تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۰ - از کس نبود کدورتم در باطن
از کس نبود کدورتم در باطن
دارم ز ازل چو لولوی تر باطن
دل روشنی‌ام ز صافی شعر ترست
شستم چو صدف به آب گوهر باطن
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۱ - ای نفس، به بندگی سری پیدا کن
ای نفس، به بندگی سری پیدا کن
ورد شب و ذکر سحری پیدا کن
هرچند که گریه بیشتر زور آرد
ای دیده مترس و جگری پیدا کن
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۲ - از عشق حقیقی، اثری پیدا کن
از عشق حقیقی، اثری پیدا کن
زین بحر مجازی، گذری پیدا کن
ای دل، تو چو آشیانه مرغ به بام
از سقف به این خانه دری پیدا کن
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۳ - چون باد بگرد و گلشنی پیدا کن
چون باد بگرد و گلشنی پیدا کن
نزدیک چمن، نشیمنی پیدا کن
خواهی بلبل نرنجد و گل بینی:
از خانه به باغ روزنی پیدا کن
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۴ - از خلق جهان، کناره‌ای ساز وطن
از خلق جهان، کناره‌ای ساز وطن
هنگام طلب مباش چون اهل ز من
درویشان را کمال در تجریدست
کی دانه کند نشو و نما در خرمن؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۵ - شد شهره شهر باده‌پیمایی من
شد شهره شهر باده‌پیمایی من
مستم من و عالمی تماشایی من
با هم ز ملامتم نمی‌پردازند
شد پرده عیب خلق، رسوایی من
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۶ - گر عارض دلبرم بود گندم‌گون
گر عارض دلبرم بود گندم‌گون
رمزی‌ست، برآید آن، شوم راهنمون
او دیده عالم است و عیبی‌ست تمام
گر دیده بود سفید از اندازه برون
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۷ - از دل نرود آه غم‌آلود برون
از دل نرود آه غم‌آلود برون
کو زخم خدنگی که رود زود برون؟
هر خانه که هست، روزنی می‌خواهد
تا نور درآید و رود دود برون
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۸ - هرچند جهد برق حوادث ز کمین
هرچند جهد برق حوادث ز کمین
یا فتنه کشد ز هر طرف خنجر کین
گردون نکند فیض‌رسان را پامال
صدپاره شود ابر و نیفتد به زمین
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۹ - باشد ز تو دوست‌تر به تو چرخ برین
باشد ز تو دوست‌تر به تو چرخ برین
داری تو گمان که دشمن توست یقین
گر قصد تو کرد زال گردون، مهراس
ترساندن اطفال، ز مهرست نه کین
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۰ - زلفی شده قید من، نه زنجیرست این
زلفی شده قید من، نه زنجیرست این
در دل مژه‌ای خلیده کی تیرست این
دیوانه عشق را نصیحت گویی؟
ای عقل، فنا شوی، چه تدبیرست این
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۱ - هر فعل که از تو در شمارست، ببین
هر فعل که از تو در شمارست، ببین
گردون به تلافی‌اش سوارست، ببین
دادند به دست چپ عنان راکب را
با راست‌روان چه اختیارست، ببین
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۲ - عمری ز پی دوست نمودم تک و دو
عمری ز پی دوست نمودم تک و دو
عقلم به هزار جانب انداخت جلو
عشق آمد و هنگامه دیگر سر کرد
آن معرکه برشکست ای عقل برو
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۳ - اوراد من است داستان غم تو
اوراد من است داستان غم تو
پیداست ز چهره‌ام نشان غم تو
سهل است اگر زیان جانی افتد
یا رب که نبینیم زیان غم تو
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۴ - زاهد، تا چند زرق و خودکامی تو؟
زاهد، تا چند زرق و خودکامی تو؟
داغ است سراپا دلم از خامی تو
کو نامه اعمال که ظاهر گردد
بدنامی عاشق و نکونامی تو
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۵ - در بزم شهود، ذکر می‌گویی تو
در بزم شهود، ذکر می‌گویی تو
با کعبه به راه کعبه می‌پویی تو
یار از رگ گردن به تو نزدیک‌ترست
ای هیچ نکرده گم چه می‌جویی تو؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۶ - گر دلشده‌ای، جان غم‌اندوزت کو؟
گر دلشده‌ای، جان غم‌اندوزت کو؟
در دیده نگاه حسرت‌افروزت کو؟
چون نرگس اگر کور نه‌ای، کو اشکت؟
چون آتش اگر نمرده‌ای، سوزت کو؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۷ - در بزم جهان، شمع شب‌افروزی کو؟
در بزم جهان، شمع شب‌افروزی کو؟
در هفت فلک، اختر فیروزی کو؟
گویی: نبود به یک روش، سیر فلک
عمری‌ست که شب می‌گذرد، روزی کو؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۸ - ای عمر به رفتن چه شتاب است بگو
ای عمر به رفتن چه شتاب است بگو
بی وجه چه رنجش و عتاب است بگو
یک هفته ز عمر گل نرفته‌ست هنوز
ای باد خزان چه اضطراب است بگو
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۹ - ای بی‌جگر، آواز کمانم مشنو
ای بی‌جگر، آواز کمانم مشنو
یک حرف به کوی صد زبانم مشنو
پر سوز غم است داستانم مشنو
نازک‌دلی ای صنم، فغانم مشنو