تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۰ - ساغر می را به دست می پرست ما دهید
ساغر می را به دست می پرست ما دهید
خونی خمیازه ما را به دست ما دهید!
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۱۷ - گر چه در ظاهر به زه دارم کمان اختیار
گر چه در ظاهر به زه دارم کمان اختیار
چون رگ سنگ است در دستم عنان اختیار
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۱۸ - تیشه من چون زند دامان جرائت بر کمر
تیشه من چون زند دامان جرائت بر کمر
هر رگ سنگی شود انگشت زنهار دگر
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۶ - از نمدپوشان زبان طعن را کوتاه دار
از نمدپوشان زبان طعن را کوتاه دار
کز نمد سالم نمی آید برون دندان مار
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۷ - گل گلاب از هرزه خندی شد درین نیلی حصار
گل گلاب از هرزه خندی شد درین نیلی حصار
خنده بیجاست برق گریه بی اختیار
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۸ - شد فزون در دور خط کیفیت لبهای یار
شد فزون در دور خط کیفیت لبهای یار
نشائه می بخشد دو بالا، می چو گردد پشت دار
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۹ - پوچ گو را بر سر گفتار بی حاصل میار
پوچ گو را بر سر گفتار بی حاصل میار
پنبه زنهار از سر مینای خالی برمدار
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۵۰ - وقت خواب ناز، آن مژگان بود خونریزتر
وقت خواب ناز، آن مژگان بود خونریزتر
پشت این تیغ سیه تاب است از دم تیزتر
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۵۱ - هر که برگش بیش، وقت مرگ لرزد بیشتر
هر که برگش بیش، وقت مرگ لرزد بیشتر
از پریشانی گل صد برگ لرزد بیشتر
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۵۲ - هست حاجت در بساط کج کلاهان بیشتر
هست حاجت در بساط کج کلاهان بیشتر
همت از درویش می جویند شاهان بیشتر
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۵۳ - می رسد هر دم مرا از نوخطان نیش دگر
می رسد هر دم مرا از نوخطان نیش دگر
ریش هیهات است گردد مرهم ریش دگر
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۵۴ - بر دل موری درین عبرت سرا غافل مخور
بر دل موری درین عبرت سرا غافل مخور
دل بخور چندان که می خواهی، ولی بر دل مخور
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۲ - برنیایی خوش به اهل فکر، ناخوش هم مباش
برنیایی خوش به اهل فکر، ناخوش هم مباش
گر سخن کش نیستی باری سخن کش هم مباش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۳ - یک سر مو منت از اخوان کم فرصت مکش
یک سر مو منت از اخوان کم فرصت مکش
گر به چه باید فتاد از چشم خود منت مکش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۴ - از ته دل نیست از همصحبتان رنجیدنش
از ته دل نیست از همصحبتان رنجیدنش
می دهد یاد از پشیمانی به تمکین رفتنش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۵ - یار گندم گون جوی نگذاشت در من عقل و هوش
یار گندم گون جوی نگذاشت در من عقل و هوش
خرمنم را سوخت این گندم نمای جوفروش!
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۶ - در کهنسالی نیفتد کافر از سامان خویش!
در کهنسالی نیفتد کافر از سامان خویش!
کز تهیدستی چنار آتش زند در جان خویش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۷ - حسن هیهات است بردارد نظر از روی خویش
حسن هیهات است بردارد نظر از روی خویش
گل ز شبنم می نهد آینه بر زانوی خویش
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۹ - محو کی از صفحه دلها شود آثار من؟
محو کی از صفحه دلها شود آثار من؟
من همان ذوقم که می یابند از افکار من
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۸۰ - بس که از دوران به سختی بگذرد احوال من
بس که از دوران به سختی بگذرد احوال من
می زند بر سینه سنگ آیینه از تمثال من