تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳ - خویی مه و مهر را به دلداری نیست
خویی مه و مهر را به دلداری نیست
آبی در جوی ابر آذاری نیست
شد کشور عدل و جود و انصاف خراب
دیّار درین دیار پنداری نیست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴ - دانم که به جز خدای قهّاری نیست
دانم که به جز خدای قهّاری نیست
بر خاطرم از ظلم کسی باری نیست
ماهیت مخلوق نباشد غالب
مغلوبِ خدا شدن مرا عاری نیست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵ - آن را که نصیب از خرد ادراک است
آن را که نصیب از خرد ادراک است
در معرکهٔ جهاد خود چالاک است
هر چندکه زنده پاک و مرده ست پلید
این نفس پلید چون بمیرد پاک است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶ - خورشید، علم به کوهساران زد و رفت
خورشید، علم به کوهساران زد و رفت
دلدار، در امیدواران زد و رفت
بلبل، دستان نوبهاران زد و رفت
گل، خنده به وضع روزگاران زد و رفت
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۷ - هر چند که خصمی سپهر از جهل است
هر چند که خصمی سپهر از جهل است
آسان گذرد به خاطری کو اهل است
عاجز شده روزگار از خصمی ما
دشوار زمانه بس که بر ما سهل است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸ - از عمر عزیز رفته افزون از شصت
از عمر عزیز رفته افزون از شصت
گاهی در کار و گه به کوتاهی دست
گه سخرهٔ مستی و گهی هشیاری
امروز نشسته ام نه هشیار، نه مست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۹ - دل گم شده است، سینه پردازی هست
دل گم شده است، سینه پردازی هست
جان سوخته است، جلوهٔ نازی هست
زخمی نشود شکار، بی شست وخدنگ
خونین جگریم، ناوک اندازی هست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۰ - از دیده به دیده، ناوک اندازی هست
از دیده به دیده، ناوک اندازی هست
از سینه به سینه، قاصد رازی هست
خوانده ام رقم دفتر دلها، این بود
ما کارگهیم، کارپردازی هست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۱ - امّید گداست، تا در بازی هست
امّید گداست، تا در بازی هست
معشوق غنیّ و عشق را آزی هست
خسته به دواتند، نه با خسته دوا
بیچاره نیاز و چاره را نازی هست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۲ - داغی که بکاود سر پرشور کجاست؟
داغی که بکاود سر پرشور کجاست؟
زخمی که گدازد دمِ ساطور کجاست؟
گرمی به دلم نمی کشد شعله، حزین
ای غیرت عشق، آتش طور کجاست؟
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۳ - صد وادی بیکرانه درگوشه ی ماست
صد وادی بیکرانه درگوشه ی ماست
لخت دل بسته بر میان توشهٔ ماست
ای مور هوس، بهره ای از ما نبری
برقی به کمین بردن خوشهٔ ماست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۴ - ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟
ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟
فصل تو کدام و نوبهار تو کجاست؟
چون موج ، تپیدنم به جایی نرسید
ای بحر محیط غم، کنار تو کجاست؟
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۵ - آلوده ی کام دل مشو، کام آن است
آلوده ی کام دل مشو، کام آن است
هرگز طمع دانه مکن، دام آن است
در دایره ی فلک چه سرگردانی؟
آغاز تو هر چه بود، انجام آن است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۶ - آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
کامی که روا نمی شود مطلب ماست
در عشق دو چیز است که پایانش نیست
اول سر زلف یار و آخر شب ماست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۷ - از داغ فراق سینه ام جوشان است
از داغ فراق سینه ام جوشان است
هوش من شوریده ز مدهوشان است
در بزم تو، شمع گوید احوال مرا
این چرب زبان وکیل خاموشان است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۸ - ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است
ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است
وز ناله ی من دل ملک رنجور است
گردون نبود حریف پیمانهٔ عشق
این رطل گرانتر از سر مخمور است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۹ - عشق است سلیمان و دل انگشتر اوست
عشق است سلیمان و دل انگشتر اوست
داغ جگرم سیاهی لشکر اوست
قالب نی و جان ناشکیباست نوا
نالیدن ما از لب چون شکر اوست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۰ - هر چند سپهر فکرم اختربار است
هر چند سپهر فکرم اختربار است
بر دوش زبان، سخنوری سربار است
از خامهٔ تیره بخت خود ممنونم
این ابر سیاهی ست که گوهربار است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۱ - ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
ای خضره ره سوختگان، آب کجاست؟
عمریست که بی تو تشنهٔ خون خودم
آن خنجر مژگان سیه تاب کجاست؟
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۲ - عهدیست که آشنا و بیگانه یکیست
عهدیست که آشنا و بیگانه یکیست
نرخ خزف وگوهر یکدانه یکیست
در گوش گران خفتگان شب جهل
آیات کتاب حق و افسانه یکیست