تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سعدی : قطعات
شماره ۸۵ - تا سگان را وجود پیدا نیست
تا سگان را وجود پیدا نیست
مشفق و مهربان یکدگرند
لقمه‌ای در میانشان انداز
که تهیگاه یکدگر بدرند
سعدی : قطعات
شماره ۸۷ - نکنی دفع ظالم از مظلوم
نکنی دفع ظالم از مظلوم
تا دل خلق نیک بخراشند
تا تو با صید گرگ پردازی
گوسفندان هلاک می‌باشند
سعدی : قطعات
شماره ۸۸ - هر کجا دردمندی از سر شوق
هر کجا دردمندی از سر شوق
گوش بر نالهٔ حمام کند
چارپایی برآورد آواز
وان تلذذ برو حرام کند
حیف باشد صفیر بلبل را
که زفیر خر ازدحام کند
کاش بلبل خموش بنشستی
تا خر آواز خود تمام کند
سعدی : قطعات
شماره ۹۱ - نفس ظالم، مثال زنبورست
نفس ظالم، مثال زنبورست
که جهانش ز دست می‌نالند
صبر کن تا بیوفتد روزی
که همه پای بر سرش مالند
سعدی : قطعات
شماره ۹۲ - آسیا سنگ ده هزار منی
آسیا سنگ ده هزار منی
به دور مرد از کمر بگردانند
لیکن از زیر به زبر بردن
به هزار آدمیش نتوانند
سعدی : قطعات
شماره ۹۵ - رسم و آیین پادشاهانست
رسم و آیین پادشاهانست
که خردمند را عزیز کنند
وز پس عهد او وفاداری
با خردمندزاده نیز کنند
سعدی : قطعات
شماره ۹۹ - آدمی‌سان و نیک محضر باش
آدمی‌سان و نیک محضر باش
تا تو را بر دواب فضل نهند
تو به عقل از دواب ممتازی
ورنه ایشان به قوت از تو بهند
سعدی : قطعات
شماره ۱۰۰ - تا نگویی که عاملان حریص
تا نگویی که عاملان حریص
نیک‌خواهان دولت شاهند
کانچه در مملکت بیفزایند
از ثنای جمیل می‌کاهند
راحت از مال وی به خلق رسان
تا همه عمر و دولتش خواهند
سعدی : قطعات
شماره ۱۰۲ - هیچ فرصت ورای آن مطلب
هیچ فرصت ورای آن مطلب
که کسی مرگ دشمنان بیند
تا نمیرد یکی به ناکامی
دیگری دوستکام ننشیند
تو هم ایمن مباش و غره مشو
که فلک هیچ دوست نگزیند
شادکامی مکن که دشمن مرد
مرغ، دانه یکان یکان چیند
سعدی : قطعات
شماره ۱۰۴ - ناکسان را فراستیست عظیم
ناکسان را فراستیست عظیم
گرچه تاریک طبع و بدخویند
چون دو کس مشورت برند به هم
گویند این عیب من همی گویند
سعدی : قطعات
شماره ۱۰۸ - متکلف به نغمه در قرآن
متکلف به نغمه در قرآن
حق بیازرد و خلق را بربود
آن یکی خسر آن دگر باشد
مایه وقتی زیان و وقتی سود
ناخوش‌آواز اگر دراز کشد
نه خداوندی خلق ازو خشنود
سعدی : قطعات
شماره ۱۱۴ - روز قالی فشاندنست امروز
روز قالی فشاندنست امروز
تا غبار از میان ما برود
چون مگس در سرای گرد آمد
خوان نباید نهاد تا برود
هر که ناخوانده آید از در قوم
نیک باشد که ناشتا برود
سعدی : قطعات
شماره ۱۱۶ - هر که بینی مراد و راحت خویش
هر که بینی مراد و راحت خویش
از همه خلق بیشتر خواهد
و آن میسر شود به کوشش و رنج
که قضا بخشد و قدر خواهد
ای که می‌خواهی از نگارین کام
با نگارش بگوی اگر خواهد
دختر اندر شکم پسر نشود
گرچه بابا همی پسر خواهد
تیز در ریش کاروانسالار
گر بدان ده رود که خر خواهد
سعدی : قطعات
شماره ۱۱۸ - ناگهان بانگ در سرای افتد
ناگهان بانگ در سرای افتد
که فلان را محل وعده رسید
دوستان آمدند تا لب گور
قدمی چند و باز پس گردید
وان کزو دوستر نمی‌داری
مال و ملک و قباله برد و کلید
وین که پیوسته با تو خواهد بود
عمل تست نفس پاک و پلید
نیک دریاب و بد مکن زنهار
که بد و نیک باز خواهی دید
سعدی : قطعات
شماره ۱۲۴ - صانع نقشبند بی مانند
صانع نقشبند بی مانند
که همه نقش او نکو آید
رزق طایر نهاده در پر و بال
تا به هر طعمه‌ای فرو آید
روزی عنکبوت مسکین را
پر دهد تا به نزد او آید
سعدی : قطعات
شماره ۱۲۷ - بندگان را ز حد به در منواز
بندگان را ز حد به در منواز
این سخن سهل تستری گوید
کانکه با خود برابرش کردی
بیم باشد که برتری جوید
سعدی : قطعات
شماره ۱۲۸ - بود در خاطرم که یک چندی
بود در خاطرم که یک چندی
گرچه هستم به اصل و دانش حر
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر
بندگی درت کنم چندی
بی‌ریا همچو ایبک و سنقر
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر
سعدی : قطعات
شماره ۱۳۵ - عنکبوت ضعیف نتواند
عنکبوت ضعیف نتواند
که رود چون درندگان به شکار
رزق او را پری و بالی داد
تا به دامش دراوفتد ناچار
سعدی : قطعات
شماره ۱۳۸ - هاونا گفتم از چه می‌نالی
هاونا گفتم از چه می‌نالی
وز چه فریاد می‌کنی هموار
گفت خاموش چون شوم سعدی
کاین همه کوفت می‌خورم از یار
سعدی : قطعات
شماره ۱۴۰ - هر که مشهور شد به بی‌ادبی
هر که مشهور شد به بی‌ادبی
دگر از وی امید خیر مدار
آب کز سرگذشت در جیحون
چه بدستی، چه نیزه‌ای، چه هزار