تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۵ - در موج سرشک و عرق تب جانم
در موج سرشک و عرق تب جانم
غرقه شده بد دوش همه شب جانم
تا صبح دمی به دست گیری خیال
آمد به هزار حیله بر لب جانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۶ - با آنکه چو شمع بر سر آمد جانم
با آنکه چو شمع بر سر آمد جانم
هم عاقبت از پای درآمد جانم
پروانۀ وصلی ار بخواهی فرمود
بشتاب که از حلق برامد جانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۷ - گم گشت دل از برم، یقین می دانم
گم گشت دل از برم، یقین می دانم
جز در بر تو نیست، چنین می دانم
خاک در تو به موی رو می روبم
دل جویی را چاره همین می دانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۸ - با روی تو شمع را کجا بنشانم؟
با روی تو شمع را کجا بنشانم؟
با قامت تو سرو چرا بنشانم؟
برخیز ورخ و قامت خویشم بنمای
تا من گل و سرو و شمع را بنشانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۹ - تا سوز تو از میان جان بنشانم
تا سوز تو از میان جان بنشانم
بنشینم و شمع در میان بنشانم
زان سرو سهی به بوستان بنشانم
تا آرزوی قدت بدان بنشانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۰ - هر سرو که من به بوستان بنشانم
هر سرو که من به بوستان بنشانم
بر یاد قد سرو روان بنشانم
با سرو به آرزوی آن بنشینم
تا آرزوی قدت بدان بنشانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۱ - تا سوز تو از میان جان بنشانم
تا سوز تو از میان جان بنشانم
بنشینم و شمعی به میان بنشانم
چون آرزوی قدّ توام برخیزد
سروی به میان بوستان بنشانم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۲ - آن زلف خمیده را اگر راست کنم
آن زلف خمیده را اگر راست کنم
زو کار دل خسته مگر راست کنم
با سنگ دل و چیره زبانست و لیک
روزی چو تو را زویش به زر راست کنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۳ - از بهر دمی که با تو بر کار کنم
از بهر دمی که با تو بر کار کنم
چون نای همیشه نالۀ زار کنم
یک لحظه گر از کنار تو دور افتم
چون چنگ تو روی سوی دیوار کنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۴ - گرمن ز غمت حکایت آغاز کنم
گرمن ز غمت حکایت آغاز کنم
با خود دل خلقی به غم انباز کنم
خون در دل من فسرده بینی ده تو
چون غنچه اگر من سر دل باز کنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۵ - اندر دل خود نقش تو پیدا نکنم
اندر دل خود نقش تو پیدا نکنم
بر دیده خیالت آشکارا نکنم
خود دیده و دل خاک در تست ولی
من جای تو در دوزخ و دریا نکنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۶ - نه گفته بدی عهد مزور نکنم
نه گفته بدی عهد مزور نکنم
کس را بجهان با تو برابر نکنم
من خود بمیان عبد دار می گفتم
گر گونه فرو بری که باور نکنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۷ - می باز خورم و لیک مستی نکنم
می باز خورم و لیک مستی نکنم
الا به قدح دراز دستی نکنم
دانی غرضم زمی پرستی چه بود؟
تا همچو تو خویشتن پرستی نکنم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۸ - روزی که چو اشک در کنارت بینم
روزی که چو اشک در کنارت بینم
چون اشک دوان و پی قرارت بینم
گر خود یکبار و گر هزارت بینم
چون عمر همیشه برگذارت بینم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۹ - هر شب ز غمت تازه عذابی بینم
هر شب ز غمت تازه عذابی بینم
در دیده به جای خواب آبی بینم
وان دم که چو نرگس تو خوابم ببرد
آشفته تر از زلف تو خوابی بینم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۴۰ - از دیده فرو باری، اگر آب شوم
از دیده فرو باری، اگر آب شوم
وز زلف برون کنی، اگر تاب شوم
بر دست نگیری ، ار می ناب شوم
در چشم تو خوش نیایم، ار خواب شوم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۴۱ - در حق خود از تو صد سخن می شنوم
در حق خود از تو صد سخن می شنوم
دشنام همی دهی و من می شنوم
این سرد سخنها نه توام می گویی
من این همه ز آن لب و دهن می شنوم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۴۲ - از خطّ تو شد بنفشه را پشت به خم
از خطّ تو شد بنفشه را پشت به خم
و آمد ز پریشانی از آن سان برهم
کز زلف تواش باز نمی دانستم
چون دیدمشان در پس گوش تو به هم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۴۳ - در سنبل او شکست و تا بست به هم
در سنبل او شکست و تا بست به هم
در نرگس او خمار و خوابست به هم
از چرب زبانی که فتادست چو شمع
اندر دهنش آتش و آبست به هم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۴۴ - سر در سر خاک آستان تو نهم
سر در سر خاک آستان تو نهم
دل در خم زلف دلستان تو نهم
جانم به لب آمدست یک بوسه بیار
تا جان به بهانه در دهان تو نهم