تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۴ - ای آنک برِ تو قدر دارد آهی
ای آنک برِ تو قدر دارد آهی
درویشی را فضل نهی بر شاهی
آنجا که عنایت تو باشد باشد
کاهی کوهی وگرنه کوهی کاهی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۵ - دل پرتو لطف تست رایش بفزای
دل پرتو لطف تست رایش بفزای
در مقعد صدق خویش جایش بنمای
شهباز سپید عالم پاک است او
این زنگلهٔ خاک زپایش بگشای
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۶ - ای آنک به دوست جان دشمن بخشی
ای آنک به دوست جان دشمن بخشی
مسکینان را هزار مسکن بخشی
بر درگه تو پیر شدم گرچه بدم
شاید که مرا به پیری من بخشی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۷ - در راه توَم گر زیم و گر میرم
در راه توَم گر زیم و گر میرم
دل بر که نهم چون زتو دل برگیرم
پیری برِ رحمت تو قدری دارد
چون بر در تو پیر شدم بپذیرم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۸ - یا رب مددی زلطف تعیینم کن
یا رب مددی زلطف تعیینم کن
تحصیل رضای خویش آیینم کن
داعی اجل چون طلب روح کند
توحید به وقت نزع تلقینم کن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۹ - آنجا که نه پیدا نه نهان در گنجد
آنجا که نه پیدا نه نهان در گنجد
کی داعیهٔ سود و زیان در گنجد
اما چو گناه عاصیان عفو کنند
باشد که رهی در آن میان در گنجد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۰ - لطفی بکنی عنایت از سر گیری
لطفی بکنی عنایت از سر گیری
زین نقد دغل که می زنم زرگیری
در مملکتت هیچ نیاید خللی
گر هیچ کسی را به کسی برگیری
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۱ - بنیاد دل ما غم تو ویران کرد
بنیاد دل ما غم تو ویران کرد
ما را هوس عشق تو سرگردان کرد
زآنجا که تویی مگر که لطفی بکنی
پیداست کز اینجا که منم چه توان کرد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۲ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
مقبول تو جز مقبل جاوید نشد
لطفت به کدام ذرّه پیوست دمی
کان ذرّه به از هزار خورشید نشد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۳ - فرمان فرمان اگر فرستی شاید
فرمان فرمان اگر فرستی شاید
درمان درمان ما از آن افزاید
عصیان عصیان گرچه زما می آید
احسان احسان زحضرتت می آید
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۴ - ای خالق هر توانگر و هر درویش
ای خالق هر توانگر و هر درویش
می سازی کار هر یک از اندک و بیش
از لطف و کرم ساخته کن کار جهان
کز صنع تو یک ذرّه نگردد کم و بیش
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۵ - در آتش عشق رنگ دل بزاید
در آتش عشق رنگ دل بزاید
جز در غم عاشقی طرب نفزاید
در عشق دل و دلبر ثابت باید
یا رب تو دلی بخش که آن را شاید
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۶ - چون من به تو دادم دل و دین بس باشد
چون من به تو دادم دل و دین بس باشد
نفرین توم از آفرین بس باشد
من می گویم جمله تویی من هیچم
تسبیح بزرگ من همین بس باشد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۷ - من لوح دل از جمله امانی شستم
من لوح دل از جمله امانی شستم
جان را زنشاط و کامرانی شستم
تا آتش سودای تو در جان من است
من دست از آب زندگانی شستم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۸ - مقصود میان من و تو پنهان است
مقصود میان من و تو پنهان است
دل را سببی هست که سرگردان است
زینجا که منم حدیث بس دشوار است
زآنجا که قبول تست بس آسان است
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۹ - ای جان مرا امید جاوید به تو
ای جان مرا امید جاوید به تو
روشن دل من چو روی خورشید به تو
فارغ کنم از امید و بیم دگران
چون بیم دلم زتست و اومید به تو
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۰ - ای از تو خرابی سبب آبادی
ای از تو خرابی سبب آبادی
وای در غم تو هزار جان را شادی
در بندگیت از دو جهان آزادم
هرگز دیدی بنده بدین آزادی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۱ - از عقل بلند اگر نیم پستم گیر
از عقل بلند اگر نیم پستم گیر
هشیار زمانه گر نیم مستم گیر
با هر که زتو گریختم سود نداشت
از تو به تو در گریختم دستم گیر
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۲ - از خاک ره خود آبم ارزانی دار
از خاک ره خود آبم ارزانی دار
یا رؤیت خود به خوابم ارزانی دار
چون هستی تست کنج دلهای خراب
یا رب تو دل خرابم ارزانی دار
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۳ - از تست فتاده در خلایق شر و شور
از تست فتاده در خلایق شر و شور
در پیش تو درویش و توانگر همه عور
ای با همه در حدیث و گوش همه کر
وای با همه در حُضور و چشم همه کور