تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۷ - ای باز خرد! مباش گمراه آخر
ای باز خرد! مباش گمراه آخر
بازآی به سوی ساعدِ شاه آخر
تو یوسفِ مصرِ قدسی ای جان عزیز!
تا کی باشی در بن این چاه آخر
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۸ - ای جانِ شریف! ترک این دنیی گیر
ای جانِ شریف! ترک این دنیی گیر
وز جسم ره عالم پر معنی گیر
ای جوهر پاک! قیمت خود بشناس
بگذر ز ملا و ملأِ اعلی گیر
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۹ - ای بلبل روح چند باشی مگسی
ای بلبل روح چند باشی مگسی
پَر باز کُن و به عرش رو در نَفَسی
تا کی بستهٔ پالان آخر
پالان نتوان نهاد بر مرغ کسی
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۰ - بر جان و تنِ بیش بها میگریم
بر جان و تنِ بیش بها میگریم
بر فرقتِ این دو آشنا میگریم
ای جان و تنِ به یکدگر یافته انس
بر روز جدائی شما میگریم
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۱ - با ما بنشین که هر دو همدم بودیم
با ما بنشین که هر دو همدم بودیم
با یکدیگر پیش ز عالم بودیم
ای آنکه هزار ماه در تو نرسد
گویی که هزار سال با هم بودیم
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۲ - دل را که هزار باره در خون کشمش
دل را که هزار باره در خون کشمش
وقت است که در خطهٔ بیچون کشمش
وان شاهدِ پردگی که جان دارد نام
مویش گیرم ز پرده بیرون کشمش
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۳ - ای آن که به قدر برتر از افلاکی
ای آن که به قدر برتر از افلاکی
میپنداری کانچه تویی از خاکی
در خویش غلط مکن بیندیش و بدانک
ذاتی عجبی و جوهری بس پاکی
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۴ - ای آن که در این ره صفتاندیش نهای
ای آن که در این ره صفتاندیش نهای
بیخویشتنی که عالم خویش نهای
هرگز صفت ترا صفت نتوان کرد
صورت مکن اینکه صورتی بیش نهای
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۵ - چیزی که توئی زین تن مسکین تو نهای
چیزی که توئی زین تن مسکین تو نهای
زین هشت پسین و چار پیشین تو نهای
زین ده حس و هفت عضو بگریز و سه روح
میپنداری که این تویی، این تو نهای
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۶ - بندیش که بر زمین نهای آن که تویی
بندیش که بر زمین نهای آن که تویی
واجرام فلک نشین نهای آن که تویی
چون جوهر تو، به چشم سر نتوان دید
در خود منگر که این نهای آن که تویی
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۷ - ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو
ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو
بشناس که نیست جان تو در تن تو
این سر ز سر گزاف نتوان دانست
این جز به تفکّر نشود روشن تو
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۸ - آن ذات که جسم و جوهرش اسم بود
آن ذات که جسم و جوهرش اسم بود
در جسم مدان که قابل قسم بود
فی الجمله یقین بدان که بیهیچ شکی
گر جان تو در جسم بود جسم بود
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۱۹ - گر مرغِ دلت کارِ روش ساز کند
گر مرغِ دلت کارِ روش ساز کند
دُرج دل تو خزینهٔ راز کند
ور پر ندهی ز نور معنی او را
چون بشکند این قفس، چه پرواز کند
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۰ - ای بس که فلک در صف انجم گردد
ای بس که فلک در صف انجم گردد
تا یک مردم تمام مردم گردد
جان تو کبوتریست پرّیده ز عرش
هرگاه که هادی نشود گم گردد
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۱ - جانی که به نورِ حق ندارد امّید
جانی که به نورِ حق ندارد امّید
در عالم اوهام بماند جاوید
چون ذرّهٔ ناچیز بوَد در سایه
چون کودکِ یک روزه بوَد در خورشید
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۲ - جانی که نهفت زنگ دنیی او را
جانی که نهفت زنگ دنیی او را
روشن نکند صیقل معنی او را
هر کز غم دنیی بسر آرد عمری
چه بهره بود ز ذوق عقبی او را
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۳ - هر دیده که راه بینشانی نشناخت
هر دیده که راه بینشانی نشناخت
در پرده بماند و زندگانی نشناخت
هر چند که جاوید بقائیش دهند
میدان که بقاءِ جاودانی نشناخت
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۴ - گر نفس تو بسملی شود تا دانی
گر نفس تو بسملی شود تا دانی
سر تا پایت دلی شود تا دانی
یک یک عضوت چو جوهری پوشیدهست
گردل نکنی گِلی شود تا دانی
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۵ - سِرّی که به تو رسد ز خود پنهان دار
سِرّی که به تو رسد ز خود پنهان دار
امّید همه به درد بیدرمان دار
وانگاه ز جان آینهای ساز مدام
و آن آینه در برابر جانان دار
عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۲۶ - در هر دو جهان هر چه عجب داشتهای
در هر دو جهان هر چه عجب داشتهای
در باطنِ خویش روز و شب داشتهای
از جان تو اگر صبر کنی یک چندی
بیرون نشود هرچه طلب داشتهای