تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خاقانی : رباعیات
شماره ۱۷ - گر من به وفای عشق آن حور نسب
گر من به وفای عشق آن حور نسب
در دام دگر بتان نیفتم چه عجب
حاشا که چو گنجشک بوم دانه طلب
کان ماه مرا همای داده است لقب
خاقانی : رباعیات
شماره ۱۸ - از عشق بهار و بلبل و جام طرب
از عشق بهار و بلبل و جام طرب
گل جان چمن بود که آمد بر لب
لب کن چو لب چمن کنون لعل سلب
جان چمن و جان چمانه بطلب
خاقانی : رباعیات
شماره ۱۹ - آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
جان تازه کن از مرغ صراحی به طرب
چون بینی هر دو مرغ را گل در لب
بنشین لب جوی و لب دلجوی طلب
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰ - خاقانی اگرچه در سخن مردوش است
خاقانی اگرچه در سخن مردوش است
در دست مخنثان عجب دستخوش است
خود هر هنری که مرد ازو زهرچش است
انگشت نمای نیست، انگشت‌کش است
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱ - خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
تشنیع مزن که با فلک جنگی نیست
ملکی که به جمشید و فریدون نرسید
گر هم به گدائی نرسد ننگی نیست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲ - گم شد دل خاقانی و جان بر دو یک است
گم شد دل خاقانی و جان بر دو یک است
وز غدر فلک خلاص را هم به شک است
هر مائده‌ای که دست‌ساز فلک است
یا بی‌نمک است یا سراسر نمک است
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳ - آب جگرم به آتش غم برخاست
آب جگرم به آتش غم برخاست
سوز جگرم فزود تا صبر بکاست
هرچند جگر به صبر می‌ماند راست
صبر از جگر سوخته چون شاید خواست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۴ - خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
نانش ز جهان یا ز فلک بی‌نمکی است
گر جمله کژی است در جهان راست کجاست
ور جمله بدی است از فلک نیک از کیست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۵ - ای گوهر گم بوده کجا جوئیمت
ای گوهر گم بوده کجا جوئیمت
پای آبله در کوی بلا جوئیمت
از هر دهنی یکان یکان پرسیمت
در هر وطنی جدا جدا جوئیمت
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۶ - کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
تا صد دامن ز چرخ گوهر نگرفت
ناسوختن از تو طمع خامم بود
تا بنده نسوخت با تو اندر نگرفت
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۷ - دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست
دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست
پائی که ره وصل نوشتی پیوست
زان دست کنون در گل غم دارم پای
زان پای کنون بر سر دل دارم دست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸ - خاقانی از آن ریزش همت که توراست
خاقانی از آن ریزش همت که توراست
جستن ز فلک ریزهٔ روزی نه رواست
بهروزی و روزی ز فلک نتوان خواست
کان ریزه کشی از در روزی‌ده ماست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۹ - کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
نی درخور زهد سازد از دنیا رخت
از ابرو و چشم ار به بتان ماند سخت
چه سود که نیستش به معشوقی بخت
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰ - چه آتش و چه خیانت از روی صفات
چه آتش و چه خیانت از روی صفات
خائن رهد از آتش دوزخ هیهات
یک شعله از آتش و زمینی خرمن
یک ذره خیانت و جهانی درکات
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۱ - از فیض خیالت چمن سینه شکفت
از فیض خیالت چمن سینه شکفت
از دیدن رویت گل آئینه شکفت
چون صبح لب از خندهٔ جاوید نبست
هر گل که ز باغ دل بی‌کینه شکفت
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۲ - گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
چندین چه دود که پای بر آتش نیست
آنگاه که بود، ناخوشی‌ها خوش بود
و امروز که او نیست خوشی‌ها خوش نیست
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳ - زنار خطی عید مسیحا رویت
زنار خطی عید مسیحا رویت
من کشتهٔ آن صلیب عنبر بویت
آن شب که شب سده بود در کویت
آتش دل من باد و چلیپا مویت
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
ایام به غم چنان که دانی بگذشت
در مرگ خواص، زندگانی بگذشت
عمرم همه در مرثیه خوانی بگذشت
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۵ - در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
دل را همه جا یاد تو خضر راه است
از روز و شبم وصل تو خاطر خواه است
خورشید گواه است و سحر آگاه است
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۶ - گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست
گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست
دریا نمی از ترشح نعمت اوست
خورشید که داد چرخ بر سر جانش
پژمرده گلی ز گلشن قدرت اوست