تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۴ - آنخواجه که دارد کف دربار چو میغ
آنخواجه که دارد کف دربار چو میغ
و آن گرد که خون چکانداز میغ بتیغ
دارد خبر از من که زمن لاشه خرم
جو خواهد و که گرچه بدو هست دریغ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۵ - چون آتش و آب گر نشستی در میغ
چون آتش و آب گر نشستی در میغ
هم دست اجل بر تو کشد ناگه تیغ
رو چاره کار خویشتن کن امروز
ز آن پیش که گویند که بیچاره دریغ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۶ - از کوی تو دلفکار رفتیم دریغ
از کوی تو دلفکار رفتیم دریغ
با ناله زار زار رفتیم دریغ
نادیده جمال یار رفتیم دریغ
نومید ازین دیار رفتیم دریغ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۷ - ای حکم ترا مطیع از قاف بقاف
ای حکم ترا مطیع از قاف بقاف
وی جمله شهانرا سر کوی تو مطاف
با همچو توئی روا بود همچو منی
پیوسته دوان در طلب قدر کفاف
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۸ - بگذر بچمن موسم گل جام بکف
بگذر بچمن موسم گل جام بکف
تا رخ نهد آفتاب عیشت بشرف
بنگر تو بنرگس ار ندیدی که بود
پیرامن آفتاب پروین زده صف
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۹ - روی تو فروغ آفتابست به لطف
روی تو فروغ آفتابست به لطف
یا عکس گل تازه در آبست به لطف
برگرد بناگوش تو خوشبو عرقت
چون بر سمن افشانده گلابست به لطف
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۰ - کنجی ورفاغی و فراغی از خلق
کنجی ورفاغی و فراغی از خلق
حاصل کن و بگذر ز سر اطلس و دلق
از آب قناعت ار برای غسلی
آتش کند از تو دفع چون روغن طلق
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۱ - فریاد ز ناوک جگر دوز فراق
فریاد ز ناوک جگر دوز فراق
و ز آتش جانگداز دلسوز فراق
چون زلف تو کو شبی دراز ایدلبر
تا با تو کنم شکایت روز فراق
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۲ - شب تیره و صبح گشته روشن زافق
شب تیره و صبح گشته روشن زافق
چون عارض دلدار ز پیروزه تتق
دریاب صبوح را و نومید مباش
کافزون ز شمارست بدادار طرق
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۳ - ای در سر تو فتاده سودای عراق
ای در سر تو فتاده سودای عراق
بد بود که افتاد ترا رأی عراق
تو تا ز خراسان شده ئی بر دم تو
کس می نزند دم بجز از نای عراق
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۴ - ای ریخته از شرم کفت ابر عرق
ای ریخته از شرم کفت ابر عرق
بر جمله جهان جسته بهر کار سبق
در مسند سروری و صدری ننشست
هرگز چو تو سرور گهر بخش بحق
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۵ - این گنبد سبز از شفق مرجان رنگ
این گنبد سبز از شفق مرجان رنگ
دانی بچه ماند ایدل با فرهنگ
طاسیست زمردین مرصع بعقیق
جامیست جهان نما پر از باده و بنگ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۶ - با جمله هنروران بکین است فلک
با جمله هنروران بکین است فلک
وز خلق زمانه بهگزینست فلک
من زاهل هنروین بر او عیب تمام
آری چه توان کرد چنین است فلک
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۷ - چون خواجه بشد چه نام باقی و چه ننگ
چون خواجه بشد چه نام باقی و چه ننگ
چون ماند بوارثان چه یاقوت و چه سنگ
باز آمدنت نیست بمقصود شتاب
روزی دو که در جهانت افتاد درنگ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۸ - دلدار من ار سر بفرازد چون چنگ
دلدار من ار سر بفرازد چون چنگ
کار من دلخسته بسازد چون چنگ
هر چند همی زند قضا همچو دفم
روزی باشد که مینوازد چون چنگ
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳۹ - مائیم و می روح فزا چون دم مشک
مائیم و می روح فزا چون دم مشک
لیکن بر اهل عصر چه مشک و چه پشک
در پای عوام کشته گشتند خواص
آتش چو در افتاد نه تر ماند و نه خشک
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۴۰ - ای پیکر تو گنج روان همه فضل
ای پیکر تو گنج روان همه فضل
عقل تو مرا داده نشان همه فضل
هر نکته ز تو عالم جانی همه لطف
هر یکسر موی تو جهان همه فضل
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۴۱ - دی شاه بتان سوار اسبی چون پیل
دی شاه بتان سوار اسبی چون پیل
میکرد بهر گوشه چو فرزین تحویل
خورشید پیاده در رکابش میرفت
میکرد رخ خاک بخدمت تقبیل
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۴۲ - با نیک و بد زمانه در ساز ایدل
با نیک و بد زمانه در ساز ایدل
وز دشمن خویش دوست بر ساز ایدل
خواهی که شود منظر تو روضه قدس
از خار مغیلان گل تر ساز ایدل
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۴۳ - ز ابروی تو و روی تو در ملک جمال
ز ابروی تو و روی تو در ملک جمال
حالی عجب افتاد و چگویم که چه حال
دیدند ز روی و ابرویت خلق جهان
یک غره مه که باشد او را دو هلال