تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵ - چشمت همه نرگسست و نرگس همه خواب
چشمت همه نرگسست و نرگس همه خواب
لعلت همه آتشست و آتش همه آب
رویت همه لاله است و نرگس همه رنگ
زلفت همه سنبلست و سنبل همه تاب
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۶ - عشقست که جان عاشقان زنده از اوست
عشقست که جان عاشقان زنده از اوست
نوریست که آفتاب تابنده از اوست
هر چیز که در غیب و شهادت یابی
موجود بود ز عشق و پاینده از اوست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۷ - تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
کونین غلام و چاکر درگه ماست
گلزار و بهشت و حور خار ره ماست
زیرا که برون ز کون منزلگه ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۸ - دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
عالم به تمام گوشهٔ کشور ماست
ما از سر زلف خویش سودا زده ایم
خوش سودائی که دائما بر سر ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۹ - گفتم جنت گفت که بستان شماست
گفتم جنت گفت که بستان شماست
گفتم دوزخ گفت که زندان شماست
گفتم که سراپردهٔ سلطان دو کون
گفتا که بجو در دل ویران شماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۰ - در دیدهٔ ما نقش خیالش پیداست
در دیدهٔ ما نقش خیالش پیداست
نوریست که روشنائی دیدهٔ ماست
در هر چه نظر کند خدا را بیند
روشن تر از این دیده دگر دیده کراست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱ - دارنده چو ترکیب چنین خوب آراست
دارنده چو ترکیب چنین خوب آراست
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست
گر خوب نیامد این صور عیب کراست
ور خوب آمد شکستش بهر چراست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲ - ترکیب طبایع ار نگشتی کم و کاست
ترکیب طبایع ار نگشتی کم و کاست
صورت بستی که طبع صورتگر ماست
پرورد و بکاست تا بدانند کسان
کاین عالم را مصوری کامرواست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳ - ای دل به طریق عاشقی راه یکی است
ای دل به طریق عاشقی راه یکی است
در کشور عشق بنده و شاه یکیست
تا ترک دو رنگی نکنی در ره عشق
واقف نشوی که نعمت الله یکیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۴ - صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست
صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست
معشوقه و عشق و عاشق و یار یکیست
هرچند درون خانه را می نگرم
خود دایره و نقطه و پرگار یکیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۵ - میخانهٔ عشق او سرای دل ماست
میخانهٔ عشق او سرای دل ماست
وان دُردی درد دل دوای دل ماست
عالم به تمام و جمله اسمای اله
پیدا شده است و از برای دل ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۶ - در مذهب ما محب و محبوب یکیست
در مذهب ما محب و محبوب یکیست
رغبت چه بود راغب و مرغوب یکیست
گویند مرا که عین او را بطلب
چه جای طلب طالب و مطلوب یکیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷ - مائیم چنین تشنه و دریا با ماست
مائیم چنین تشنه و دریا با ماست
اندر همه قطره محیطی پیداست
عشق آمد و بنشست به تخت دل ما
چون او بنشست عقل از آنجا برخاست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸ - ناخورده شراب مستیش چندان نیست
ناخورده شراب مستیش چندان نیست
وان مستی او ستودهٔ مستان نیست
مستی که نه از می بود او مخمور است
دستش بگذار کو ازین دستان نیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹ - گر کشته شوم به تیغ عشقش غم نیست
گر کشته شوم به تیغ عشقش غم نیست
ور در هوسش مرده شوم ماتم نیست
گر جامهٔ خلق بر کشند از سر من
تشریف خدائیم خدائی کم نیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۰ - طاعت ز سر جهل به جز وسوسه نیست
طاعت ز سر جهل به جز وسوسه نیست
احکام وصول ذوق در مدرسه نیست
عارف نشوی به منطق و هندسه تو
برهان و دلیل عشق در هندسه نیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۱ - همه نیکند هیچ خود بد نیست
همه نیکند هیچ خود بد نیست
آنکه نیکو نباشد آن خود نیست
جز یکی نیست در همه عالم
صد مگو ای عزیز من صد نیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۲ - توحید تو پیش ما همه شرک و دوئی است
توحید تو پیش ما همه شرک و دوئی است
اثبات یگانگی همه عین دوئیست
از وحدت و اتحاد بگذر که احد
ایمن ز منی باشد و فارغ ز دوئیست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۳ - دیدم رندی که سید رندانست
دیدم رندی که سید رندانست
از هر دو جهان گذشته و رند آن است
در گنج بقاست گر چه در کنج فناست
پیداست به ما و از جهان پنهانست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۴ - تخت دل من مسخر شاه منست
تخت دل من مسخر شاه منست
شاهی به کمال شاه دلخواه منست
او سید من باشد و من بندهٔ او
این سید و بنده نعمت الله منست