تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۲ - ای بر نمک تو خلق نانی بزده
ای بر نمک تو خلق نانی بزده
بر مرکب تو داغ نشانی بزده
حیفست که سوی کان رود آن بر سیم
پنهان چون جان و بر جهانی بزده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۳ - ای بی‌ادبانه من ز تو نالیده
ای بی‌ادبانه من ز تو نالیده
غیرت بشنیده گوش من مالیده
جایی بروم ناله کن دزدیده
آنجا که نه دل بوی برد نی دیده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۴ - ای جان تو بر مقصران آشفته
ای جان تو بر مقصران آشفته
هم جان تو عذر جان ایشان گفته
طوفان بلا اگر بگیرد عالم
بر من بدو جو که مست باشم خفته
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۵ - ای با تو جهان ظریف و شادی باره
ای با تو جهان ظریف و شادی باره
تو جامه شادیی و مالی پاره
تنها خورشید آن دهد عالم را
کان را ندهد مه و هزار استاره
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۶ - ای خواب مرا بسته و مدفون کرده
ای خواب مرا بسته و مدفون کرده
شب را و مرا بی‌خود و مجنون کرده
جان را به فسون گرم از تن برده
دل را بسته ز خانه بیرون کرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۷ - ای در طلب گره‌گشائی مرده
ای در طلب گره‌گشائی مرده
در وصل بزاده وز جدائی مرده
ای در لب بحر تشنه در خواب شده
و اندر سر گنج از گدائی مرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۸ - ای دوست مرا دمدمه بسیار مده
ای دوست مرا دمدمه بسیار مده
کاین دمدمه می‌خورد ز من هر که و مه
جان و سر تو که دم کنم پیش تو زه
کز دمدمهٔ گرم کنم آب کرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۰۹ - ای روز الست ملک و دولت رانده
ای روز الست ملک و دولت رانده
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من
بین گردن من بسوی در کژ مانده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۰ - ای سرو ز قامت تو قد دزدیده
ای سرو ز قامت تو قد دزدیده
گل پیش رخ تو پیرهن بدریده
بردار یکی آینه از بهر خدای
تا همچو خودی شنیده‌ای یا دیده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۱ - ای کوران را به لطف ره بین کرده
ای کوران را به لطف ره بین کرده
وی گبران را پیشرو دین کرده
درویشان را به ملک خسرو کرده
وی خسرو را بردهٔ شیرین کرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۲ - ای میر ملیحان و مهان شیی الله
ای میر ملیحان و مهان شیی الله
وی راحت و آرامش جان شیی الله
ای آنکه بهر صبح به پیش رخ تو
میگوید خورشید جهان شیی الله
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۳ - باز آمد یار با دلی چون خاره
باز آمد یار با دلی چون خاره
وز خارهٔ او این دل من صد پاره
در مجلس من بودم و عشقش چون چنگ
اندر زد چنگ در من بیچاره
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۴ - بازچیهٔ قدرت خدائیم همه
بازچیهٔ قدرت خدائیم همه
او راست توانگری گدائیم همه
بر یکدگر این زیادتی جستن چیست
آخر ز در یکی سرائیم همه
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۵ - بفروخت مرا یار به یک دسته تره
بفروخت مرا یار به یک دسته تره
باشد که مرا واخرد آن یار سره
نیکو مثلی زده است صاحب شجره
ارزان بفروشد آنکه ارزان بخره
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۶ - بیگانه شوی ز صحبت بیگانه
بیگانه شوی ز صحبت بیگانه
بشنو سخن راست از این دیوانه
صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور
گر زانکه جدا کنی ز اینان خانه
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۷ - بیگاه شد و دل نرهید از ناله
بیگاه شد و دل نرهید از ناله
روزی نتوان گفت غم صد ساله
ای جان جهان غصهٔ بیگاه شدن
آنکس داند که گم شدش گوساله
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۸ - تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه
گویند بشد فلان که انالله
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۹ - تو آبی و ما جمله گیاهیم همه
تو آبی و ما جمله گیاهیم همه
تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه
جوینده توئی چرا نیائیم همه
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۲۰ - تو توبه مکن که من شکستم توبه
تو توبه مکن که من شکستم توبه
هرگز ناید ز جان مستم توبه
صدبار و هزاربار بستم توبه
خون میگرید ز دست دستم توبه
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۲۱ - جانیست غذای او غم و اندیشه
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه