تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۲ - شاها سم اسبت آسمان می‌سپرد
شاها سم اسبت آسمان می‌سپرد
از کید حسود و چشم بد غم نخورد
لیکن تو جهان فضل و جود و هنری
اسبی نتواند هر که کند او ببرد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۳ - ظلم از دل و دست ملک نیرو ببرد
ظلم از دل و دست ملک نیرو ببرد
عادل ز زمانه نام نیکو ببرد
گر تقویت ملک بری ملک بری
ور تو نکنی هر که کند او ببرد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴ - از می طرب افزاید و مردی خیزد
از می طرب افزاید و مردی خیزد
وز طبع گیا خشکی و سردی خیزد
در بادهٔ سرخ پیچ و در روی سپید
کز خوردن سبزه، روی زردی خیزد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۵ - نادان همه جا با همه کس آمیزد
نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
با مردم زشت نام همراه مباش
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۶ - هر کس که درست قول و پیمان باشد
هر کس که درست قول و پیمان باشد
او را چه غم از شحنه و سلطان باشد
وان خبث که در طبیعت ثعبانست
او را به از ان نیست که پنهان باشد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۷ - هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
در وهم نیاید که چرا می‌بخشد
بخشنده نه از کیسهٔ ما می‌بخشد
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۸ - بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند
بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند
هر یک به مراد خویشتن ملکی راند
از جمله بماند و دور گیتی به تو داد
دریاب که از تو هم چنین خواهد ماند
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۹ - نه هر که ستم بر دگری بتواند
نه هر که ستم بر دگری بتواند
بیباک چنانکه می‌رود می‌راند
پیداست که امر و نهی تا کی ماند
ناچار زمانه داد خود بستاند
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۰ - مردان همه عمر پاره بردوخته‌اند
مردان همه عمر پاره بردوخته‌اند
قوتی به هزار حیله اندوخته‌اند
فردای قیامت به گناه ایشان را
شاید که نسوزند که خود سوخته‌اند
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۱ - عنقا بشد و فر هماییش بماند
عنقا بشد و فر هماییش بماند
زیبندهٔ تخت پادشاییش بماند
گر مه بگرفت صبح صادق بدمید
ور شمع برفت روشناییش بماند
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۲ - نه هر که طراز جامه بر دوش کند
نه هر که طراز جامه بر دوش کند
خود را ز شراب کبر مدهوش کند
بدعهد بود که یار درویشی را
در حال توانگری فراموش کند
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۳ - فرزانه رضای نفس رعنا نکند
فرزانه رضای نفس رعنا نکند
تا خیره نگردد و تمنا نکند
ابریق اگر آب تا به گردن نکنی
بیرون شدن از لوله تقاضا نکند
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۴ - آن گل که هنوز نو به دست آمده بود
آن گل که هنوز نو به دست آمده بود
نشکفته تمام باد قهرش بربود
بیچاره بسی امید در خاطر داشت
امید دراز و عمر کوتاه چه سود؟
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۵ - افسوس بر آن دل که سماعش نربود
افسوس بر آن دل که سماعش نربود
سنگست و حدیث عشق با سنگ چه سود؟
بیگانه ز عشق را حرامست سماع
زیرا که نیاید به جز از سوخته دود
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۶ - با گل به مثل چو خار می‌باید بود
با گل به مثل چو خار می‌باید بود
با دشمن، دوست‌وار می‌باید بود
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود
در پرده روزگار می‌باید بود
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۷ - جائی که درخت عیش پربار بود
جائی که درخت عیش پربار بود
در در نظر و گهر در انبار بود
آنجا همه کس یار وفادار بود
یار آن یار است که در بلا یار بود
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۸ - داد طرب از عمر بده تا برود
داد طرب از عمر بده تا برود
تا ماه برآید و ثریا برود
ور خواب گران شود بخسبیم به صبح
چندانکه نماز چاشت از ما برود
سعدی : رباعیات
رباعی ۲۹ - دریاب کزین جهان گذر خواهد بود
دریاب کزین جهان گذر خواهد بود
وین حال به صورتی دگر خواهد بود
گر خو همه خلق زیردستان تواند
دست ملک‌الموت زبر خواهد بود
سعدی : رباعیات
رباعی ۳۰ - گر تیر جفای دشمنان می‌آید
گر تیر جفای دشمنان می‌آید
دلتنگ مشو که دوست می‌فرماید
بر یار ذلیل هر ملامت کید
چون یار عزیز می‌پسندد شاید
سعدی : رباعیات
رباعی ۳۱ - هرکس به نصیب خویش خواهند رسید
هرکس به نصیب خویش خواهند رسید
هرگز ندهند جای پاکان به پلید
گر بختوری مراد خود خواهی یافت
ور بخت بدی سزای خود خواهی دید