تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲۵ - هر صبح که خندید زخندیدن او
هر صبح که خندید زخندیدن او
دیدم دل خود چاک چوپیراهن او
هر شام که بگذشت ، شد از گریۀمن
همرنگ سرآستین من دامن او
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲۶ - مشکین سر زلف یا رو نازک تن او
مشکین سر زلف یا رو نازک تن او
کز ناز نگشت باد بیرامن او
یا رب که چه فرخنده و خوب افتادست
بخت کله و طالع پیراهن او
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲۷ - در ساغر می گوهر دیرینۀ او
در ساغر می گوهر دیرینۀ او
چون چهرۀ یارست در آیینۀ او
یا عکس لب ویست در دیدۀ من
یا خون دل منست در سینۀ او
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲۸ - نه کوه گران پای بدارد با تو
نه کوه گران پای بدارد با تو
نه باد سبک چخیر یارد با تو
چون میوه بپای خود رود بر سر دار
هر کو چو گیاه سر بر آرد با تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲۹ - هرچند که رفت آبرویم با تو
هرچند که رفت آبرویم با تو
جز دوستی و مهر نجویم با تو
بردی دلم ای ماه و بصد دل سختی
بس مختصر آیدم که گویم با تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۰ - در خلوت وصلت ای چو شکر لب تو
در خلوت وصلت ای چو شکر لب تو
چون می نتوان نهاد لب بر لب تو
من نیز شوم جان خود آرم بر لب
گیرم که نهاده ام لب اندر لب تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۱ - فخرست مرا از آن رخ فرخ تو
فخرست مرا از آن رخ فرخ تو
صد شه نکنه آنچه کند یک رخ تو
گرمات شود از تو حریفی چه عجب؟
یا بازی خود نگه کند یا رخ تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۲ - با آنکه بهیچ سان نیم در خور تو
با آنکه بهیچ سان نیم در خور تو
باطل نکنم نام خود از دفتر تو
هر چند سر من نبود از در تو
تا سر دارم همی زنم بر در تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۳ - تا آتش مرگ دود بر کرد از تو
تا آتش مرگ دود بر کرد از تو
تا باد فنا گرد برآورد از تو
با اب دو دیده جفتم و فرد از تو
من بردم رنج و خاک برخود از تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۴ - بس سرکه بعشق رفت برباد از تو
بس سرکه بعشق رفت برباد از تو
بس شور که ندر زمانه افتاد از تو
در مدت دوران تو دیدیم ، نبود
یک دل که بدو نرفت بیداد از تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۵ - ای رنج زمانه بهرۀ دشمن تو
ای رنج زمانه بهرۀ دشمن تو
از درد مباد گرد بر دامن تو
تا بنده چو شمعست رخ روشن تو
هر چند ز رشته می گدازد تن تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۶ - ای مقصد آمال در و درگه تو
ای مقصد آمال در و درگه تو
وی آینۀ غیب دل آگه تو
جان تازه شد از رسیدن ناگه تو
بادا همه سال عافیت همره تو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۷ - هر سال که تشریف دهی چون گل نو
هر سال که تشریف دهی چون گل نو
با باد بود برفتنت بسته گرو
من لابه کنان چو بلبل اندر پی تو
تو خنده زنان گوش در اکنده ورو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۸ - جامی که شراب ارغوانیست درو
جامی که شراب ارغوانیست درو
آبیست که آب زندگانیست درو
زان باده که صد جان نهانیست درو
پیریست که آتش جوانیست درو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳۹ - آن شانه که از تو هست یک موی درو
آن شانه که از تو هست یک موی درو
چون ارّه کشم زبان زهر سوی درو
وان آینه یی که رری در روی تو کرد
چون قبله شب و روز کنم روی روی درو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۰ - شد باد مطّرا گر پیرامن سرو
شد باد مطّرا گر پیرامن سرو
آورد چنار دست در گردن سرو
ابر آمد و برداشت بصد لابه گری
گردی که نشسته بود بر دامن سرو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۱ - ای دل پی آرزو بسیار مرو
ای دل پی آرزو بسیار مرو
دیدی که چه جائیست دگربار مرو
روزی سه چهارت ار رهایی دادند
هان باسر آن حدیث و آن کار مرو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۲ - تیغت که اجل همی بپرهیزد ازو
تیغت که اجل همی بپرهیزد ازو
گر ره یابد زمانه بگریزد ازو
از ابر کفت بر سر دشمن بارد
آن قطره که طوفان بلاخیزد ازو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۳ - کس نیست که جان بنده برهاند ازو
کس نیست که جان بنده برهاند ازو
یا داد من دل شده بستاند ازو
سبحان الله که نیست سرتاپایش
عیبی که دلم عنان بگرداند ازو
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۴ - داری سرعیش از در سودا درشو
داری سرعیش از در سودا درشو
بی زحمت خویشتن بتنها درشو
در می طلبی نیایی اندر کشتی
از جامه برون آی و بدریا درشو