تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - تقوی که در او اسم الهی نبود
تقوی که در او اسم الهی نبود
یا مقتبس خبر از شاهی نبود
تقوی چنان از خللی خالی نیست
شاید که کسی به آن مباهی نبود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۳۶ - آن یار فقیر این و آنش نبود
آن یار فقیر این و آنش نبود
سرمایهٔ سود و هم زیانش نبود
در کتم عدم مست و خراب افتاده
او را خبر از نام و نشانش نبود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - بر تخت ولایت آن ولی شاه بود
بر تخت ولایت آن ولی شاه بود
خورشید محمد و علی ماه بود
نوری که از این هر دو نصیبی دارد
میدان به یقین که نعمت الله بود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۳۸ - کفر چو منی گزاف و آسان نبود
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - بر تخت ولایت آن ولی شاه بود
بر تخت ولایت آن ولی شاه بود
باطن شمس است و ظاهرا ماه بود
نوری که از این هر دو نصیبی دارد
روشن بنگر که نعمت الله بود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۰ - در بحر محیط هر که او غرق بود
در بحر محیط هر که او غرق بود
فارغ ز وجود غرب و وز شرق بود
آن کس که نشسته بر لب دریائی
با غرقهٔ بحر ما بسی فرق بودم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - با حکمت ما نصیر طوسی چه بود
با حکمت ما نصیر طوسی چه بود
با خرقهٔ ما کتان روسی چه بود
گوئی که به عقل می توان رفت این راه
با دین محمدی مجوسی چه بود
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۲ - رندی که ز هر دو کون یکتا گردد
رندی که ز هر دو کون یکتا گردد
در کتم عدم واله و شیدا گردد
سر در قدم ساقی سرمست نهد
بی زحمت پا به گرد دنیا گردد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - یاری که چو ما لطف الهی دارد
یاری که چو ما لطف الهی دارد
در هر دو جهان هرچه تو خواهی دارد
هر چند گدای حضرت سلطان است
از دولت عشق پادشاهی دارد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۴ - دل میل به صحبت نگاری دارد
دل میل به صحبت نگاری دارد
با ساقی و مستی سر و کاری دارد
چون بلبل مست در چمن می گردد
گویا که هوای گلعذاری دارد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۵ - بر خاک درش هر که مقامی دارد
بر خاک درش هر که مقامی دارد
در هر دو جهان جاه تمامی دارد
یاری که بود به عشق او بدنامی
بدنام مگو که نیک نامی دارد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - محبوب جمال خود به آدم بخشید
محبوب جمال خود به آدم بخشید
سرّ حرمش به یار محرم بخشید
هر نقد که در خزانهٔ عالم بود
سلطان به کرم به جود عالم بخشید
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۷ - بودش به کمال خویش بودم بخشید
بودش به کمال خویش بودم بخشید
لطفش به کرم شهد شهودم بخشید
او طالب من که ظاهرش گردانم
من طالب او که تا وجودم بخشید
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - در هر آنی مرا عطائی بخشید
در هر آنی مرا عطائی بخشید
شاهی جهان بهر گدائی بخشید
گنجی که نهایتش خدا می داند
سلطان به کرم به بینوائی بخشید
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - یک نقطه به ذات خود هویدا گردید
یک نقطه به ذات خود هویدا گردید
زان نقطه به دم دو نقطه پیدا گردید
زین هر سه یکی الف هویدا آمد
وین طرفه که در دو کون یکتا گردید
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۰ - هر آینهٔ که در نظر می گذرد
هر آینهٔ که در نظر می گذرد
تمثال جمال او نظر می نگرد
تمثال خیالیست و لیکن ذاتش
در آینه تمثال به ما می نگرد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۱ - صد جان به فدای دلبران خواهم کرد
صد جان به فدای دلبران خواهم کرد
هر چیز که گفته دلبر آن خواهم کرد
عارف گوید که می به رندان می بخش
فرمان برم و من آنچنان خواهم کرد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۲ - در مجلس ما که ترک می نتوان کرد
در مجلس ما که ترک می نتوان کرد
با عقل بیان عشق وی نتوان کرد
چون اوست حقیقت وجود همه چیز
ادراک وجود هیچ شی نتوان کرد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۳ - ای عقل بو که عشق خلاقی شد
ای عقل بو که عشق خلاقی شد
عشق آمد و راه زهد زراقی شد
میخانه چو گرم گشت و رندان کامل
سلطان خرابات به خود ساقی شد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۴ - عالم همه پر ز نور سبحانی شد
عالم همه پر ز نور سبحانی شد
در سطوت ذات او همه فانی شد
یاری که عنایت الهی دریافت
در هر دو جهان عالم ربانی شد