تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۰ - ای دل چو به تو چشم تو بهتر نگرد
ای دل چو به تو چشم تو بهتر نگرد
ترسم که ترا چو شمع چشمت بخورد
از دیده بر آتش تو ریزم آبی
تا از تو بلای چشم من در گذرد
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۱ - چون است که عشق اول از تن خیزد
چون است که عشق اول از تن خیزد
زو بر دل و تن هزار شیون خیزد
آری بخورد زنگ همی آهن را
هر چند که زنگ هم ز آهن خیزد
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۲ - ای معطی دولت ای سرافراز عمید
ای معطی دولت ای سرافراز عمید
ای صاحب روزگار منصور سعید
تا شادی و غم ردیف وعد است و وعید
بدخواه تو عود باد و ایام تو عید
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۳ - یارب تو کنی عید که گرداند عید
یارب تو کنی عید که گرداند عید
بر بوالفرج رونی منصور سعید
تا راحت و محنت است وعد است و وعید
منصور سعید باد منصور سعید
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۴ - با هجر من ضعیف را تاب نماند
با هجر من ضعیف را تاب نماند
آرام نماند با من و خواب نماند
در مرحله ها مسجد و محراب نماند
کز من بگذر ز اشک غرقاب نماند
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۵ - مسکین تن بی خواب مرا تاب نماند
مسکین تن بی خواب مرا تاب نماند
خواب از بر من به تیر پرتاب نماند
چون گرد من از سرشگ پایاب نماند
نشگفت گرم به آب در خواب نماند
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۶ - ای جوی فراق در تو پایاب نماند
ای جوی فراق در تو پایاب نماند
با موج تو کشتی مرا تاب نماند
ای کعبه ی وصل، بی توام خواب نماند
خرسندیم از تو جز به محراب نماند
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۷ - بر یاد جمال ملک چشمم به غنود
بر یاد جمال ملک چشمم به غنود
از لفظ قضا شنو که گوشم چه شنود
ای خفته رساندت به آزادی زود
گر بنده رشید خاص را خواهی بود
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۸ - چون دیده ی من به سوی جانان نگرد
چون دیده ی من به سوی جانان نگرد
ترسان نگرد ز خلق و پنهان نگرد
چشم سر من در تو بدانسان نگرد
چون دیده ی مرده کز پس جان نگرد
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۱۹ - گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
اندوه بزرگ تو در او چون گنجید
گفتا که ز دل بدیده باید نگرید
خرد است و بدو بزرگها به توان دید
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۰ - چون باز به صید یاوه باز تو شود
چون باز به صید یاوه باز تو شود
بر تخت سپهر مهره باز تو شود
گر ماه به شکل چشم باز تو شود
از بیم تو چون ناخن باز تو شود
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۱ - تا جزع هوات را دلم حرز افتاد
تا جزع هوات را دلم حرز افتاد
زو چون تب لرزه بر تنم لرز افتاد
از عشق توام کار به اندرز افتاد
وزدی بچه زخم تو به آن درز افتاد
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۲ - پیوسته مرا دل به هوای تو کشد
پیوسته مرا دل به هوای تو کشد
و اندیشه به یاد دلگشای تو کشد
جانم نفس عجز برای تو کشد
ماننده آن نفس که نای تو کشد
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۳ - از هر که دهد پند شنودن باید
از هر که دهد پند شنودن باید
با هر که بود رفق نمودن باید
به کاشتن و نیک فزودن باید
زیرا که پس از کشت درودن باید
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۴ - ای مایه اعتصام خلق ای منصور
ای مایه اعتصام خلق ای منصور
ای معتصم دگر به فریاد و نفور
خورشیدی و خورشید نباشد معذور
گر زو نرسد نظر به نزدیک و به دور
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۵ - در ظلمت شبهای فراق ای دلبر
در ظلمت شبهای فراق ای دلبر
بینی که چگونه می برم عمر به سر
ضایع نشود ریختن خون جگر
کاخر به دمد صبح امید چاکر
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۶ - از بهر چرا مرا نداری معذور
از بهر چرا مرا نداری معذور
گر من به دلی دو عشق را سازم سور
یک دل بدو اندیشه کشد مهر دوحور
یک تن بدو سایه خیزد از عکس دو نور
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۷ - گر عاشق دلسوخته بی تدبیر
گر عاشق دلسوخته بی تدبیر
پیغام دهد که از توام نیست گزیر
صفرا چه کنی رحم کن ای بدر منیر
پای تو گرفته است رهی دستش گیر
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۸ - ز آن عهد پر از نفاقت ای شمع سرور
ز آن عهد پر از نفاقت ای شمع سرور
چون آتش شب نمای نزدیک ز دور
چون از تف تابش تو گشتیم نفور
خواهی همه نار باش و خواهی همه نور
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۲۹ - شبهای دراز تو به آرام و به ناز
شبهای دراز تو به آرام و به ناز
خوش خفته و خواب با تو گشته دمساز
مسکین من بیدل چه به شبهای دراز
چون چشم فلک نیایدم چشم فراز