تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - ای سفله ترا به کار شاهانه چه کار؟
ای سفله ترا به کار شاهانه چه کار؟
این کار خطیر را به بیگانه چه کار؟
گر من همه نقد و جنس دیوان بخورم
من دانم و دیوان، به تو دیوانه چه کار؟
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - چل روز ترا جایگهی تیره دهم
چل روز ترا جایگهی تیره دهم
چوب گل و شور بای به، جیره دهم
گر ، به نشدی بالله اگر من باشم
زنجیر کنم ترا نه زنجیره دهم
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۷ - تا مهره اشعار ترا نخ کردم
تا مهره اشعار ترا نخ کردم
مردم ز بس آفرین و بخ بخ کردم
این معجزه بس بود ز شعر تو که من،
در فصل تموز شهر ری یخ کردم
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۸ - شیطان که همی گوید: افسون کردم
شیطان که همی گوید: افسون کردم
آدم ز جنان و خلد بیرون کردم
بالله که اگر نبود گم ره می گفت:
از پایه او نه کم، نه افزون کردم
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۹ - ای خالق خلق، وای جهان دار جهان
ای خالق خلق، وای جهان دار جهان
رحمی کن وزین گند دهانم برهان
یا شامه واستان ازین مغز و دماغ
یا رایحه بازگیر ازان کام و دهان
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۰ - رشتی علی ای رفیق دیرینه من
رشتی علی ای رفیق دیرینه من
ای مهر تو جا گرفته در سینه من
اغماض مکن، راست بگو، از چه سبب
من مهر تو می ورزم و تو کینه من؟
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۱ - ای خان عظیم شان مرا خوار مبین
ای خان عظیم شان مرا خوار مبین
خود را گل نو رسته ، به گل زار مبین
تو نصف گلی، نه گل چو چشم احول
یک را دو، به دیدار ، پدیدار مبین
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۲ - رشتی علی از حجره سوی دشت مرو
رشتی علی از حجره سوی دشت مرو
با ساده رخان جانب گلگشت مرو
تبریز نشین و درس خوان، آدم شو
سنگین بنشین، سبک مشو، رشت مرو
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۳ - زنجیره نشین، طلاق زنجیره بده
زنجیره نشین، طلاق زنجیره بده
حسرت به نکاح آور و پاکیزه بده
کو خدمت تو؟ که زحمت خواجه دهی
هر دم که: مواجب بده و جیره بده
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۴ - ای خواجه بیا خوش تر ازین پند مخواه
ای خواجه بیا خوش تر ازین پند مخواه
دل از طمع زیاده در بنده مخواه
با این بخر و بغل که داری زنهار
از سیر و پیاز و گند و ناگند مخواه
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - رشتی علی: ای وای که بد نام شدی
رشتی علی: ای وای که بد نام شدی
بازی چه کودکان حمام شدی
رفتی که کنی رام، خودت رام شدی
با این همه پختگی، چرا خام شدی؟
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۶ - شیطان توئی ای حاجی و عیار توئی
شیطان توئی ای حاجی و عیار توئی
بیرون کن بوالبشر ز گل زار توئی
اما که درین کار، زیان کار توئی
کو مالک خلد و هالک نار توئی
قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - زنهار به ری رای تمتع نکنی
زنهار به ری رای تمتع نکنی
وز خواجه همسایه تتبع نکنی
آسوده وجودی که به راحت داری
آلوده به زحمت تهوع نکنی
قائم مقام فراهانی : اشعار عربی
قائم مقام به سید الوزراء والد ماجد خود نوشته است
یا سید الوزراء مالی حاجه
الا الیک و انت تعلم حاجتی
فانظر الی و اسعفنها و استرح
من شرابرامی و سوء سماجتی
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۳۱ - تاریخ فوت مولانا ملک قمی
ملک آن پادشاه ملک معنی
که نامش سکه نقد سخن بود
چنان آفاق گیر از اهل معنی
که حد ملکش از قم تا دکن بود
زدی از سوز دل در خانه آتش
دوات و کلک او شمع و لگن بود
بصورت گر بکلکش آرمیدی
بمعنی ساکن بیت الحزن بود
بهر جا بکر معنی جلوه کردی
باو نزدیکتر از پیرهن بود
سوی گلزار جنت رفت آخر
که دلگیر از هوای این چمن بود
قلم چون نی اگر نالد عجب نیست
نه او را در بنان او وطن بود
کسی کانگشت بر حرفش نهادی
زغم انگشت حسرت در دهن بود
بجستم سال تاریخش ز ایام
بگفتا (او سر اهل سخن بود)
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۴۱ - تاریخ شهادت صلابت خان
دلا دیدیکه تیغ جور گردون
چه زخم منکری زد بر جگرها
عجب زخمی که گردد کهنه هرچند
خلاند تازه در دل نیشترها
صلابت خان عزیز مصر دولت
که رویش بود عید دیده ورها
بگلزار صلابت کرد پرواز
چو شهبازی بخون آغشته پرها
ازین غم سربلندان همچو خاتم
ز زانو برنمی دارند سرها
بدامان صدف در این مصیبت
تمامی اشک حسرت شد گهرها
ز رویش پرتو روشن ضمیری
هویدا بود چون فیض سحرها
عجب نبود که گردد اشگ خونین
ازین غم در دل خارا شررها
سرایند ار حدیث این شهادت
شود پرخون دهان نوحه گرها
زدود دل جهان زانگونه پر شد
که شد بسته ره سیر خبرها
کنون کز غم شکسته پشت احباب
چو شاخ نخل پر بار از ثمرها
چنان باید فشاند اشک مصیبت
که پشتیبان شود بهر کمرها
بود تاریخ سال این شهادت
(کباب از ماتم او شد جگرها)
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۱ - هر چند که مرد قول و فعلش تبه است
هر چند که مرد قول و فعلش تبه است
برداشتن پرده ز کارش گنه است
رسوا شود آنکه می درد پرده خلق
زر قلب درآید و محک رو سیه است
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۲ - از راز دو کون گر کس آگاه افتد
از راز دو کون گر کس آگاه افتد
چون جاده سر براه هر راه افتد
بیچاره به تنگنای دولت چه کند
مانند شناوری که در چاه افتد
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۳ - شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
عیش همه عالم از زبان تلخ است
منهم از خویش در عذابم که مدام
از گفتن حرف حق دهانم تلخ است
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۴ - خوبان که همی رمند ز افسون فلک
خوبان که همی رمند ز افسون فلک
رامند به بی تعینان بیشترک
در صید بتان جامه صیادی پوش
پا تابه و گیوه و کلاه و کپنک