تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای آن که تو را میل به گلزار بود
ای آن که تو را میل به گلزار بود
دانی که چرا گل همه رخسار بود
یعنی که مرا مبو که معشوقان را
از عاشق خویش روی در کار بود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۰ - ای آن که تو را مدار بر زور بود
ای آن که تو را مدار بر زور بود
گر معنی من بری کجا دور بود
از بس که حریص شهرتی میخواهی
پیش از گفتن شعر تو مشهور بود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۱ - آن بی حاصل که وصل بگذاشته بود
آن بی حاصل که وصل بگذاشته بود
دوری از یار سهل پنداشته بود
میرفت و دل شکسته با خود میبرد
مسکین آتش به توشه برداشته بود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۲ - دی با بُت هرزه گرد بی حاصل خود
دی با بُت هرزه گرد بی حاصل خود
گفتم مهی از فکر کنی با دل خود
این است میان تو و مه فرق که ماه
ماهی دو سه روز هست در منزل خود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۳ - نقش رخ او ز چشم بینا نرود
نقش رخ او ز چشم بینا نرود
وین چشمه آب عکس اصلا نرود
آینه صورت جهان دیگریم
نقشی که درآید به دل ما نرود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۴ - از گریه اگر چه یار همدم نشود
از گریه اگر چه یار همدم نشود
آن نیست کزو سوز دلی کم نشود
از گریه ابر خار خشک اندر باغ
ز آتش برهد اگرچه خرّم نشود
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۵ - ای چشمم از انتظار روی تو سفید
ای چشمم از انتظار روی تو سفید
وی از تو دل امیدوارم نومید
کی شمع مرادم از تو روشن گردد
روشن نتوان نمود شمع از خورشید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۶ - اول طلب بخت بلندی باید
اول طلب بخت بلندی باید
وانگه ز لب تو نوش خندی باید
از بزم مرانم چو نشستی با غیر
کای صحبت گرم را سپندی باید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۷ - از دیده زهاد اگر زود آید
از دیده زهاد اگر زود آید
چون در غم عشق نیست بی سود آید
هر گریه اگر قبول معبود آید
طاعت بود آن گریه که از دود آید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۸ - در علم و عمل هرکه مکمل گردید
در علم و عمل هرکه مکمل گردید
گویند که چون مرد به مطلب برسید
ما چون به خدا رسیم کاندیشه ما
هرچند که جان داد جایی نرسید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۹ - عمریست که دل حدیث وصلت گوید
عمریست که دل حدیث وصلت گوید
سرگشته تر از باد بهر سو گوید
هردم به مزاری برد از بهر تو شمع
خورشیدی و مسکین به چراغت جوید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۰ - ای راحت دیده و دل ای نور بصر
ای راحت دیده و دل ای نور بصر
تا کی به غم و هجر برم عمر به سر
انداختی از نظر چو بشکست دلم
آری چو شکست آینه افتد ز نظر
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۱ - در دام تو هر دم کشم آزار دگر
در دام تو هر دم کشم آزار دگر
ای کاش کند در قفسم بار دگر
از دام قفس به که نخواهم دیدن
در پهلوی خویشتن گرفتار دگر
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۲ - اینک مشهد ای دل از غفلت کور
اینک مشهد ای دل از غفلت کور
اخلع نعلیک این چه عجب ست و غرور
انصاف بده تو بهتر از موسایی
یا روضه پاک طوس کمتر از طور
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۳ - تا نزد یکی بیار زو دوری دور
تا نزد یکی بیار زو دوری دور
از دور رهت دهند در بزم حضور
خورشید که میکند طلوع از مشرق
می اندازد نخست بر مغرب نور
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۴ - از چشم تو مرد و زن نفورند نفور
از چشم تو مرد و زن نفورند نفور
چشمت بکن ای چشم بد از روی تو دور
با چشم کبود و ریش سرخ و رخ زرد
چون گردیدی برو سیاهی مشهور
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۵ - ای خواجه به سوی حق ز دنیای مجاز
ای خواجه به سوی حق ز دنیای مجاز
چون برگردی نماند این بیشی و ناز
بنگر که دوکس چون زرهی برگردند
آنکس که بود پیش ز پس ماند باز
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۶ - یک ذره ز خاک پای آن ماه طراز
یک ذره ز خاک پای آن ماه طراز
گر زان که به دستت افتد ای محرم راز
در چشم تر انداز که پیش از من و تو
گفتند نکویی کن و در آب انداز
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۷ - ای آن که به حسن و حسن صوتی ممتاز
ای آن که به حسن و حسن صوتی ممتاز
زیبد که کنی بر همه عالم ناز
تو بهتری از یوسف و داود بلی
داود نداشت حسن و یوسف آواز
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۸ - دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
معذورم اگر نموده ام دیده فراز
تاریک شد است بی تو بر من عالم
در تاریکی دیده چه پوشیده چه باز