تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۴ - در حیرتم از قاضی احکام کهن
در حیرتم از قاضی احکام کهن
کز حکم ویند اهل جهان بی سر و بن
محکم سجلی بسته که اینکار تو نیست
پس حکم همی کند که اینکار بکن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۵ - خوشباش که روزی رسد ای ابن یمین
خوشباش که روزی رسد ای ابن یمین
حاجت نبود مگر بکوشش چندین
از دست طمع محنت و خواری چه کشی
قانع شو و با راحت و عزت بنشین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۶ - هرگز دهنت ایصنم سیم سرین
هرگز دهنت ایصنم سیم سرین
با پسته برابر نکند ابن یمین
زیراک میان هر دو فرقیست تمام
اینرا لب نوشین بود آنرا شکرین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۷ - یا رب بچه موجب بمن بیسر و بن
یا رب بچه موجب بمن بیسر و بن
هر لحظه غمی نو دهد اینچرخ کهن
دارم بقضا رضا ولی میگویم
دردم چو تو داده ئی دوا نیز تو کن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۸ - دی گفت مرا یکی که ای عهد شکن
دی گفت مرا یکی که ای عهد شکن
نه گفته بدی که می نخواهم خوردن
دل گفت بدین رسن فرو چه نشوی
گر کون خری ز نخ زند گو میزن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۴۹ - دوری ز من ای یار پسندیده من
دوری ز من ای یار پسندیده من
وی روشنی دیده غمدیده من
آنروز که جان من شدی دانستم
کز روی تو محروم بود دیده من
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۰ - خواهی که شوی با طرب و عیش قرین
خواهی که شوی با طرب و عیش قرین
زنهار که بر حضر سفر را مگزین
از خانه بگلزار سفر میکن و بس
مرد سفر دور نئی ابن یمین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۱ - هستم ز خیالت ای بت سیم سرین
هستم ز خیالت ای بت سیم سرین
پیوسته قرین حور در خلد برین
با عشق من و حسن رخت بلبل و گل
این طعنه زند بران و آن خنده برین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۲ - در وصف تو هر چند زبان گفت سخن
در وصف تو هر چند زبان گفت سخن
از حالت من گه بیان گفت سخن
چون من تو و تو منی چگویم من و تو
آری چکنم چنین توان گفت سخن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۳ - باد سحری دوش من و یک دو سه تن
باد سحری دوش من و یک دو سه تن
بودیم در آرزوی آنسرو چمن
گفتیم که آرد بر ما خاک درش
باد سحر از میانه برخواست که من
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۴ - دی بر سر خاک دوستی دلبر من
دی بر سر خاک دوستی دلبر من
از دیده گلاب ریخت بر برگ سمن
گفتم مگری ندا کن آنرا که ترا
آورد بگریه تا زند چاک کفن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۵ - نتوان سخن از دهان تنکت گفتن
نتوان سخن از دهان تنکت گفتن
زیراک نگنجد اندرو هیچ سخن
گر با دهنت پسته کند هم تنگی
بر در دهن و زبانش از بیخ بکن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۶ - با نرگس جادوی تو گفت ابن یمین
با نرگس جادوی تو گفت ابن یمین
کز تست دل خسته چنین زار و حزین
ناگاه بگوش او فرو گفت خرد
برخیز و مده صداع مستان چندین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۷ - رفتم بشما هنوز مایل دل من
رفتم بشما هنوز مایل دل من
با آنکه ز کس نگشت حل مشکل من
از خاک در شما چو بادم گذران
بر آتش و آب چشم و دل منزل من
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۸ - گه آتش غم شعله زند در دل من
گه آتش غم شعله زند در دل من
گه آب دو دیده تر کند منزل من
ایچرخ فلک که باد خاکت بر سر
از دور تو باد است همه حاصل من
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۵۹ - شاها چو نمیتوان گرفتن کم نان
شاها چو نمیتوان گرفتن کم نان
خوشوقت کسی دان که بود همدم نان
مپسند که بر کنار خوان کرمت
خلقان همه نان خورند و چاکر غم نان
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۰ - چون زلف بنفشه را صبا داد شکن
چون زلف بنفشه را صبا داد شکن
دم بی می لاله رنگ گلبوی مزن
خاصه بمضاحک اندر آمد بلبل
وز خنده بماند غنچه را باز دهن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۱ - هر چند بود کعبه اسلام کنون
هر چند بود کعبه اسلام کنون
در مرتبه از کنشت صد پایه فزون
زنهار بدین نیز به خواری منگر
کین هست هم از دائره کن فیکون
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۲ - گر هست کسیکه حکم او هست روان
گر هست کسیکه حکم او هست روان
پس هر چه کند بنده تو از بنده مدان
فارغ شده اند از بدو از نیک جهان
ممکن نبود وقوع تغییر در آن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۳ - در دیده دریا وشم آنجان جهان
در دیده دریا وشم آنجان جهان
تا رسته دندان گهر کرد عیان
رفت از پی گوهر طلبیدن دل من
با قافله ئی بسوی بحرین روان