آمد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۲ - اهل بازار ز زهاد به انصافترند
اهل بازار ز زهاد به انصافترند
بیشتر دست و دهن آب کشان، پاک برند
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۳ - پیش سایل چه ضرورست بپا برخیزند؟
پیش سایل چه ضرورست بپا برخیزند؟
از سر مال به تعظیم گدا برخیزند
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۴ - گر مصور قلم از موی میان تو کند
گر مصور قلم از موی میان تو کند
چه خیال است که تصویر دهان تو کند؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۵ - اول و آخر الله ازان آه بود
اول و آخر الله ازان آه بود
که ازو آه نصیب دل آگاه بود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۶ - از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
چون رسد وقت، شفیع همه اوقات شود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۷ - حسن اگر بدرقه شعله آواز شود
حسن اگر بدرقه شعله آواز شود
طایر حوصله شیدایی پرواز شود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۸ - گر چنین جلوه گر آن سرو قباپوش شود
گر چنین جلوه گر آن سرو قباپوش شود
طوق هر فاخته خمیازه آغوش شود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۹ - زود از خنده بی مغز دهن بسته شود
زود از خنده بی مغز دهن بسته شود
رخنه برق به یک چشم زدن بسته شود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۰ - یوسف از دیدن رخسار تو خودبین نشود
یوسف از دیدن رخسار تو خودبین نشود
کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود!
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۱ - دل سودازده داغ تو به افسر ندهد
دل سودازده داغ تو به افسر ندهد
رشته ما گره خویش به گوهر ندهد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۳ - کیست آن کس که نه بر حال مسافر گرید؟
کیست آن کس که نه بر حال مسافر گرید؟
چشم آیینه به دنبال مسافر گرید
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۵ - غوطه در زنگ زد آیینه روشن گهرش
غوطه در زنگ زد آیینه روشن گهرش
پسته ای شد ز خط سبز لب چون شکرش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۶ - عمر گویی است سبک، قامت خم چوگانش
عمر گویی است سبک، قامت خم چوگانش
که به یک زخم برون می برد از میدانش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۹۴ - تا سر خود به گریبان نتوانی بردن
تا سر خود به گریبان نتوانی بردن
گوی توفیق ز میدان نتوانی بردن
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۹۵ - می گشاید ز خموشان دل بی کینه من
می گشاید ز خموشان دل بی کینه من
لب خاموش بود صیقل آیینه من