تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶۶ - جان زخم سر زلف تو گرداند ریش
جان زخم سر زلف تو گرداند ریش
دل زان دو لب لعل تو می باید عیش
تا تیره نکردی ، ای نگار ، از لب خویش
یاقوت که به بود بها دارد بیش
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶۷ - ناگاه همی زدم من ، ای شمع و چراغ
ناگاه همی زدم من ، ای شمع و چراغ
از شهر به باغ با دلی پر غم و داغ
باغ ار چه بود جای تماشا و فراغ
دوزخ بود ، ای نگار ، بی روی تو باغ
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶۸ - تا ز ابر فراق تو ببارید تگرگ
تا ز ابر فراق تو ببارید تگرگ
بر شاخ امید ما نه بر ماند و نه برگ
دیدم نه به اختیار خود هجر ترا
مردم نه به اختیار خود بیند مرگ
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶۹ - از هیبت تو بریزد اندر صف جنگ
از هیبت تو بریزد اندر صف جنگ
تیزی ز سنان ، زه از کمان ، پر ز خدنگ
از جود تو خیزد ای شه بافرهنگ
پیروزه ز کان، در ز صدف، لعل ز سنگ
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۰ - گر خواهی ، ازین حشمت والا بمثل
گر خواهی ، ازین حشمت والا بمثل
بر تارک خورشید نهی پای محل
مر جاه تو را خدای ما، عزوجل
جاوید رقم زدست بر لوح ازل
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۱ - از حمله سمند تو ، ز آسیب نعال
از حمله سمند تو ، ز آسیب نعال
لرزان کند اجزای زمین از زلزال
وز هیبت تیغ تو عدو را مه و سال
الماس رود به جای خون از قیفال
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۲ - اندر خوبی تو را فزودست جمال
اندر خوبی تو را فزودست جمال
در قبضۀ آن کمان ابروی تو خال
از مشک ستاره ایست بر چرخ جلال
کز غالیه در دو ظرف دارد و هلال
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۳ - بر جاه تو ، ای خواجه شود هر عیال
بر جاه تو ، ای خواجه شود هر عیال
بر لوح قلم رفت بدین فرخ فال
ای خواجه، به حرمت خدای متعال
کین فال که بنده زد ببینی امسال
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۴ - با زور تو ، ای عالم احسان و کرم
با زور تو ، ای عالم احسان و کرم
بر رای تو موقوف شود شغل عجم
آن کس که کنون جست ز رای تو درم
در قبضۀ تدبیر تو بندد عالم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۵ - بر دیده خیال دوست بنگاشته ام
بر دیده خیال دوست بنگاشته ام
بس دیده برین خیال بگماشته ام
در مرحله ای که بار برداشته ام
یک حوض ز خون دیده بگذاشته ام
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۶ - در شهر هری عاشق زار تو منم
در شهر هری عاشق زار تو منم
با عشق تو یار پایدار تو منم
خو کرده به جور بی شمار تو منم
بیچاره و در مانده به کار تو منم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۷ - در دیدۀ دل جلوه گرت می بینم
در دیدۀ دل جلوه گرت می بینم
هر لحظه به شکل دگرت می بینم
هر بار که در دیدۀ دل می گذری
از بار دگر خوبترت می بینم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۸ - بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم
بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم
با زهر سخن های تو تریاک شوم
آن روز همی ز مهر تو پاک شوم
کز داغ جفاهای تو در خاک شوم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۹ - چون پیش دل این هجر به ناکامه نهم
چون پیش دل این هجر به ناکامه نهم
پروین ز سر شک دیده بر جامه نهم
در نامۀ تو چو دست بر خامه نهم
خواهم که دل اندر شکن نامه نهم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۰ - بیجادۀ لولوی تو سیم اندر میم
بیجادۀ لولوی تو سیم اندر میم
بازیدن عشق تو امید اندر بیم
سیم اندر سنگ باشد ، ای در یتیم
چون در بر تو دل چو سنگ اندر سیم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۱ - زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
کز حسن و جمال چون تو ممشوق نیم
می طعنه زنی که تو مرا خوب نه ای
من عاشقم ، ای نگار ، معشوق نیم
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۲ - ای آنکه تویی نور دل و شمع روان
ای آنکه تویی نور دل و شمع روان
تا بی خبرم از تو ، نه پیدا نه نهان
بی من تو بکام خویش ای جان جهان
من بی تو چنانم که مبادی تو چنان
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۳ - این نافرمان دل ، ار پذیرد فرمان
این نافرمان دل ، ار پذیرد فرمان
دشواری من خوار شود ، سخت آسان
درمانده به دست دلم ای جان جهان
درمانده به دل بتر که درمانده به جان
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۴ - ای عادت تو به وعده صادق بودن
ای عادت تو به وعده صادق بودن
وی سیرت تو یار موافق بودن
بر موجب این دو چیز نیکو که تراست
جز بر تو حلال نیست عاشق بودن
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۵ - ناشاد مرا ، ای بت نوشاد ، مکن
ناشاد مرا ، ای بت نوشاد ، مکن
از داد خدا بترس و بیداد مکن
نیکویی کن مرا به بد یاد مکن
مر خصم مرا از غم من شاد مکن