تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱ - دلبر که به حسن او نبودست و نه هست
دلبر که به حسن او نبودست و نه هست
آمد بر من دوش نه هشیار، نه مست
او مست ز باده بود و من مست از حسن
او آمده در عتاب و من رفته ز دست
امامی هروی : رباعیات
شماره ۲ - در عالم عشق طور، طور غم تست
در عالم عشق طور، طور غم تست
در دور زمانه جور، جور غم تست
در ساغر دیده زان مدامست مرا
خونابه ی دل که دور، دور غم تست
امامی هروی : رباعیات
شماره ۳ - آن شب که ملازم فروغ روز است
آن شب که ملازم فروغ روز است
و آنروز که شب بروز مهرافروز است
عقد شکن زلف بت سیم تن است
خورشید رخ خوش پسر زر دوز است
امامی هروی : رباعیات
شماره ۴ - راهی ز زبان ما به دل پیوسته‌ست
راهی ز زبان ما به دل پیوسته‌ست
کاسرار جهان جان در آن ره بسته‌ست
تا هست زبان بسته، گشاده است آنرا
چون گشت زبان گشاده آن ره بسته‌ست
امامی هروی : رباعیات
شماره ۵ - تا حاصل دردم سبب درمان گشت
تا حاصل دردم سبب درمان گشت
پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت
جان و دل و تن حجاب ره بود و کنون
تن دل شد دل جان شد و جان جانان گشت
امامی هروی : رباعیات
شماره ۶ - کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود
کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود
چند از رخ تو زلف تو در تاب شود
لؤلؤ بنما، ز لعل، تا درّ خوشاب
در کام صدف ز شرم او آب شود
امامی هروی : رباعیات
شماره ۷ - شیرین دهنت چون صفت جان دارد
شیرین دهنت چون صفت جان دارد
خود را سزد ار، ز دیده پنهان دارد
آن چشمه که خضر یافت زو آب حیات
لعل تو بهر لطیفه ی آن دارد
امامی هروی : رباعیات
شماره ۸ - هرگه که دل خسته در آن می کوشد
هرگه که دل خسته در آن می کوشد
کز ساغر چشمم، می لعلت نوشد
عناب لبت، مردمک چشم مرا
گوید: مگرت هنوز خون می جوشد؟
امامی هروی : رباعیات
شماره ۹ - ز آن پیش مرا که روح در پرده شود
ز آن پیش مرا که روح در پرده شود
نشگفت گر از روح تو پرورده شود
لطفی کند آزرده دلم را نفسی
لعلت که ز لطف نفس آورده شود
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۰ - نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد
نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد
خاک از زر و سنگ از گهر و خار از ورد
در سایه فسرده، لاف خورشید زنی
ای سایه دیوار طبیعت پر ورد
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۱ - بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور
بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور
دریا گردد، کنارم از خون جگر
در آرزویت، چو مویت اندر تابم
تا بر دگری تافتی ای نور بصر
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۲ - جانا می لعل ارغوانیت که داد
جانا می لعل ارغوانیت که داد
دو شینه شراب کامرانیت که داد
مطرب چه ترانه زد حریف تو که بود
ساقیت که بود و دوستکانیت که داد
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۳ - ای دل غم این جهان بیهوده مخور
ای دل غم این جهان بیهوده مخور
بیهوده نئی غمان بیهوده مخمور
چون بوده گذشت و، نیست نابوده پدید
خوش باش و غم جهان بیهوده مخور
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم
ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم
یا همچو، صبا و شب دیجور بهم
ماننده آفتاب و حربا شب و روز
تا کی نگریم هر دو از دور بهم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۵ - ای از پی دیدار تو ام در سر چشم
ای از پی دیدار تو ام در سر چشم
با مهر رخ تست مرا در خور چشم
از دل نگرم در تو، نه از دیده که هست
دیدار تو جان و جان نیاید در چشم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۶ - ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم
ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم
هجران توام گشوده سیلاب ز چشم
در فرقت تو یکنفسم خالی نیست
خاک از سر و آتش از دل و آب ز چشم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۷ - آن ماه که پرورده ی مهر اویم
آن ماه که پرورده ی مهر اویم
دی گفت غزل مگو که من می گویم
گفتم چو حدیث زلف و خال تو رود
دانی که بگفتن غزل نیکویم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۸ - در دور سپهر مهر ساقی مائیم
در دور سپهر مهر ساقی مائیم
سر مست مدام اشتیاقی مائیم
در آینه ی وجود کردیم نظر
مائیم که ما نه ایم و باقی مائیم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۱۹ - بی روی تو گرزآنکه نمی داشت دلم
بی روی تو گرزآنکه نمی داشت دلم
هم چشم وفا از تو همی داشت دلم
تو چشم دل منی و در معرض جان
از چشم خود این چشم نمی داشت دلم
امامی هروی : رباعیات
شماره ۲۰ - ای نه فلک از کلک تو در تحت رقوم
ای نه فلک از کلک تو در تحت رقوم
وی یافته از تو رونق احکام نجوم
نی نی غلطم، غلط که جز خط تو نیست
امروز محیط مرکز علم علوم