تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴ - از خرد و بزرگ هر که دیدست مرا
از خرد و بزرگ هر که دیدست مرا
بر مردم چشم خود گزیدست مرا
گر بد منم آنها ز چه با من نیک اند
بس بد که توئی کز تو رسیدست مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵ - ای حاصل عمرم از تو بد نامیها
ای حاصل عمرم از تو بد نامیها
در کام دل من از تو ناکامیها
من سوختم از عشق و تو باور نکنی
از سر بنه ای نگار این خامی ها
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶ - ایزد به وجود از عدم آباد مرا
ایزد به وجود از عدم آباد مرا
آورد و هر آنچ بایدم داد مرا
چون جمله بنای کار او بر دادست
دانم نکند شمار بیداد مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷ - آن خواجه که سروریست بر خلق او را
آن خواجه که سروریست بر خلق او را
هست اطلس آسمان کم از دلق او را
پیشش چو دوات هر که سر باز نشد
بر زد چو قلم دوده سر از حلق او را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۸ - ای ساقی گلرخ بیار آن آب آتش فام را
ای ساقی گلرخ بیار آن آب آتش فام را
غائب مدار از دست می در بزم خسرو جام را
آن خسرو خسرونشان توکال قتلغ کز فلک
ناهید بهر مطربی آید به بزمش نام را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۹ - گر کار به کام آرزو نیست مرا
گر کار به کام آرزو نیست مرا
میل طلبش به هیچ رو نیست مرا
در عرصه ی میدان سخن مردی مرد
زانم که چو زن رغبت شو نیست مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۰ - دل باز به سوداش در انداخت مرا
دل باز به سوداش در انداخت مرا
و اندر کف صد شور و شر انداخت مرا
سودی نکند غم زیان خوردن من
من بعد که خانمان برانداخت مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۱ - خوش نیست دل خسته ریش از تو جدا
خوش نیست دل خسته ریش از تو جدا
هستیم نه بر مراد خویش از تو جدا
زین پس اگرم بخت رساند بر تو
دیگر نشوم به تیغ و نیش از تو جدا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲ - گل را به سحر نظر ربا کرد صبا
گل را به سحر نظر ربا کرد صبا
واراست و سوی چمن آورد صبا
گل هست عروس پاکدامن کو را
اندر تتق چمن بپرورد صبا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳ - تا بر تن آزرده تب افتاد مرا
تا بر تن آزرده تب افتاد مرا
یک روز نکرد هیچکس یاد مرا
تا من بزیم ثناء تب گویم از آنک
تب بود که پشت گرمیی داد مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۴ - یا رب ز خرد مدار محروم مرا
یا رب ز خرد مدار محروم مرا
میدار بنام نیک موسوم مرا
پیرایه تو داده ای مرا گوهر نظم
عاطل مکن از گوهر منظوم مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۵ - در وی زده ایم دست او داند و ما
در وی زده ایم دست او داند و ما
وز جام وییم مست او داند و ما
گر زاهد و عابدیم و گر فاسق و رند
هستیم چنانک هست او داند و ما
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶ - نائی که جمال دلستانست او را
نائی که جمال دلستانست او را
لبها چو عقیق در فشانست او را
در چنگ وی ار ناله کند نای رواست
دم در دهدش ناله از آنست او را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷ - گفتم صنما غم رهی نیست ترا
گفتم صنما غم رهی نیست ترا
وز درد درونم آگهی نیست ترا
هرگز نکنی دوا به سیب زنخم
گفتا که کنون به از بهی نیست ترا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸ - حسنت که بر او روح نظر داشت مرا
حسنت که بر او روح نظر داشت مرا
دائم لب و دیده خشک و تر داشت مرا
هم ز اول کار چون سرماش نبود
در پای غمت ز دست برداشت مرا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۹ - گل دید صفای آنرخ نیکو را
گل دید صفای آنرخ نیکو را
از غصه درید گر ته صد تو را
با شکر تو نبات لافی میزد
در چوب ز بهر آن گرفتند او را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۰ - دلدار همیگفت من محزون را
دلدار همیگفت من محزون را
کآخر چه دواکنی دل پرخون را
از وی چو شنیدم اینسخن بگشادم
قفل از سر درج گوهر موزون را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۱ - خاتون جهان جهانملک خاتون را
خاتون جهان جهانملک خاتون را
آن کیسه فشان سیم و زر قانون را
جاوید بقا باد که تا دفع کند
عدلش ز سر من ستم گردون را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۲ - برخیز اگر دسترسی هست ترا
برخیز اگر دسترسی هست ترا
میدان بیقین که نیست پیوست ترا
در یاب و مده فرصت امکان از دست
شاید که دگر می نرسد دست ترا
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۳ - در فتنه این و آن میفکن خود را
در فتنه این و آن میفکن خود را
در بیم و بلای جان میفکن خود را
کاریکه در آن بسعی تو حاجت نیست
ز نهار در آن میان میفکن خود را