تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۹ - گر چرخ جفا کرد چه می‌باید کرد
گر چرخ جفا کرد چه می‌باید کرد
ور ترک وفا کرد چه می‌باید کرد
می‌خواست دلم که بر نشان آید تیر
چون تیر خطا کرد چه می‌باید کرد
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۰ - زلفین سیه که بر بناگوش تواند
زلفین سیه که بر بناگوش تواند
سر بر سر هم نهاده همدوش تواند
ساید سر از ادب به پایت شب و روز
آری دو سیاه حلقه در گوش تواند
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۱ - در میکده مست از می نابم کردند
در میکده مست از می نابم کردند
سرمست ز جرعهٔ شرابم کردند
ای دوست به چشمهای مست تو قسم
جامی دو سه دادند و خرابم کردند
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۲ - یک عمر شهان تربیت جیش کنند
یک عمر شهان تربیت جیش کنند
تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند
نازم به جهان همت درویشان را
کایشان به یکی لقمه دوصد عیش کنند
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۳ - آشفته سخن چو زلف جانان خوشتر
آشفته سخن چو زلف جانان خوشتر
چون کار جهان بی سر و سامان خوش تر
مجموعهٔ عاشقان بود دفتر من
مجموعهٔ عاشقان پریشان خوشتر
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۴ - آن نرگس مست فتنه‌انگیز نگر
آن نرگس مست فتنه‌انگیز نگر
آن خنجر مژگان بلاخیز نگر
در عهد ملک که باده مستی ندهد
اندر کف مست خنجر تیز نگر
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۵ - بر روز ستاره تا کی افشانی بس
بر روز ستاره تا کی افشانی بس
در روز ستاره بالله ار بیند کس
دهرت ز مراد خویش دارد محروم
یا دست جهان ببند یا پای هوس
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۶ - تا یار مرا ربوده از هستی خویش
تا یار مرا ربوده از هستی خویش
واقف نیم از بلندی و پستی خویش
آنگونه ز جام عشق مستم دارد
کآگاه نیم ز خویش و از مستی خویش
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۷ - گفتم به زن نظام کای لولی شنگ
گفتم به زن نظام کای لولی شنگ
خواهم که به چاله‌ات فروکوبم دنگ
خیاط‌صفت لباس الفت ببریم
من از گز کیر و تو ز مقراض دو لنگ
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۸ - با آنکه هنوز از می دوشین مستم
با آنکه هنوز از می دوشین مستم
در مهد طرب به خواب نوشین هستم
ای دست خدا بگیر لختی دستم
کز سخت‌دلی و سست‌بختی رستم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۹ - تا دل به هوای وصل جانان دادم
تا دل به هوای وصل جانان دادم
لب بر لب او نهادم و جان دادم
خضر ار ز لب چشمهٔ حیوان جان یافت
من جان به لب چشمهٔ حیوان دادم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۰ - صدرا دیشب به باغ نواب شدم
صدرا دیشب به باغ نواب شدم
امروز به حضرتت شرفیاب شدم
آن باغ چو روی ناکسان آب نداشت
از خجلت بی‌آبی او آب شدم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۱ - گاهی هوس‌ بادهٔ رنگین دارم
گاهی هوس‌ بادهٔ رنگین دارم
گاه آرزوی وصل نگارین دارم
گه سبحه به دست و گاه زنار به دوش
یارب چه کسم کیم چه آیین دارم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۲ - بگذار که خویش را به خواری بکشم
بگذار که خویش را به خواری بکشم
مپسند که بار شرمساری بکشم
چون دوست به مرگ من به هر حال خوشست
من نیز به مرگ خود به هر حال خوشم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۳ - تا دست ارادت به تو دادست دلم
تا دست ارادت به تو دادست دلم
دامان طرب زکف نهادست دلم
ره یافته در زلف دلاویز کجت
القصه به راه کج فتادست دلم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۴ - بگذارکه تا می خورم و مست شوم
بگذارکه تا می خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابست شوم
پابست شوم به کلی از دست شوم
از دست شوم نیست شوم هست شوم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۵ - تاکی غم زید و گه غم عمرو خوریم
تاکی غم زید و گه غم عمرو خوریم
آن به که به جای غم ز خم خمر خوریم
خوش باش به نیش‌ و نوش کز نخل حیات
فرضست که گه خار و گهی تمر خوریم
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۶ - شوخی که بیاض گردن روشن او
شوخی که بیاض گردن روشن او
آغشته به صندل شده پیرامن او
صبحست و به سرخی شفق آلوده
یا خون خلایقست در گردن او
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۷ - تو مردمک چشم من مهجوری
تو مردمک چشم من مهجوری
زان با همه نزدیکیت از من دوری
نی نی غلطم تو جان شیرین منی
زان با منی و ز چشم من مستوری
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۸ - نه باده نه جام باده ماند باقی
نه باده نه جام باده ماند باقی
نه ساده نه نام ساده ماند باقی
ما زادهٔ مام روزگاریم ولی
نه زاده نه مام‌زاده ماند باقی