تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۱ - عُمرم همه صرف شد در این خونخواری
عُمرم همه صرف شد در این خونخواری
تا در صف محشرم چه بر سر آری
یک نام مقدست اگر قهار است
در لطف هزار نام دیگر داری
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۲ - ای آنکه نباشدم بتو دسترسی
ای آنکه نباشدم بتو دسترسی
بی یاد تو بر نیـٰارم از دل نفسی
وصل تو کجا و همچو من هیچکسی
روح القدسی نیـٰاید از هر مگسی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۳ - در مهد هوی غنوده‌ای معذوری
در مهد هوی غنوده‌ای معذوری
دیده نه چو ما گشوده‌ای معذوری
دل زین عالم نمیتوانی بر کند
در عالم دل نبوده‌ای معذوری
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۴ - تا دست به سبحه میزنی زناری
تا دست به سبحه میزنی زناری
تا روی به دوست مسکینی دیداری
دیریست که در طواف بیت اللهی
غیری تا در توهم اغیاری
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۵ - ای آنکه همیشه مست جام هوسی
ای آنکه همیشه مست جام هوسی
بی رنج درین راه بجـٰائی نرسی
نوشی خون از چه زنی نیش به دل
کم نتوان بود در جهـٰان از مگسی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۶ - ای آنکه به دل تخم امل را کشتی
ای آنکه به دل تخم امل را کشتی
بگذر ز همه که خود بخواهی هشتی
تا ذره‌ای از نام و نشانت بر جاست
آویختی و سوختی و برگشتی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۷ - تا در غم نوشیدنی و خوردنی‌ای
تا در غم نوشیدنی و خوردنی‌ای
هرگز مبر این گمـٰان که جان بردنی‌ای
تا کی خور و خواب زندگانی داری
این است اگر زندگیت مردنی‌ای
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۸ - از دوری راه تا بکی آه کنی
از دوری راه تا بکی آه کنی
منزل نشناسی و همین آه کنی
یا رب چه شود که بر سر هستی خود
یک گام نهی و قصه کوتاه کنی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۹ - لعل میگون و چشم فتان داری
لعل میگون و چشم فتان داری
کاکل آشفته، مو پریشان داری
از بسکه بحسن ناز و طوفان داری
هر سو هر دم هزار قربان داری
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
تا کی ز جهان پرگزند اندیشی
تا چند ز جان مستمند اندیشی
این کز تو توان ستد همین کالبد است
در مزبله گو مباش چند اندیشی
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۱ - دل در همه حال تکیه گاه است مرا
دل در همه حال تکیه گاه است مرا
در ملک وجود پادشاه است مرا
از فتنه ی عقل چون به جان می آیم
ممنون دلم خدا گواه است مرا
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳ - بر قله ی کهسار، درختی برپاست
بر قله ی کهسار، درختی برپاست
بر شاخ درخت، آشیانی پیداست
غم کوه و درخت، زندگانی من است
بر شاخ درخت، مرغکی نغمه سراست
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴ - سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
دشواری مرگ، دوری ایشان است
چون در دل خاک نیز یاران جمعند
پس زندگی و مرگ به ما یکسان است
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵ - از مرگ نترسم که مددکار من است
از مرگ نترسم که مددکار من است
در روز پسین مونس و غمخوار من است
اجداد مرا برده به سر منزل خاک
این مرکب خوشخرام رهوار من است
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۶ - کشتند بشر را که سیاست این است
کشتند بشر را که سیاست این است
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کسوت خیرخواهی نوع بشر
زادند چه فتنه ها، مهارت این است
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۷ - با خلق نکو بزی که زیور این است
با خلق نکو بزی که زیور این است
در آینه ی جمال، جوهر این است
آن قطره ی اشکی که بریزد بر خاک
بردار که گنج لعل و گوهر این است
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۸ - ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست
ترسم که ترا چاکر خویش پندارند
آن مورچگان که رزقشان پیکر توست
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۹ - تا بر لب من آه شرر باری هست
تا بر لب من آه شرر باری هست
بر ساز شکسته ی دلم تاری هست
درهای امید را اگر بربستند
تا مرگ بود رخنه ی دیواری هست
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۱۰ - ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
یک بار به خود نگر که معنای تو چیست؟
یک جعبه ی استخوان، دو پیمانه ی خون
پنهان تو چیست؟ آشکارای تو چیست؟
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۱۱ - بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
هنگامه ی عشرت جوانی هوسی ست
بی باد بهار جای گل در گلشن
یا دسته ی خار خشک یا مشت خسی ست