تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۰ - آن کز طرف خدا موفق نبود
آن کز طرف خدا موفق نبود
از معرفتش امید، مطلق نبود
زین قوم مکن دعوی عرفان باور
کس عارف ذات حق به جز حق نبود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۱ - ای بوده در آنچه بوده و هست و بوَد
ای بوده در آنچه بوده و هست و بوَد
معبود بر آن چه بوده و هست و بود
هر موجودی که هست فانی گردد
هستی تو هر آن چه بوده و هست و بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۲ - وردم همه وقت، ماجرای تو بود
وردم همه وقت، ماجرای تو بود
گوشم شب و روز بر نوای تو بود
بیگانه‌ام از خلق که دانم به یقین
بیگانه خلق، آشنای تو بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۳ - آن کش نظر بلند و برجسته بود
آن کش نظر بلند و برجسته بود
چون عشق، ز بند دو جهان رسته بود
کوچک‌خردان زیر فلک در قیدند
کودک در مهد، دست و پا بسته بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۴ - در هند که موی سر پسندیده بود
در هند که موی سر پسندیده بود
سرها همه زیر موی ژولیده بود
چون خامه سرش کنند فی‌الحال سیاه
آن را که چو خامه، سر تراشیده بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۵ - درویش، غنی‌ست گرچه بی‌توشه بود
درویش، غنی‌ست گرچه بی‌توشه بود
پیرایه کدخدای ده، خوشه بود
هرکس نگرفت گوشه‌ای، زو چه حساب؟
باطل بود آن فرد که بی‌گوشه بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۶ - گر بی تو مرا راه به جایی می‌بود
گر بی تو مرا راه به جایی می‌بود
در هر حالم ساز و نوایی می‌بود
بیگانه نمی‌شدم ز ابنای جهان
در صحبت‌شان گر آشنایی می‌بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۷ - صاحب‌نظری کز پی دیدار رود
صاحب‌نظری کز پی دیدار رود
باید که چو آفتاب بسیار رود
از یک سوی دیوار گر افتد به زمین
از سوی دگر بر سر دیوار رود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۸ - از گفته عقل، شورش من نرود
از گفته عقل، شورش من نرود
این گرد ز دل به باد دامن نرود
طوفان خرد نبرد سودا ز دلم
رنگی که بود پخته، به شستن نرود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۲۹ - خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
دلتنگ شوم ز دیده گر خون نرود
رحم است بر آن که راه روزن بندد
کز خانه‌اش آفتاب بیرون نرود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - عاشق ز درت به هر هوایی نرود
عاشق ز درت به هر هوایی نرود
از جای به هر تک تک پایی نرود
پروانه پر خویش ازان سوخته است
تا از قدم شمع به جایی نرود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - شوریده عشق اگر غم‌آلود شود
شوریده عشق اگر غم‌آلود شود
از طینت پاک، زود خشنود شود
سرچشمه چو تیره گردد از کاویدن
آید چو به حال، رفع آن زود شود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۲ - عزمت چه شود به سعی اگر یار شود
عزمت چه شود به سعی اگر یار شود
طاقت برمد چو شوق بسیار شود
خواهم که در آغوش کشم بی‌خبرت
تا مژده آمدن خبردار شود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۳ - از هوش رود چو با تو دل یار شود
از هوش رود چو با تو دل یار شود
کم‌حوصله، زود مست دیدار شود
امروز ز جوش باده، خم بی‌خبرست
فردا که تهی شود، خبردار شود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۴ - از حرف هوس، صدق سخن، لاف شود
از حرف هوس، صدق سخن، لاف شود
با عشق، حصیرباف زرباف شود
چون الفت عشق با خرد درگیرد؟
گازر به هوای تیره کی صاف شود؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۵ - گیرم فلکت قرین آمال شود
گیرم فلکت قرین آمال شود
چون بحر که از حباب پامال شود
هرگاه پدر به طفل کشتی گیرد
خود می‌افتد که طفل خوشحال شود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۶ - گر سخت چو سنگ و نرم چون موم شود
گر سخت چو سنگ و نرم چون موم شود
کی جاهل را ملال مفهوم شود
آشفتگی طبع چه داند جاهل
شب، تیرگی آب چه معلوم شود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - هر فرد، به علم، فرد اکبر نشود
هر فرد، به علم، فرد اکبر نشود
آیینه به خورشید برابر نشود
آن کس که به قدر حال، هوشی دارد
داند که گوهرشناس، گوهر نشود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۸ - بی یاری اکسیر، مِسَت زر نشود
بی یاری اکسیر، مِسَت زر نشود
هرچند کنی سعی، میسر نشود
محتاج هواداری پیرست مرید
بی فیض سحاب، قطره گوهر نشود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۳۹ - پاکیزه‌سرشت عاجز غم نشود
پاکیزه‌سرشت عاجز غم نشود
کار هنر از عارضه در هم نشود
هرچند شود آب، کم از جوشیدن
از جوشش بحر آب گهر کم نشود