تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴۷ - تیر دگران اگر زره بگشاید
تیر دگران اگر زره بگشاید
پیکان تو از موی گره بگشاید
قاپوچی آسمان کمان پشت شود
تیر تو چو در کمانچه طه بگشاید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴۸ - یا بوی تو از باد صبا می‌آید
یا بوی تو از باد صبا می‌آید
یا رایحه مشک خطا می‌آید
یا چین سر زلف تو را بگشادند
یا آهو چین نافه گشا می‌آید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴۹ - این باد معنبر ز کجا می آید
این باد معنبر ز کجا می آید
کز نکهت او دم صبا می آید
یا کرد طواف بر ریاحین بهشت
یا از سر زلف یار ما می آید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۰ - گویند همایی به هوا می آید
گویند همایی به هوا می آید
چون سایه الطاف خدا می آید
گفتم غلطی که گر مرا می آید
کوفست به ویرانی ما می آید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۱ - ابر آمد و بر روی هوا می گرید
ابر آمد و بر روی هوا می گرید
چون متهم از شرم و حیا می گرید
معلومم شد که او چرا می گرید
بر عمر تلف گشته ما می گرید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۲ - با نغمه داوود کمانچه نزنید
با نغمه داوود کمانچه نزنید
زر وزن کنید و بر کپانچه نزنید
گفتم به جواب تو درآیم لیکن
شرطیست که بر کوه طپانچه نزنید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۳ - ای دست نشان قلمت لؤلؤ تر
ای دست نشان قلمت لؤلؤ تر
منشی فلک عبارتت را چاکر
بر بام فلک ز ماه می سازند
از بهر قلمدان تو ما شوره زر
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۴ - ای دست امید ما به لطف تو دراز
ای دست امید ما به لطف تو دراز
بنواز مرا به لطف ای بنده نواز
هرچند تو بی نیازی از ما ما هم
بر خاک در تو روی بر خاک نیاز
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۵ - گر پیر شدم دلم جوانست هنوز
گر پیر شدم دلم جوانست هنوز
سودا و خیال ما همانست هنوز
چون ابروی دوست گر چه پشتم خم شد
دل مایل آن سرو روانست هنوز
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۶ - ای باد نشان کوی دلدار بپرس
ای باد نشان کوی دلدار بپرس
از ماش دعا رسان و بسیار بپرس
صد بار اگر زیار بر دل بیش است
او را تو بجان او که صد بار بپرس
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۷ - بیداری شبهای من از اختر پرس
بیداری شبهای من از اختر پرس
حال دل پر خون ز لب ساغر پرس
بی زر ز لب دوست به کامی نرسند
ای دوست بیا و از من بی زر پرس
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۸ - ماییم و هزار گونه خودکامی خویش
ماییم و هزار گونه خودکامی خویش
مستوجب آتشیم از خامی خویش
ای شاه رسل مرا فرو نگذاری
در روز جزا به حق هم نامی خویش
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۹ - بنشست به ناز سرو در دامن باغ
بنشست به ناز سرو در دامن باغ
لاله ز کرشمه برداشت ایاغ
تا خرم و خوش بود شبستان چمن
در پای درخت لاله بر گرد چراغ
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۰ - سرو آمد و بنشست به رعنایی باغ
سرو آمد و بنشست به رعنایی باغ
لاله ز دگر طرف به لالایی باغ
بخرام به باغ تا که خوبان چمن
دیگر نزنند لافِ زیبایی باغ
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۱ - ای ماه گرفته روی آن ماه دریغ
ای ماه گرفته روی آن ماه دریغ
آن ماه بود برنج ای ماه دریغ
گر آه و دریغ گفتنم سود بُدی
صد بار بگفتی که صد آه دریغ
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۲ - هر چند که یار پارسا باشد گرگ
هر چند که یار پارسا باشد گرگ
از بره همان به که جدا باشد گرگ
بیرون مهل از خانه زن ار خلق ولیست
خر بسته به ار چه آشنا باشد گرگ
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۳ - در مانده به چنگ شیر و دندان پلنگ
در مانده به چنگ شیر و دندان پلنگ
در سینه اژدها و در کام نهنگ
سر کوفته و مغر برآورد به سنگ
به زان که بود سلیطه ای با تو به جنگ
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۴ - نور تو که در سینه نهان بد چو هلال
نور تو که در سینه نهان بد چو هلال
از شعشعه بدر برآمد به کمال
اکنون که عروس سخنت یافت جمال
المنة لله تبارک و تعال
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۵ - ای قطره ز دریا برسیدی به کمال
ای قطره ز دریا برسیدی به کمال
از مشرب عذب یافتی آب زلال
نور تو ز بدر است و لطافت ز جمال
المنّة لله تبارک و تعال
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۶ - آنها که ببسته اند چون رشته طبل
آنها که ببسته اند چون رشته طبل
بر جعبه میوه های گوناگون حبل
در روضه چو الوان فواکه بینند
قالوا هذا الّذی رزقنا مِن قبل