تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۳ - توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
وز عمر عزیز است چه خواری حاصل
چون باد ز گردیدن بیهوده چه چیز
کردیم به غیر جانسپاری حاصل؟
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۴ - در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
می‌دان به یقین که خوش نیاید منزل
بی برگ نوای عیش و عشرت چه بود
از برگ و گل و نوای بلبل حاصل
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۵ - بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
خواهم که کنم ناله ولی نتوانم
از ضعف چنانم ک اگر ناله کنم
با ناله بر آمدن بر آید جانم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۶ - شعر تو که هست قوت جان مردم
شعر تو که هست قوت جان مردم
آورد به ما رقعه رسان مردم
بر مردمک دیده نهادم سخنت
مشهور شد این سخن میان مردم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۷ - در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
پیشم بنشین دمی که پیشت میرم
چون اشک ز چشم من جدا خواهی شد
آخرکم آنکه در کنارت گیرم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۸ - سرمایه دین و دل به غارت دادم
سرمایه دین و دل به غارت دادم
سود دو جهان را به خسارت دادم
سوگند ز می هزار پی خوردم و باز
می‌خوردم و ایمان به کفارت دادم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۹۹ - دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
با دل که نیایی بر ما، گفت: به چشم
اما به چه رو توانم آمد پیشت
اول تو به ما رهی نما، گفت: به چشم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - نی دولت آنکه یار غارت بینم
نی دولت آنکه یار غارت بینم
نی فرصت آنکه در کنارت بینم
ماهی که همه وقت ز دورت بینم
عمری که همیشه در گذارت بینم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
چند از پی آبرو در آتش باشیم؟
چون جان عزیز ما به دست قدر است
تن را به قضا دهیم و دلخوش باشیم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - من باغ ارم بر سر کویت دیدم
من باغ ارم بر سر کویت دیدم
من روز طرب در شب مویت دیدم
ابروی کج تو راست دیدم چو هلال
فرخنده هلالی که به رویت دیده‌ام
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
هر عذر که گویم نپذیرد چه کنم؟
آهو صفتم گرفت صحرای غمش
چون دوست مرا به سگ نگیرد چه کنم؟
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
وز نرگس مخمور، سرافکنده‌ ترم
از غنچه گل اگر چه دل زنده ترم
از غنچه به خون جگر آکنده ترم
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - درویش، ز تن جامه صروت بر کن
درویش، ز تن جامه صروت بر کن
تا در ندهب به جامه صورت تن
رو کهنه گلیم فقر بر دوش افکن
در زیر گلیم طبل سلطانی زن
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون
دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون
از دل رخ نازنین گل کرد برون
در خون دل غنچه اگر نیست چراست؟
گل را همه پره‌های دامن پر خون
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
بزمی که در آن بزم تو و امانی و من
من بر سر بسترت بخوابانم و تو
آن نرگس مست را بخوابانی و من
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - زیر و زبر چشم ترا بس موزون
زیر و زبر چشم ترا بس موزون
نقاش ازل سه خال زد غالیه گون
پندار که در شب فراز عینت
دو نقطه یا نهاد و یک نقطه نون
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - مهمان شماعیم نظر با ما کن
مهمان شماعیم نظر با ما کن
مهمانی یاران لب چون حلوا کن
می‌خواستی و چراغ، نی، حاجت نیست
امشب که چراغ وا کنی رو وا کن
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین
شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین
گردید و جدا گشت، چه افتاد ازین؟
حاشا که تو افتی و نیفتد هرگز
مانند تو شهسوار در روی زمین
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - تا کی پی هر نگار مهوش، سلمان،
تا کی پی هر نگار مهوش، سلمان،
گردی چو سر زلف مشوش، سلمان؟
گر طلعت شاهد قناعت بینی
زلفش به کف آر و خوش فروکش سلمان
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - عمری ز پی کام دل و راحت تن
عمری ز پی کام دل و راحت تن
گشتیم و ندیدیم جز از رنج و محن
درد آمد و گفت از بن دندان با من:
راحت طلبی به کام، دندان بر کن