تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خاقانی : رباعیات
شماره ۷۷ - آن غصه که او تکیه‌گه سلطان است
آن غصه که او تکیه‌گه سلطان است
بهتر ز چهار بالش شاهان است
آن غصه عصای موسی عمران است
آرامگه او ید بیضا زان است
خاقانی : رباعیات
شماره ۷۸ - رخسار تو را که ماه و گل بندهٔ اوست
رخسار تو را که ماه و گل بندهٔ اوست
لشکرگه آن زلف سر افکندهٔ اوست
زلفت به شکار دل پراکندهٔ اوست
لشکر به شکارگه پراکندهٔ اوست
خاقانی : رباعیات
شماره ۷۹ - شب چون حلی ستاره درهم پیوست
شب چون حلی ستاره درهم پیوست
ما هم چو ستارگان حلی‌ها بربست
با بانگ حلی چو در برم آمد مست
از طالع من حلیش حالی بگسست
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۰ - آن نرگس مخمور تو گلگون چون است
آن نرگس مخمور تو گلگون چون است
بادام تو پسته‌وار پر خون چون است
ای داروی جان و آفتاب دل من
چونی تو و چشم دردت اکنون چون است
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۱ - خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
دل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب است
در کورهٔ آتش چه عجب شفشهٔ زر
در شفشهٔ زر کورهٔ آتش عجب است
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۲ - تا یار عنان به باد و کشتی داده است
تا یار عنان به باد و کشتی داده است
چشمم ز غمش هزار دریا زاده است
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است
من باد به دست و او به دست باد است
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۳ - از غدر فلک طعن خسان صعب‌تر است
از غدر فلک طعن خسان صعب‌تر است
وز هر دو فراق غم رسان صعب‌تر است
صعب است فراق یار دلبر لیکن
محتاج شدن به ناکسان صعب‌تر است
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۴ - خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست
خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست
در کار شکسته‌ای چو خود دل دربست
پروانه چه مرد عشق خورشید بود
کورا به چراغ مختصر باشد دست
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۵ - غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
گو بر لب آب و آتش آسان بنشست
تا رفته معزی و عزیزانش از پس
بر خاتم جانم چو سلیمان بنشست
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۶ - آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
نقش کژ او هیچ نمی‌گردد راست
پیش آمد امروز مرا صبح‌دمی
گفتم به دلم هرچه کنی حکم تو راست
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۷ - آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است
آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است
با عارض تو برابر کی کرده است
با روی تو روی گل ز خجلت در باغ
هم سرخ برآمده است و هم خوی کرده است
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۸ - ای صید شده مرغ دلم در دامت
ای صید شده مرغ دلم در دامت
من عاشق آن دو لعل میگون فامت
ای ننگ شده نام رهی بر نامت
تا جان نبری کجا بود آرامت
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۹ - غار سپید است پناهی دهدت
غار سپید است پناهی دهدت
وز بالش نقره تکیه‌گاهی دهدت
ده قطرهٔ سیماب بریزی در
نه ماه شود چارده ماهی دهدت
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۰ - قالب نقش بندی لاهوت است
قالب نقش بندی لاهوت است
گلخن ابلیس و چه هاروت است
گر سفرهٔ پر زر است هر روزی
هر ماه نه ... حقهٔ پر یاقوت است
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۱ - دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچ
دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچ
وز حاصل ایام چه در دستم هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ
آن جام جمم ولی چو بشکستم هیچ
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۲ - هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ
هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ
وین خانه و فرش باستانی هم هیچ
از نسیه و نقد زندگانی همه را
سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۳ - خاقانی اساس عمر غم خواهد بود
خاقانی اساس عمر غم خواهد بود
مهر و ستم فلک بهم خواهد بود
جان هم به ستم درآمد اول در تن
و آخر شدنش هم به ستم خواهد بود
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۴ - استاد علی خمره به جوئی دارد
استاد علی خمره به جوئی دارد
چون من جگری و دست و روئی دارد
من یک لبم و هزار خنده که پدر
هر دندانی در آرزوئی دارد
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۵ - هر روز فلک کین من از سر گیرد
هر روز فلک کین من از سر گیرد
بر دست خسان مرا زبون تر گیرد
با او همه کار سفلگان درگیرد
من سفله شدم بو که مرا درگیرد
خاقانی : رباعیات
شماره ۹۶ - خاقانی وام غم نتوزد چه کند
خاقانی وام غم نتوزد چه کند
چون گفت بلاست لب ندوزد چه کند
شمع از تن و سر در نفروزد چه کند
جان آتش و دل پنبه نسوزد چه کند